زندگانی امام رضا علیه السّلام
03 آذر 1399 - 10:06
بازدید 14
پ
پ

زندگانی امام رضا علیه السّلام

نام : علی – لقب : رضا –  کنیه: اباالحسن – که به ثامن الحجج ، عالِم آل محمّد ، ثامن الائمه و شمس الشموس معروف هستند.

فرزندان ایشان : ایشان دارای دو فرزند؛ یک پسر که امام محمد بن علی التقی، امام جواد (ع) و یک دختر می باشد.

تاریخ ولادت امام رضا (ع)

امام رضا (ع) در یازدهم ذی القعده سال ۱۴۸ هجرى در شهر مدینه پنج سال بعد از شهادت امام صادق علیه السّلام متولّد شدند. پدر بزرگوارشان حضرت موسی بن جعفر علیه السّلام و مادر گرامی شان نجمه خاتون بودند که بعد از ولادت ایشان به طاهره ملقّب شدند . و در آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجرى، در سن ۵۵ سالگى به شهادت رسیدند، در تاريخ سنّ شهادت آن‏ حضرت اختلاف است، جز اين كه اين تاريخ درست ‏تر است(ان شاء الله). آن حضرت در شهر طوس که بعدها به یُمن وجود ایشان خراسان نامیده شد، در قریه ی سناباد یعنی همان مشهد کنونی که تا نوقان به اندازه ی آوازرسى، فاصله داشت به دست مأمون مسموم و به شهادت رسیدند و در همان جا به خاك سپرده شدند. ایشان به مدّت بیست سال عهده دار امامت و ولایت شیعیان بودند.

 دوران امامت ایشان

 بقيّه ی سلطنت هارون الرشيد و بعد از او خلافت محمّد امين به مدّت سه سال و ۲۵ روز ، بعد او را خلع كردند و عمويش ابراهيم بن مهدى معروف بابن شكله ۱۴ روز به جاى او نشست باز دو مرتبه محمّد امین را آوردند و با او بيعت كردند در اين مرتبه يك سال و هفت ماه خليفه بود كه به دستور برادرش مأمون و به وسيله طاهر بن حسين كشته شد بعد مأمون به خلافت رسيد كه او را عبد اللَّه بن هارون مي گفتند. بيست سال خلافت كرد حضرت رضا عليه السّلام در زمان خلافت او شهيد شد.

 سه سال آخر امامت امام رضا (ع)

مأمون عباسی دوران سختی را برای تکیه زدن بر اریکه ی قدرت پشت سرگذاشته بود تا آن جایی که با کشتن برادر خود و فاصله گرفتن از خاندان عباسی حکومت را به دست گرفت . او دائماً از دشمنان و مخالفان خود در اندیشه بود و برای هر کدام از آنها نقشه ای جداگانه در سر می پروراند. به همین دلیل بود که درباره ی امام رضا (ع) هم با وزیر خود فضل بن سهل مشورت کرد، فضل به او سفاش اکید کرد که امام رضا علیه السّلام را از مدینه به محلِّ سکونت خود دعوت کند و حتماً ایشان را به مرو (خراسان) بیاورد. مأمون علیه العنه که از موقعیت امام رضا (ع) در بین شیعیان آگاه بود و جریحه دار بودن قلوب را از شهادت موسی بن جعفر علیه السّلام به خوبی می دانست،  تصمیم گرفت که ظواهر امر را رعایت کند به همین خاطر نامه هایی به امام رضا (ع) نوشت و ایشان را به خراسان دعوت کرد. در اولین نامه ی امام رضا (ع) جهاتی را برای انصراف از این سفر مطرح فرموده و به فرستادگان مأمون پاسخ منفی دادند. ولی مأمون دست بردار نبود و نامه های متعدّد برای حضرت نوشت و آمیخته ای از تهدید و التماس را در آنها گنجانید و بالاخره رسماً اجباری بودن این سفر را مطرح ساخت. امام رضا (ع) که منظور او را متوجّه بود ناچار شد خواسته اش را بپذیرد . وقتی مأمون پاسخ حضرت را شنید دو نفر یعنی رجاء بن ضحّاک و شخص دیگری به نام فرناس که از خدمتگذاران قدیمی هارون بودند را به دنبال حضرت به مدینه فرستاد  و به آنان گوشزد کرد که امام را از راه کوفه و قم نیاورند و از راه بصره  و اهواز و فارس بیاورند . البته در نامه های بعد نوشت که ایشان را از طریق کوه های اصفهان و از سمت “بست “در جنوب نیشابور به مرو بیاورند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.