💠🔶💠 حکایت تشرفات
🔸 امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف در مراسم حج
شیخ صدوق در کتاب کمال الدین به سند خود از ابونعیم انصاری و نیز علّامه مجلسی در بحار از کتاب غیبت شیخ اجل محمد بن الحسن طوسی به سند خود از احمد بن محمد انصاری روایت کرده است، که گفت:
همراه با جماعتی از زهّاد که تعدادشان به سی نفر میرسید و در میان آنها فرد مخلصی جز محمد بن القاسم علوی عقیقی نبود، در مکّه کنار مستجار بودم، که روز ششم ذی الحجه سال دویست و نود و سه ناگهان جوانی از میان طواف بر ما برآمد که با دو پارچه احرام بسته بود و نعلینی در دست داشت، چون چشم ما به او افتاد همگی از هیبتش برخاستیم و هیچ یک از ما باقی نماند مگر اینکه از جای برخاست و بر او سلام کرد.
سپس نشست و به سمت راست و چپ متوجه شد، آنگاه فرمود: آیا میدانید حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام در دعای الحاح چه میگفت؟
پرسیدیم چه میگفت؟ فرمود: او چنین میگفت:
«اَللَّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی بِهِ تَقُومُ السَّماء وَ بِهِ تَقُومُ الْاَرْضُ، وَ بِهِ تُفَرِّقُ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ ، وَ بِهِ تَجْمَعُ بَینَ الْمُتَفَرِّقِ وَ بِهِ تُفَرِّقُ بَیْنَ الْمُجْتَمِعِ ، وَ بِهِ اَحْصَیْتَ عَدَدَ الرِّمالِ، وَ زِنَة الجِبالِ، وَ کَیْلَ الْبِحارِ ، اَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اَنْ تَجْعَلَ لی مِنْ اَمْری فَرَجاً وَ مَخْرَجاً؛»
[پروردگارا من از تو میخواهم به حقّ اسم تو که آسمان به آن بر پا و زمین به آن برجاست و به آن بین حقّ و باطل جدا میکنی و به آن پراکنده را جمع مینمایی، و به آن جمع شده را پراکنده میکنی، و با آن عدد شنها و وزن کوهها و پیمانه دریاها را شماره کردی، از تو میخواهم که بر محمد و آل محمد درود فرستی و به امر من فرج و راه خلاصی قرار دهی.]
سپس برخاست و در طواف داخل شد، ما هم برخاستیم؛ ایستادیم تا رفت. ولی فراموش کردیم که از او بپرسیم که کیست، تا فردا همان وقت که از میان طواف به سوی ما آمد، ما نیز – همانند روز قبل – به احترام او از جای برخاستیم، او در وسط نشست، و به راست و چپ نگاهی انداخت و فرمود: آیا میدانید که امیرالمؤمنین علیه السلام بعد از نماز فریضه چه میگفت؟ گفتیم: چه میگفت؟ فرمود: چنین میگفت:
«اَللَّهُمَّ اِلَیْکَ رُفِعَتِ الْاَصْواتُ ، وَ دُعِیَتِ الدَّعَواتُ ، وَ لَکَ عَنَتِ الوُجُوهُ، وَ لَکَ خَضَعَتِ الرِّقابُ، وَ اِلَیْکَ التَّحاکُمُ فِی الْأَعمال، یا خَیْرَ مَسْئُوولٍ، وَ خَیرَ مَنْ أَعْطی، یا صادِقُ یا بارِئُ، یا مَنْ لا یُخْلِفُ الْمیعادَ، یا مَنْ اَمَرَ بِالدُّعاء، وَ تَکَفَّلَ بِالْاِجابَةِ، یا مَنْ قالَ: اُدْعُونی اَسْتَجِبْ لَکُمْ، یا مَنْ قالَ: وَ اِذا سَأَلَکَ عِبادِی عَنّی فَاِنّی قَریبٌ اُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ اِذا دَعان، فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ، یا مَنْ قالَ: یا عِبادِیَ الَّذین اَسْرَفُوا عَلی اَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً اِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ، لَبّیکَ وَ سَعْدَیکَ، ها أنا ذا بَینَ یدیک، المُسْرِفُ وَ أَنْتَ القائلُ: لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً؛»
[پروردگارا صداها به سوی تو بلند و دعاها به جانب تو خوانده میشود، و چهرهها [و سرها] برای تو فرود آمده، و گردنها در برابر تو خضوع یافته، و داوری اعمال به دست تو است، ای بهترین خوانده شدگان، و بهترین عطا کنندگان، ای راستین، ای پدیدآورنده، ای آنکه خلف وعده نمی کنی، ای آنکه به دعا کردن فرمان داده ای و اجابت را عهده دار شده ای، ای خدایی که فرمودی: مرا بخوانید شما را اجابت کنم، ای آنکه فرموده ای: و هرگاه بندگانم از من بپرسند پس همانا من نزدیکم دعای خواهنده را هرگاه مرا بخواند اجابت نمایم، پس باید که مرا اجابت کنند، و به من ایمان آورند باشد که راه رشد یابند، ای آنکه فرموده ای: ای بندگانم که بر خود زیاده روی کرده اید از رحمت خداوند ناامید نشوید که البته خداوند همه گناهان را میآمرزد همانا اوست بسیار آمرزنده مهربان، تو را اجابت میکنم و بسیار یاریت نمایم، اینک منم در پیشگاه تو که زیاده روی کننده ام، و تویی آن خدایی که فرموده ای: از رحمت خداوند ناامید نشوید که خداوند همه گناهان را میآمرزد.]
