«إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنينَ خَصيماً * وَ اسْتَغْفِرِ اللهَ إِنَّ اللهَ كاَنَ غَفُورًا رَّحِيمًا»
[ما اين كتاب را بهحق بر تو نازل كرديم؛ تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كنى؛ و از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمايى. * و از خداوند، طلب آمرزش نما، كه خداوند، آمرزنده و مهربان است.]
☀️الصّادق (علیه السلام)- لَا وَ اللَّهِ مَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَی أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ إِلَّا إِلَی رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) وَ إِلَی الْأَئِمَّهًْ (ع) قَالَ الله عَزَّوَجَلَّ إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللهُ وَ هِیَ جَارِیَهًْ فِی الْأَوْصِیَاءِ.
🔅امام صادق (علیه السلام)- به خدا سوگند که خداوند هرگز قرآن را به احدی از خلقش واگذار نکرد، مگر به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و به ائمّه (ع)، خدای عزّوجلّ میفرماید: إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئِنِینَ خَصِیمًا و مضمون آیه در میان اوصیای نبی (صلوات الله علیهم) نیز جاری است.
📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۴۲۶ الکافی، ج۱، ص۲۶۷/ بحارالأنوار، ج۱۷، ص۶/ الاختصاص، ص۳۳۱/ بصایرالدرجات، ص۳۸۶/ البرهان
☀️ الاحتجاج: أَنَّ الصَّادِقَ (علیه السلام) قَالَ لِأَبِیحَنِیفَهًْ … تَزْعُمُ أَنَّکَ تُفْتِی بِکِتَابِ اللَّهِ وَ لَسْتَ مِمَّنْ وَرِثَهُ وَ تَزْعُمُ أَنَّکَ صَاحِبُ قِیَاسٍ وَ أَوَّلُ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ وَ لَمْ یُبْنَ دَیْنُ الْإِسْلَامِ عَلَی الْقِیَاسِ وَ تَزْعُمُ أَنَّکَ صَاحِبُ رَأْیٍ وَ کَانَ الرَّأْیُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) صَوَاباً وَ مِنْ دُونِهِ خَطَأً لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَی قَالَ احْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَراکَ اللهُ وَ لَمْ یَقُلْ ذَلِکَ لِغَیْرِهِ.
✳️ امام صادق (علیه السلام) به ابوحنیفه فرمود: «تو میپنداری براساس کتاب خدا فتوا میدهی درحالیکه از اهل آن نیستی، و میپنداری که صاحب قیاسی، حال اینکه نخستین فرد قیاسگر ابلیس ملعون بود، و دین اسلام بر پایهی قیاس بنا نشده، و میپنداری صاحب رأی و نظر هستی. درحالیکه تنها رأی رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صواب و درست است، و جز آن خطا و نادرست میباشد، زیرا خداوند متعال فرموده: لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللهُ، و این را به غیر او نفرمود.
📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۴۲۶ بحارالأنوار، ج۲، ص۲۸۷/ الاحتجاج، ج۲، ص۳۶۰
☀️الصّادق (علیه السلام)- إِنَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَ فَوَّضَ إِلَی سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ (علیه السلام) مُلْکَهُ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) أَمْرَ دِینِهِ فَقَالَ: احْکُمْ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللهُ وَ إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَیْنَا ذَلِکَ کَمَا فَوَّضَ إِلَی مُحَمَّد (صلی الله علیه و آله).
🔅امام صادق (علیه السلام)- خداوند تبارکوتعالی ملک خود را به سلیمانبنداود (علیه السلام) واگذاشت و فرمود: این عطای بیحساب ماست خواهی آن را ببخش و خواهی نگه دار. (ص/۳۹). و خدای تعالی خدای تعالی امر دینش را به محمد صلی الله علیه و آله واگذاشن و فرمود: لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللهُ وَلاَ تَکُن لِّلْخَآئِنِینَ خَصِیمًا و خداوند از امر دینش به ما نیز همچنان که به محمّد (صلی الله علیه و آله) رسول خود واگذاشته بود، عطا فرموده است».
📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۴۲۶ مختصر البصایر، ص۲۶۵
✨✨✨✨✨☀️☀️☀️☀️✨✨✨✨✨
آیه ۱۰۵ و ۱۰۶ – سوره نساء(۲)
«إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنينَ خَصيماً * وَ اسْتَغْفِرِ اللهَ إِنَّ اللهَ كاَنَ غَفُورًا رَّحِيمًا»
[ما اين كتاب را بهحق بر تو نازل كرديم؛ تا به آنچه خداوند به تو آموخته، در ميان مردم قضاوت كنى؛ و از كسانى مباش كه از خائنان حمايت نمايى. * و از خداوند، طلب آمرزش نما، كه خداوند، آمرزنده و مهربان است.]
☀️ امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «نمونهای از آیات که تأویلش قبل از تنزیلش بوده آن آیاتی است که در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رخ داده و خداوند حکم مشروحی برای آنان نازل نکرده بود و پیامبر (صلی الله علیه و آله) نیز حکمی در آن مورد در اختیار نداشت و نمیدانست چه کاری بر او واجب است مثل آن مورد که عدّهای از انصار است که با قبیلهی بنیابریق آشنایی داشتند که آنها قبیلهای منافق بودند که اظهار اسلام کرده بودند و نفاق خود را پنهان کرده بودند. آنها سه برادر بودند که به آنها بشر و مبشر و بشیر میگفتند. کنیهی بشر، اباطعمه بود و مردی عجول و شاعر بود. به قصد سرقت سراغ یکی از انصار به نام رِفاعهًْبنزیدبنِعامرٍ رفتند که عموی قتادهًْبنِنعْمانِأَنصارِی بود. قتاده نیز خود از کسانی بود که در جنگ بدر شهید شده بود. آن سه برادر از رفاعه، غذایی که برای خانوادهاش آماده کرده بود به همراه یک شمشیر و یک لباس دزدیدند. رفاعه به پسر برادرش قتاده گفت که بنیابریق با من چنین کاری کردند، پیش آنها برو و بگو که این کار را لبیدبنسهیل کرده که مردی خوب و شجاع بود ولی فقیر بود و مالی نداشت. این خبر به لبید رسید و او شمشیرش را برداشت و بهسمت آنان رفت و به آنها گفت: «ای بنیابریق آیا مرا متّهم به سرقت میکنید درحالیکه خودتان به این اتهام سزاوارترید!؟ یا خدا این مطلب را روشن میکند یا شمشیرم را از خون شما سیراب میکنم». آنها با او از در سازش در آمدند و گفتند: «تو از چنین تهمتی مبرّی هستی». قتادهبننعمان پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رفت و گفت: «پدر و مادرم فدای تو! خانوادهای شرور که به اعمال بد مشهور هستند به عموی من دستبرد زدند و این و آن را بردهاند. این خبر به بنیابریق رسید و آنها پیش رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رفتند یکی از فرزندان پسر عمویشان را نیز با خود بردند که به او اشتربنعروه میگفتند. او مردی فصیح و سخنور بود و گفت: «ای رسول خدا (صلی الله علیه و آله)! قتادهبننعمان، به خانوادهی ما که خانوادهای با اصل و نسب و سابقهای خوب هستند تهمت دزدی زده و بدی آنها را گفته و حرفهایی که لایق آنها نیست را به آنها گفته. رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر این حرفهایی که تو میزنی درست باشد، کار درستی نکرده است. قتاده از این سخن ناراحت شد و پیش عموییش برگشت و گفت: «کاش میمردم و در این مورد با رسول خدا (صلی الله علیه و آله) صحبت نمیکردم». خداوند نازل کرد: إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراکَ اللهُ وَ لا تَکُنْ لِلْخائِنِینَ خَصِیماً وَ اسْتَغْفِرِ اللهَ إِنَّ اللهَ کانَ غَفُوراً رَحِیماً وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ إِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ مَنْ کانَ خَوَّاناً أَثِیماً … وَ کانَ فَضْلُ اللهِ عَلَیْکَ عَظِیما.
📚 تفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۳، ص۴۲۴ بحارالأنوار، ج۹۰، ص۷۳
✨✨✨✨✨☀️☀️☀️☀️✨✨✨✨✨





ثبت دیدگاه