«وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلاً»
[و هنگامىكه خبرى اميدبخش يا نگرانكننده به آنها برسد، [بدون تحقيق]، آن را شايع مىسازند؛ درحالىكه اگر آن را به پيامبر و پيشوايانشان باز گردانند، كسانى كه قدرت تشخيص كافى دارند، از ريشههاى مسائل آگاه خواهند شد. [و به آنها اطّلاع خواهند داد] و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، همگى، جز عدّهی كمى، از شيطان پيروى مىكرديد [و گمراه مىشديد].]
☀️امام صادق (علیه السلام)- خداوند عزّوجلّ در این آیه، اقوامی را به سبب افشاکردن، سرزنش کرده وَ إِذَا جَاءهُمْ أَمْرٌ مِّنَ الأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعواْ بِهِ یعنی شما را از افشاسازی برحذر میدارم.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۲ الکافی، ج۲، ص۳۶۹/ بحارالأنوار، ج۲، ص۷۵/ العیاشی، ج۱، ص۲۵۹/ المحاسن، ج۱، ص۲۵۶/ مشکاهًْ الأنوار، ص۴۲/ وسایل الشیعهًْ، ج۱۶، ص۲۴۹/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۹۵/ البرهان
☀️محمّدبننعمان احول گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: «خداوند گروهی را در قرآن به خاطر افشاگری سرزنش نموده است». عرض کردم: «فدایت شوم در کجا»؟ فرمود: «این آیه: وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ». سپس فرمود: «کسی که اسرار ما را فاش نماید مانند شخصی است که با شمشیر به جنگ ما پرداخته است. خداوند رحمت کند بندهای را که از علم پنهان ما استفاده کند و آن را زیر پایش دفن نماید.
پسر نعمان، من برای یکی از شماها حدیثی [از اسرار] نقل میکنم. او آن حدیث را از قول من نقل میکند [و فاش میکند] با همین کار سزاوار لعنت من و بیزار شدنم از او میگردد»، پدرم میفرمود: «چه چیز بیشتر از تقیّه موجب خوشحالی است، تقیّه سپر بلای مؤمن است اگر تقیّه نبود خدا پرستش نمیشد. و در این آیه خداوند میفرماید: نباید مؤمنان، کافران را بهجای مؤمنان به دوستی برگزینند. پس هرکه چنین کند او را با خدا رابطهای نیست. مگر اینکه از آنها بیمناک باشید. (آل عمران/۲۸).
پسر نعمان، افشاگر اسرار ما شبیه کسی نیست که با ما بهوسیلهی شمشیر پیکار میکند بلکه گناهش از او بیشتر است بلکه گناهش بیشتر بلکه گناهش بیشتر است [سه مرتبه تکرار فرمود].
پسر نعمان هرکس به زیان ما حدیثی را نقل کند او از کسانی است که با ما عمداً به جنگ پرداخته نه اشتباهاً.
پسر نعمان! عالِم نمیتواند آنچه میداند به تو بگوید زیرا آن اسرار خدا است که به جبرئیل سپردهاند و او به حضرت محمّد (ص) و آن جناب به علی (ع) و علی (ع) به امام حسن (ع) و ایشان به حضرت حسین (ع) و آن جناب به علیّبنالحسین (ع) و ایشان به محمّدبنعلی (ع) و آن جناب به کسی که باید سپرده، مبادا عجله کنید! به خدا قسم این امر سه مرتبه نزدیک شد امّا افشا کردید و خداوند آن را تأخیر انداخت، خدا را سوگند یاد میکنم که شما اسراری ندارید مگر اینکه دشمن شما بهتر از آن اطّلاع دارد.
پسر نعمان، جان خود را حفظ کن مخالفت با من نکن و سرّم را فاش نگردان.
مغیرةبنسعید به پدرم دروغ بست و سرّش را فاش کرد خداوند او را مبتلا به حرارت آهن کرد [و مرد] و ابوالخطاب به من دروغ بست و سرم را فاش کرد مبتلا به حرارت آهن شد،
هرکه امر ما را کتمان بنماید خداوند او را در دنیا و آخرت میآراید و پاداشش را میدهد و او را از گرفتارشدن به حرارت آهن و زندانهای تنگ نگه میدارد.
