💠🔶💠 حدیث تشرفات
💎تشرف سید بحر العلوم محضر مبارک امام زمان عجل الله فرجه
سید بحر العلوم آن حضرت[امام زمان عجل الله فرجه ] را در راه سامره میبیند ولی ایشان را نمی شناسد.
جناب شیخ علی اکبر النهاوندی در کتاب جنّة العالیه خود ذکر نموده: بدان بعضی از ارباب مقاتل برای توضیح و تشریح اخباری که در فضیلت گریه بر سید الشّهدا علیه السّلام وارد شده که خداوند گناه گریه کننده را به یک قطره اشک میآمرزد. به ملاقات مرحوم بحر العلوم با حضرت حجّت علیه السّلام در راه سامرّه متشبّث شده اند و مجمل کیفیّت آن علی ما هو المعروف این است:
آن مرحوم وقتی به سامرّه میرفت، در بین راه به این مسأله فکر میکرد که گریه بر حسین علیه السّلام گناهان را میآمرزد، ناگاه دید عربی سوار بر حصاء مقابلش رسید، سلام کرد و پرسید: جناب سید شما را متفکّر میبینم، چه خیال میکنید؟ اگر مسأله علمی است، صحبت بدارید! شاید من هم بی ربط نباشم.
جناب بحر العلوم عرض کرد: در این خصوص متفکّرم که چگونه میشود حق تعالی این همه ثواب به زائرین و بکّایین حضرت سید الشّهدا علیه السّلام بدهد که در هر قدمی که زائر بر می دارد، ثواب یک حجّ و یک عمره در نامه عملش نوشته شود و برای یک قطره اشک، تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده شود.
آن سوار عرب فرمود: تعجّب مکن! من برای شما مثلی میآورم تا مشکلت حلّ گردد. وقتی سلطانی در صحرا و بادیه در شکارگاه وارد خیمه ای شد؛ چون غلامان از سلطان دور افتاده بودند. پس در آن سیاه چادر، پیر زال با پسری دید و در گوشهی خیمه عنیزه ای داشتند؛[ یعنی بزی] که از آن شیر دوشیده، گذران میکردند. آنها بز را برای سلطان کشتند و طعام حاضر کردند و بر چیز دیگری غیر از آن قدرت نداشتند، سلطان را نمی شناختند و محض اکرام ضیف، این عمل را کردند. سلطان شب آنجا ماند.
روز بعد در سلام عام سلطان کیفیّت خود را نقل نمود که من در شکارگاه، تشنه و گرسنه در بادیه خونخوار از غلامان دور افتادم تا آن که در شدّت گرمی هوا به خیمه این پیر زال رفتم و مرا نمی شناختند.
ما یملک این عجوزه و پسرش بزی بود که از شیر آن گذران میکردند. بز را کشته، برای من کباب نموده، حاضر ساختند، الحال چه کنم؟ در عوض به اینها چه بدهم و چه کنم که تلافی محبّت این زن و پسرش بشود؟
یکی گفت: صد گوسفند به او بدهید.
دیگری از وزرا گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید.
دیگری گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید.
سلطان فرمود: هرچه بدهم، کم است. اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم، آن وقت مکافات به مثل کرده ام. چون آنها هرچه داشتند، به من دادند، من هم باید هرچه دارم، به ایشان بدهم تا مکافات شود.
الحال، جناب بحر العلوم! حضرت سید الشهدا علیه السّلام هرچه از مال و منال، اهل و عیال، پسر و برادر، دختر و خواهر، سر و پیکر داشت، در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائرین و باکین آن جناب، آن همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجّب نمود.
این را فرمود و از نظر سید غایب شد.
📗عبقری الحسان،ج۲،ص۵۴۶
〰️〰️🔸〰️〰️🔸〰️〰️🔸〰️〰️🔸〰️〰️
🤲 اللهم وَعَجِّلْ فَرَجَ آلِ مُحَمَّد، وَاْنصُرْ شيعَةَ آلِ مُحَمَّد، وَارْزُقْني رُؤْيَةَ قآئِمِ آلِ مُحَمَّد، وَاجْعَلْني مِنْ اَتْباعِهِ وَاَشْياعِهِ، وَالرّاضينَ بِفِعْلِهِ، بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ.
خدايا! در فرج آل محمّد شتاب فرما، و شیعیان آل محمّد را ياري كن، و ديدار قائم آل محمّد را روزي من گردان،و مرا از پيروان و شيعيان او و راضیان به فعل او قرار ده،به مهربانيات اي مهربانترين مهربانان.





ثبت دیدگاه