پ
پ

🔸شيعه اثنی عَشَری بايد دو تا مبنا داشته باشد كه در تمام اديان بوده ولي به مرور زمان از بين رفته است. اين دو مبنا را كسي نداشته باشد منحرف است و موحّد نيست، و تمام معارف به اين دو مبنا بر می‌گردد؛

مبنای اول : انّ اساس الدين التوحيد و العدل… اساس دين توحيد و عدل است.

امير المومنين علیه السلام فرمودند: «اَلتوحيد اَنّ لا تَتَوَهَّمَه». توحيد اين است كه خدا را توَهّم نكني.

امام صادق علیه السلام فرمودند: «التوحيد فَان لا تُجَوِز علي رَبّكَ ما جازَ عليك». توحيد اين است كه جايز ندانی بر پروردگارت آن چيزي را كه بر تویِ بشر جايز است. مثل مكان، زمان، تغيير، توهم، كيفيت، وجود، ماهيت، آلات و ابزار، خواب و چرت، روشنايي و تاريكي، و… كه همه‌ی این‌ها برخلق مترتب است و بر خدا جایز نیست.

اين كه امام معصوم راجع به خداوند فرموده شیء، بلافاصله بعد از آن فرمود. «يُخْرِجُهُ عَنِ اَلْحَدَّيْنِ، حَدِّ اَلتَّعْطِيلِ وَ حَدِّ اَلتَّشْبِيهِ» يعني شیء‌اي است كه بايد آن را از دو حد تشبيه و تعطيل خارج كني.

خداوند هدايتگر آسمانها و زمين است و ما همه چيز را به خدا می‌شناسيم.

امام سجاد علیه السلام در دعاي ابوحمزه می‌فرماید : «وَ لَوْ لا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ،» یعنی خدايا اگر تو خودت را به من معرفی نمی‌‌کرد من نمی‌دانستم تو کیستی؛ خدا اثبات کردنی نیست، اثبات كردن بر خلق مترتِّب است یعنی نمي‌تواني خدا را مجهول بگيري و به وسيله معلوم كه خلق است خدا را اثبات كني. خدا اثبات شده است.

اگر در روايات كلمه اثبات آمده، يعني خداوند هستش نمي‌توانی تعطيلش كني و بگويي خدا نيست.

كار انبيا استدلال منطقي نيست. بلكه كار انبيا تذكر به وجدان است، تذکر به آن نعمت فراموش شده است كه بر طبق آيه‌ی 172 سوره‌ی اعراف در عوالم قبل خودش را به ما معرفی کرده و در دنیا هم خودش را به ما معرفی می‌کند. منظور از اثبات اهل بيت علیهم‌السلام، اثباتي که فلاسفه و عرفا گفته‌اند نيست. بلكه تذكر به معرفت فطري است.

مثل حديث ابن ابي‌العوجاء كه امام صادق عليه‌السّلام ابن ابي‌العوجاء را به تغییر و تحولاتی که در او هست،تذکر می‌دهد، مثل؛ بودن بعد از نبودن، بزرگ شدن بعد از کوچکی، قوّت بعد از ضعف، و ضعف بعد از قوّت، مریضی بعد از سلامتی، و سلامتی بعد از مریضی، و شادی بعد از غم، و غم بعد از شادی و…، که همه‌ی اینها فعل خداست متذكر مي‌سازد و او نمی‌تواند آنها را انکار کند. (توحيد صدوق، باب ۹، ح ۴)

 

🔸 مبناي دوم: اين است كه اعتقاد داشته باشي كه: «كَانَ اَللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ مَعَهُ شَيءٌ» يعني خداوند بود و چيزي همراه او نبود. «لَمْ يَزَلْ وَاحِداً ،لاَ شَيْءَ مَعَهُ، فَرْداً لاَ ثَانِيَ مَعَهُ» خدا پیوسته واحد، چیزی همراه او نبود، یکّه بود و دومي با خدا نبود. «كَانَ الله قَبْلَ أَنْ يَكُونَ كَانَ، خدا بود قبل از اینکه کلمه‌ی بودی باشد»

پس خدا بود و هيچ چيزي با خدا نبود و حتي لفظ هيچّي هم با خدا نبود. حتي اسم هم خداوند براي خودش انتخاب نكرده بود. يعنی خداوند بود و اعيان ثابته و عقول عشره، و اسماء و صفاتي با خدا نبود همه اينها خلق خدا هستند و خدا خالق همه چیز است،

🔸 اگر قائل باشيم كه همراه خدا چيزي بوده سه تا مطلب پيش مي آيد؛

اگر آن چيز قبل از خدا باشد. العياذ بالله آن خالق خدا مي‌شود و اين باطل است.

اگر آن چیز همراه خدا باشد با خدا در خداوندي شريك مي‌شود و اين باطل است چون نه آن چيز مي‌تواند خالق خداوند باشد و نه خداوند مي‌تواند خالق آن چيز باشد چون هر دو با هم هستند و اين جا سومي مي خواهد كه خالق خداوند و آن چيز باشد.

اگر اول خدا باشد بعد آن چيز، خداوند خالق آن چيز مي شود و اين درست است.

👈اگر كسي به اين دو مبنا یعنی اینکه اول خدا را توهم نکند و معتقد باشد به اینکه خدا بود و هیچّی نبود، و در گفته ها و اعمال و رفتارش به آن عمل كند چنین کسی موحّد است.

توحيد از مو باريكتر است. يك خورده اين طرفش شرك است و يك خورده آن طرفش كفر است، پس بايد مواظب باشيم و از آن راهي كه خداوند تعيين كرده يعني راه اهل بيت به توحيد واقعي برسيم و هميشه به آنها وصل باشيم. اگر لحظه اي از اهل بيت جدا شويم در اين راه خطير گمراه مي‌شويم.

➖➖➖➖➖➖➖
📌  📝   بیانی از استاد سید مهدی مرعشی
➖➖➖➖➖➖➖
دین مصفا مکانی برای نزدیک شدن به خدا و امام عصر (عج) و کسب معرفت و اندیشیدن به خوبی ها با کمک قرآن و اهل بیت علیهم السلام
➖➖➖➖➖➖➖
لینک کانال دین مصفا:
@dinemosafa

 

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.