بنیاسرائیل دچار قحطی شد تا حدّی که چهارپایانشان هلاک شدند و نسلشان در خطر نابودی بود. موسیبنعمران (ع) [برای حلّ این مشکل] به درگاه خدا دعا نمود و خداوند به او وحی فرمود که ای موسی (ع)! آنها زنا و ربا را آشکارا انجام میدهند و کنشتها (معابد یهود) را [با تجمّل] میسازند [ولی در آن عبادتی نمیشود] و زکات را نابود کردند [به خاطر این گناهان دچار عذاب شدند]. موسی (ع) گفت: «خدایا تو به رحمت خودت بر آنها لطف کن که آنها نمیفهمند [و چنین میکنند]». خداوند به موسی (ع) وحی کرد که من از آسمان باران نازل میکنم ولی بعد از چهل روز آنها باید باخبر شوند. امّا مردم این خبر را فاش کردند لذا چهل سال از باران محروم شدند. امر فرج شما نیز نزدیک شده بود که آن را در مجالس خود فاش کردید.
هرکس روز خود را با افشای سرّ ما آغاز کند، خداوند حرارت آهن و زندانهای تنگ را بر او مسلّط میکند.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۲ /بحارالأنوار، ج۷۵، ص۲۸۶/ تحف العقول، ص۳۰۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۲، ص۲۸۹
✨✨✨✨✨☀️☀️☀️☀️✨✨✨✨✨
«وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلاً»
[و هنگامىكه خبرى اميدبخش يا نگرانكننده به آنها برسد، [بدون تحقيق]، آن را شايع مىسازند؛ درحالىكه اگر آن را به پيامبر و پيشوايانشان باز گردانند، كسانى كه قدرت تشخيص كافى دارند، از ريشههاى مسائل آگاه خواهند شد. [و به آنها اطّلاع خواهند داد] و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، همگى، جز عدّهی كمى، از شيطان پيروى مىكرديد [و گمراه مىشديد].]
🔸درحالیک اگر آن را به پیامبر و پیشوایانشان باز گردانند، کسانی که قدرت تشخیص کافی دارند، از ریشههای مسائل آگاه خواهند شد🔸
☀️ عَنْ عَبْدِ اللَّهِبْنِعَجْلَانَ عَنْ أَبِیجَعْفَرٍ (علیه السلام) فِی قَوْلِه وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ قَالَ هُمُ الْأَئِمَّهًْ (ع).
🔅 عبداللهبنعجلان نقل میکند: امام باقر (علیه السلام) در مورد آیه: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَإِلَی أُوْلِی الأَمْرِ مِنْهُمْ فرمود: «مقصود، ائمّه (هستند».
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۴ /بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۹۵/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۴/ العیاشی، ج۱، ص۲۶۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۲۰۰/ البرهان
☀️دَعَائِمُ الْإِسْلَامِ، رُوِّینَا عَنْ جَعْفَرِبْنِمُحَمَّدٍ (علیه السلام): فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ مَنْ هُمْ قَالَ نَحْنُ أُولُو الْأَمْرِ الَّذِینَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَ بِالرَّدِّ إِلَیْنَا.
🔅امام صادق (علیه السلام)- در مورد کلام خدا: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ پرسیدند: «آنان (اولی الامر) چه کسانی هستند»؟ فرمود: «ما صاحبان امر هستیم که خداوند امر کرده امور و اخبار به ما بازگشت شود [و صدق و کذب آنان و وجوه آن از ما پرسیده شود]
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۴/ دعایم الإسلام، ج۱، ص۲۷/ مستدرک الوسایل، ج۱۷، ص۲۷۱/ إرشادالقلوب، ج۲، ص۲۹۸
☀️الباقر (علیه السلام)- لِعِلْمِهِ فِی أَیِّ وَجْهٍ یَذْکُرُهُ أَوْ یَذْکُرُونَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ یَسْتَخْرِجُونَ تَدْبِیرَهُ بِعَقْلِهِمُ الْمُؤَیَّدِ بِرُوحِ الْقُدُسِ وَ أَصْلُ الْإِسْتِنْبَاطِ إِخْرَاجُ النَّبَطِ وَ هُوَ الْمَاءُ یَخْرُجُ مِنْ أَوَّلِ الْبِئْرِ أَوَّلَ مَا یُحْفَرُ.
