لعن حضرت ابراهیم  ع بر قاتلین امام حسین ع
19 مرداد 1400 - 22:39
بازدید 44
پ
پ

بحار الأنوار (ط – بيروت)، ج‏44، ص 242

3– وَ رُوِيَ‏ أَنَّ إِبْرَاهِيمَ ع مَرَّ فِي أَرْضِ كَرْبَلَاءَ وَ هُوَ رَاكِبٌ فَرَساً فَعَثَرَتْ بِهِ وَ سَقَطَ إِبْرَاهِيمُ وَ شُجَّ رَأْسُهُ وَ سَالَ دَمُهُ فَأَخَذَ فِي الِاسْتِغْفَارِ وَ قَالَ إِلَهِي أَيُّ شَيْ‏ءٍ حَدَثَ مِنِّي فَنَزَلَ إِلَيْهِ جَبْرَئِيلُ وَ قَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ مَا حَدَثَ مِنْكَ ذَنْبٌ وَ لَكِنْ هُنَا يُقْتَلُ سِبْطُ خَاتَمِ الْأَنْبِيَاءِ وَ ابْنُ خَاتَمِ الْأَوْصِيَاءِ فَسَالَ دَمُكَ مُوَافَقَةً لِدَمِهِ قَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ مَنْ يَكُونُ قَاتِلُهُ قَالَ لَعِينُ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِينَ وَ الْقَلَمُ جَرَى عَلَى اللَّوْحِ بِلَعْنِهِ بِغَيْرِ إِذْنِ رَبِّهِ فَأَوْحَى اللَّهُ تَعَالَى إِلَى الْقَلَمِ أَنَّكَ اسْتَحْقَقْتَ الثَّنَاءَ بِهَذَا اللَّعْنِ فَرَفَعَ إِبْرَاهِيمُ ع يَدَيْهِ وَ لَعَنَ يَزِيدَ لَعْناً كَثِيراً وَ أَمَّنَ فَرَسُهُ بِلِسَانٍ فَصِيحٍ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ لِفَرَسِهِ أَيَّ شَيْ‏ءٍ عَرَفْتَ حَتَّى تُؤَمِّنُ عَلَى دُعَائِي فَقَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ أَنَا أَفْتَخِرُ بِرُكُوبِكَ عَلَيَّ فَلَمَّا عَثَرْتُ وَ سَقَطْتَ عَنْ ظَهْرِي عَظُمَتْ خَجْلَتِي وَ كَانَ سَبَبُ ذَلِكَ مِنْ يَزِيدَ لَعَنَهُ اللَّهُ تَعَالَى.

– روايت شده: عبور حضرت ابراهيم عليه السّلام كه سوار بر اسب بود به كربلا افتاد. پاى آن اسب به زمين گرفت و حضرت ابراهيم عليه السّلام به نحوى سقوط كرد كه سر مباركش شكست و خون جارى شد. آن بزرگوار شروع كرد به استغفار و گفت: پروردگارا! چه گناهى از من سرزده؟ جبرئيل نازل شد و گفت: گناهى از تو سر نزده. ولى چون سبط خاتم الأنبياء و پسر خاتم الاوصياء در اين جا شهيد خواهد شد. لذا خون تو جارى شد تا با خون مقدس وى موافقت كرده باشد.حضرت ابراهيم گفت: اى جبرئيل قاتل حسين كيست؟ فرمود: همان شخصى است كه اهل آسمانها و زمين او را لعنت كرده‏اند و قلم بدون اجازه پروردگار بر لعن وى جريان يافت! آنگاه خدا به قلم وحى كرد: تو براى اين لعنى كه بر قاتل امام حسين كردى سزاوار ثناء و درود مي باشى.

پس از اين جريان ابراهيم عليه السّلام دستهاى خود را بلند نمود و يزيد را فراوان لعن كرد و اسب آن حضرت با زبان فصيح آمين گفت! حضرت ابراهيم به اسب خود فرمود: مگر تو چه فهميدى كه براى دعاى من آمين گفتى!؟ گفت: يا ابراهيم من افتخار مي كنم كه تو بر من سوارشده‏اى، اما وقتى از پشت من سقوط كردى من بسيار خجل شدم و باعث اين خجالت من يزيد لعنة اللَّه عليه شد!!

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.