آنگاه بار دیگر پس از این دعا به سمت راست و چپ نگریست. سپس فرمود: آیا میدانید امیرالمؤمنین علیه السلام در سجده شکر چه میگفت؟ گفتیم: چه میگفت؟ فرمود: او میگفت:
«یا مَنْ لا یزیدُهُ اِلْحاحُ الْمُلِحّینَ اِلّا جُوداً وَ کَرَماً، یا مَنْ لَهُ خَزائِنُ السَّمواتِ وَ الْاَرْضِ، یا مَنْ لَهُ خَزائِنُ ما دَقَّ وَجَلَّ، لا تَمْنَعُکَ اِسائَتی مِنْ اِحْسانِکَ إلَیَّ اِنّی… 👇🏻👇🏻👇🏻
👈👈 اَسْئَلُکَ اَنْ تَفْعَلَ بی ما أَنْتَ اَهْلُهُ، فَأَنْتَ اَهْلُ الْجُودِ وَ الْکَرَمِ وَ الْعَفْوِ، یا رَبَّاهُ یا اَللَّهُ، اِفْعَلْ بِی مَا أَنْتَ اَهْلُهُ، فَأَنْتَ قادِرٌ عَلی الْعُقُوبَةِ، وَ قَدْ اسْتَحْقَقْتُها لا حُجَّةَ لی و
َ لا عُذْرَ لی عِنْدَکَ، اَبُوءُ اِلَیْکَ بِذُنُوبی کُلِّها، وَ اَعْتَرِفُ بِها کَیْ تَعْفُوَ عَنّی، وَ أَنْتَ اَعْلَمُ بِها مِنّی بُؤْتُ (اَبُوءُلَکَ) اِلَیْکَ بِکُلِّ ذنبٍ اَذْنَبْتُهُ وَ بِکُلِّ خَطیئَةٍ اَخْطَأْتُها وَ بِکُلِّ سَیِّئَةٍ عَمِلْتُها یا رَبِّ اغْفِرْلی وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الْاَعَزُّ الْاَکْرَمُ؛»
[ای آنکه اصرارِ إلحاح کنندگان جز بخشندگی و دهش او را نیفزاید، ای آنکه گنجینههای آسمانها و زمین را داری، ای خدایی که گنجهای هر ریز و کلان از آنِ تو است، بدی من از نیکی نمودنت نسبت به من تو را باز نمی دارد، من از تو درخواست میکنم که با من آنچه تو را سزد رفتار نمایی، که تو اهل بخشندگی و بزرگواری و گذشت هستی، ای پروردگار؛ ای خداوند، با من چنان رفتار کن که تو را سزد، تو بر کیفر توانایی و من آن را سزاوارم و هیچ دلیل و عذری به درگاه تو برایم نیست، با تمام گناهانم به سوی تو روی میآورم و به آنها اقرار میکنم تا از من بگذری در حالی که تو بهتر از من آنها را میدانی، به تو روی آوردم (روی آورم) با هر گناهی که مرتکب شدهام و هر خطایی که انجام دادهام و هر بدی که کرده ام، پروردگارا مرا بیامرز و رحم آور و از آنچه میدانی بگذر که همانا تو ارجمندترین و گرامی ترین هستی.]