🔅امام باقر (علیه السلام)- یعنی هر وجه و حالت مطلبی را که ذکر شود یا آنان ذکر کنند را میدانند، کسانی که آن را استنباط میکنند و با عقلشان که توسّط روحالقدس (علیه السلام) تأیید شده، تدبیر امور را درک میکنند و منظور از استنباط، استخراج «نبط» است و نبط به اوّلین آبی میگویند که هنگام حفر چاه مشاهده میشود.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۶ / بحرالعرفان، ج۴، ص۳۴۴
☀️الصّادق (علیه السلام)- وَ قَالَ عَزَّوَجَلَّ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ فَرَدَّ الْأَمْرَ أَمْرَ النَّاسِ إِلَی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمُ الَّذِینَ أَمَرَ اللَّهُ بِطَاعَتِهِمْ وَ الرَّدِّ إِلَیْهِمْ.
🔅امام صادق (علیه السلام)- در سخن خداوند: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ، منظور از «ردّ امر» آن است که مردم امور خود را از صاحبان ولایت و اولیالأمر خود بپرسندکه خدا مردم را امر به اطاعت از آنان و رجوع مسائل بهسمت آنان کرده است.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۴۲ / وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۶۶
✨✨✨✨✨☀️☀️☀️☀️✨✨✨✨✨
«وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلاً»
[و هنگامىكه خبرى اميدبخش يا نگرانكننده به آنها برسد، [بدون تحقيق]، آن را شايع مىسازند؛ درحالىكه اگر آن را به پيامبر و پيشوايانشان باز گردانند، كسانى كه قدرت تشخيص كافى دارند، از ريشههاى مسائل آگاه خواهند شد. [و به آنها اطّلاع خواهند داد] و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود، همگى، جز عدّهی كمى، از شيطان پيروى مىكرديد [و گمراه مىشديد].]
☀️امام صادق (علیه السلام)- چون خدای عزّوجلّ محمّد (صلی الله علیه و آله) را مبعوث کرد، مستحفظین گذشته [که به کتب قبلی ایمان صحیح داشتند] به او اسلام آوردند ولی بنیاسرائیل او را تکذیب نمودند، او بهسوی خدای عزّوجلّ دعوت کرد و در راهش جهاد نمود تا آنکه خداوند به او امر فرستاد که فضیلت وصیّ خود را آشکار کن… پیغمبر (صلی الله علیه و آله) هم [در روز غدیر] فضیلت علی (علیه السلام) را آشکارا اعلام کرد… حجّت نسبت به امامت علی (علیه السلام) هم به قول پیغمبر (صلی الله علیه و آله) هم به قرآنی که مردم میخوانند تمام شد و پیاپی فضل خاندانش را در ضمن سخن به مردم میفهمانید و با قرآن هم بیان میداشت. ای اهل بیت، خدا میخواهد پلیدی را از شما دور کند و شما را پاک دارد. (احزاب/۳۳) و فرمود: أَطِیعُوا اللهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ؛ و نیز فرمود: وَ لَوْ رَدُّوهُ به خدا وَ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ. پس رجوع هر کار که کار مردم باشد به اولیالأمر آنها شده که دستور اطاعت و مراجعه به آنها داده شده است.