آنگاه برخاست وارد طواف شد ما نیز به احترام او برخاستیم، فردا همان وقت بازگشت و ما – همچون روزهای قبل – از او تجلیل کردیم، در میان ما نشست و به راست و چپ نظری افکند، سپس فرمود: علی بن الحسین سیدالعابدین علیه السلام در سجده خود اینجا- اشاره به حِجْرِ اسماعیل زیر ناودان چنین میگفت:
«عُبَیدُکَ بِفِنائکَ، فَقیرُکَ بِفِنائک، سائلُکَ بِفِنائکَ یَسْأَلُکَ مالا یَقْدِرُ عَلَیْهِ غَیْرُکَ؛»
[بنده کوچکت در پیشگاه تو است، نیازمند تو به پیشگاه تو است، درخواست کننده ات بر آستانه تو است، از تو درخواست میکند آنچه را که جز تو کسی نتواند آن را انجام دهد.]
سپس به سمت راست و چپ نگریست و به محمد بن القاسم علوی از میان ما نظری افکند و گفت: ای محمد بن القاسم تو اِن شاء اللَّه بر وضع خیری هستی. سپس برخاست و در طواف وارد شد کسی از ما باقی نماند مگر اینکه دعاهایی که فرموده بود حفظ شد، و فراموش کردیم که درباره او گفتگو کنیم تا آخرین روز.
محمودی به ما گفت: آیا این شخص را میشناسید؟ گفتیم: نه، گفت: و اللَّه این صاحب زمان شما است. گفتیم: ای ابوعلی چگونه دانستی؟ یادآور شد که او هفت سال است از خدای عزّ و جل میخواهد و دعا میکند که صاحب الزمان را ببیند. می گوید: در عصر روز عرفه ناگهان همان مرد را دیدم که دعایی میخواند که آن را درک و حفظ کردم، از او پرسیدم: از کجا هستی؟ فرمود: از مردم. گفتم: از کدام نژاد مردم؟ فرمود: از عرب آنها.
گفتم: از کدامین تیره عرب؟ فرمود: از شریفترین و بزرگوارترین آنها. عرض کردم: شریفترین و بزرگوارترین آنها کیانند؟ فرمود: بنی هاشم؛ گفتم: از کدام خاندان بنی هاشم؟ فرمود: از صاحب برترین مقامها و عالی ترین مراتب. عرض کردم: آنها کدامین از بنی هاشمند؟ فرمود: از آنها که سرها را شکافتند و مردم را اطعام کردند و در دل شب که مردم در خوابند نماز خواندند.
با خود گفتم که او علوی است و به همین خاطر که علوی بود او را دوست داشتم، ولی یکباره از دیدگانم غایب شد و ندانستم که به آسمان بالا رفت یا در زمین فرو شد. از کسانی که اطرافم بودند پرسیدم: آیا این علوی را میشناسید؟
گفتند: آری، هر سال با ما پیاده به حج میآید، گفتم: سبحان اللَّه به خدا قسم آثار راه رفتن در او نمی بینم، سپس با اندوه و غم فراوان به سوی مزدلفه رفتم و در آن شب خوابیدم که در خواب رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم را دیدم، به من فرمود: ای محمد مطلوب خود را دیدی؟ عرض کردم: او کیست ای آقای من؟
فرمود: آنکه امشب دیدی صاحب زمان شما بود. وقتی این مطلب را به ما گفت، او را سرزنش کردیم که چرا زودتر به ما نگفت، جواب داد که تا آن وقت اصلاً فراموش کرده بودم.
📗 کمال الدین، ج ۲، ص ۴۷۰
📙 بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۹
📘 مکیال المکارم، ج ۱، ص ۲۳۴
〰〰🔸〰〰🔸〰〰🔸〰〰🔸〰〰
🤲 اللهم عجل لولیک الفرج بحق امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السلام
🤲(اللهم) وَارْزُقْني رُؤْيَةَ قآئِمِ آلِ مُحَمَّد، وَاجْعَلْني مِنْ اَتْباعِهِ وَاَشْياعِهِ، وَالرّاضينَ بِفِعْلِهِ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
خدايا! ديدار قائم آل محمّد را روزي من گردان،و مرا از پيروان و شيعيان او قرار ده کسانی که در زمان ظهور راضی به فعل او هستند، به رحمت خودت ای رحم کننده ترین رحم کنندگان.





ثبت دیدگاه