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۶ الکافی، ج۱، ص۲۹۵/ البرهان
☀️الرّضا (علیه السلام)- أَنَّ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ سَنَحَ لَهُمْ شَیْطَانٌ اعْتَرَّهُمْ بِالشُّبْهَهًْ وَ لَبَّسَ عَلَیْهِمْ أَمْرَ دِینِهِمْ وَ ذَلِکَ لَمَّا ظَهَرَتْ فِرْیَتُهُمْ وَ اتَّفَقَتْ کَلِمَتُهُمْ وَ نَقَمُوا عَلَی عَالِمِهِمْ وَ أَرَادُوا الْهُدَی مِنْ تِلْقَاءِ أَنْفُسِهِمْ فَقَالُوا لِمَ وَ مَنْ وَ کَیْفَ فَأَتَاهُمُ الْهُلْکُ مِنْ مَأْمَنِ احْتِیَاطِهِمْ وَ ذَلِکَ بِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیهِمْ وَ ما رَبُّکَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ وَ لَمْ یَکُنْ ذَلِکَ لَهُمْ وَ لَا عَلَیْهِمْ بَلْ کَانَ الْفَرْضُ عَلَیْهِمْ وَ الْوَاجِبُ لَهُمْ مِنْ ذَلِکَ الْوُقُوفَ عِنْدَ التَّحَیُّرِ وَ رَدَّ مَا جَهِلُوهُ مِنْ ذَلِکَ إِلَی عَالِمِهِ وَ مُسْتَنْبِطِهِ لِأَنَّ اللَّهَ یَقُولُ فِی مُحْکَمِ کِتَابِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ یَعْنِی آلَ مُحَمَّدٍ (علیهم السلام) وَ هُمُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَ مِنَ الْقُرْآنِ وَ یَعْرِفُونَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ وَ هُمُ الْحُجَّهًْ لِلَّهِ عَلَی خَلْقِهِ.
🔅امام رضا (علیه السلام)- اینها چیزی به نظرشان رسید و شیطان آنها را به شبهه افکند و در راه دین به اشتباه افتادند. این بهواسطهی افترائی بود که زدند و گرد هم آمده و امام (علیه السلام) خود را ندیده گرفتند و میخواستند خودشان، خودشان را هدایت کنند [و امام را رها کنند]. لذا گفتند: «به چه دلیل حضرت موسیبنجعفر (علیه السلام) از دنیا رفته، امام بعد از او کیست و به چه دلیل میگوید رضا امام است»؟ این احتیاطی که کردند موجب هلاکت آنها شد و به دست خود گرفتار شدند خدا به احدی ستم روا نمیدارد. (فصلت/۴۶). این پرسشها به آنها ربطی نداشت بلکه بر آنها لازم بود که در هنگام تحیّر و آنچه نمیدانند به کسی که عالم و دارای قدرت استنباط است مراجعه نمایند. زیرا خداوند در قرآن میفرماید: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ منظور آل محمّد (علیهم السلام) است آنها هستند که علم قرآن را دارند و حلال و حرام را تشخیص میدهند و ایشان حجّت خدا بر مردم هستند».
📚تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۳۶ بحارالأنوار، ج۲۳، ص۲۹۵/ العیاشی، ج۱، ص۲۶۰/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۷۱/ البرهان
✨✨✨✨✨☀️☀️☀️☀️✨✨✨✨✨
«وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاَتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَليلاً»
☀️ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) إِنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِأَبْعَدَ مِنْ قُلُوبِ الرِّجَالِ مِنْ تَفْسِیرِ الْقُرْآنِ وَ فِی ذَلِکَ تَحَیَّرَ الْخَلَائِقُ أَجْمَعُونَ إِلَّا مَا شَاءَ اللَّهُ وَ إِنَّمَا أَرَادَ اللَّهُ بِتَعْمِیَتِهِ فِی ذَلِکَ أَنْ یَنْتَهُوا إِلَی بَابِهِ وَ صِرَاطِهِ وَ أَنْ یَعْبُدُوهُ وَ یَنْتَهُوا فِی قَوْلِهِ إِلَی طَاعَهًْ الْقُوَّامِ بِکِتَابِهِ وَ النَّاطِقِینَ عَنْ أَمْرِهِ وَ أَنْ یَسْتَنْبِطُوا مَا احْتَاجُوا إِلَیْهِ مِنْ ذَلِکَ عَنْهُمْ لَا عَنْ أَنْفُسِهِمْ ثُمَّ قَالَ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ….
🔅 پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هیچ چیز چون فهم و تفسیر قرآن دورتر از اندیشه و فهم مردان نیست. در این موضوع همهی مردم حیرتزده و سرگردانند مگر آنان که خدا بخواهد و دلیل اینکه خداوند قرآن را مبهم و دور از دسترس همگان قرار داده این است که مردم به باب و صراط او مراجعه کنند و او را عبادت کنند و در فهم سخنش به اطاعت و پیروی از مفسّران قرانش و گویندگان از جانب امرش بپردازند و در استنباط آنچه که از قرآن بدان نیاز دارند، به این مفسّران و گویندگان مراجعه کنند، نه آنکه از پیش خود به تفسیر قرآن و استنباط از آن بپردازند. خداوند فرموده است: وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَی الرَّسُولِ وَ إِلی أُولِی الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِینَ یَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ؛ و امّا غیر این مفسّران واقعی (اهل بیت (ع)) هرگز نمیتوانند به تفسیر و استنباط از قرآن بپردازند و دانستی که نظام اجتماع با این حالت که همه مردم صاحب امر و ولایت باشند، مستقیم نخواهد شد، زیرا در این صورت کسی را نخواهند یافت که از آنان اطاعت کنند و امر و نهی خداوند را به آنان ابلاغ کنند [چون همه خود والی و رهبر هستند!] به همین جهت خداوند والیان را گروهی خاص قرار داد تا عموم و باقی مردم به آنان اقتدا کنند».
📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۴۰ بحارالأنوار، ج۸۹، ص۱۰۰/ المحاسن، ج۱، ص۲۶۸/ وسایل الشیعهًْ، ج۲۷، ص۱۹۰
☀️ امام صادق (علیه السلام)- موسی (علیه السلام) گمان میکرد تمامی مسائلی که در نبوّتش به آن نیاز دارد و تمامی علم مورد نیاز، در الواح برای او نگاشته شده است. همانگونه که مدّعیهای علم و فقه چنین گمان میکنند؛ آنان تصوّر میکنند تمامی فقه و علم مورد نیاز این امّت در دین را دارا هستند و این علم را از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آموختهاند و حفظ کردهاند. حال آنکه به تمام آنچه رسول خدا عالم بود، علم ندارند و از علم او اطّلاعی ندارند و او را نمیشناسند. هرگاه از حلال و حرام و احکام از آنان سؤال میشود، اگر از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) چیزی درآنباره، روایت نشده باشد، از اینکه مردم آنان را به جهل نسبت دهند، شرم دارند. و از اینکه نتوانند سؤالی را جواب دهند، اکراه دارند. این چنین است که مردم، علم را از غیر معدنش طلب میکنند. آنان نیز نظر و قیاس خود را در دین خدا وارد میکنند و کلام رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را رها میکنند و میخواهند با بدعت، کار خدا را انجام دهند؛ حال آنکه رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «هرگونه بدعتی گمراهی است». اگر از آنان در مورد مسألهای در دین خدا سؤال شود و از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) در مورد آن روایتی وجود نداشته باشد، آن را به خدا و رسولش (ص) و اولیالامر ارجاع میدهند، کسانی که علم را از آل محمّد (علیهم السلام) آموختهاند، پاسخ آن را میدانستند. آن چیزی که آنان را از جستجوی علم در نزد ما باز میدارد، دشمنی و حسد ورزیدن نسبت به ماست. نه، به خدا سوگند که موسی (ع) نسبت به آن عالم خضر (ع)، حسد نورزید. موسی (ع) پیامبری است که به او وحی میشد و بدینسبب او را دید و خواستار کلام با او شد و از علم او آگاه شد، بلکه نزد او به علمش اقرار کرد و نسبت به او حسد نورزید، آنگونه که این امّت پس از رسول خدا (ص) نسبت به علم ما و میراث ما از رسول خدا (ص) حسادت ورزیدند و به دانش ما رغبت نداشتند؛ خلاف آنچه که موسی (ع) به آن عالم علاقمند شد».
📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۳۴۰ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۰۷/ البرهان
✨✨✨✨✨☀️☀️☀️☀️✨✨✨✨✨
🤲 اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر.
🤲اللهم وَفِّقْنا لِمَا تُحِبُّ وَ تَرضی.
خدايا ما را به آنچه که تو دوست داری و راضی میشوی موفّق کن.





ثبت دیدگاه