«فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعلْمِ فَقُلْ تَعالَوْاْ نَدْع أَبْنَاءنَا وَ أَبْنَاءكُمْ وَ نِسَاءنَا وَ نِسَاءكُمْ وَ أَنفُسَنَا و أَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعل لَّعنَةُ اللّهِ علَی الْكَاذِبِينَ»
[پس هر كه در اين باره (یعنی مسیح ع) پس از دانشی كه تو را (حاصل) آمده با تو محاجه كند، بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم، سپس مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم]
☀️در كافى بسند خود از ابن سنان روايت كرده گفت حضرت صادق عليه السّلام فرمود وقتى كه نصاراى نجران خدمت پيغمبر رسيدند بزرگان آنها «اهتم و عاقب و سيد بودند» براى نماز گذاردن مي خواستند ناقوس بزنند اصحاب پيغمبر خدمتش عرض كردند نصارى قصد دارند در مسجد شما براى انجام مراسم مذهبى خود ناقوس بنوازند فرمود آنها را بخوانيد همين كه خدمت پيغمبر شرفياب شدند سؤال كردند منظور از احضار و دعوت ما چه بود؟ فرمود براى آنكه شهادت بدهيد به وحدانيت خدا و رسالت من و به اين كه عيسى يكى از بندگان آفريده خداست مانند ساير افراد بشر مي خورد و مي آشاميد و محدث مي شد.
گفتند اگر او چون يكى از افراد و مخلوقات بوده پس پدرش كيست؟
آيه إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ نازل شد. پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به آنها فرمود نظر شما در باره آدم ابو البشر چيست؟ آيا او مخلوق و بنده خدا بود و مثل ساير مردم مي خورد و مي آشاميد و با زن هم بستر مي شد يا خير؟ عرض كردند بلى فرمود بگوئيد پدر او كه بوده؟
نصارى مبهوت شده و سخن نگفتند سپس پيغمبر فرمود بيائيد با هم مباهله كنيم اگر من در ادعاى خود صادق و راستگو باشم لعنت خدا بر شما باد و چنانچه دروغ مي گويم بر من باد.
گفتند انصاف دارى و حاضريم روز بعد را براى مباهله معيّن نموده و به منزل خود رفتند بزرگان نجران گفتند اگر فردا پيغمبر با اصحابش حضور يافت حتماً پيغمبر نيست و مباهله مي كنيم و چنانچه با اهلبيت خود حاضر شد مباهله نخواهيم كرد زيرا اهلبيت خودش را مقدم نمي دارد مگر آن كه راستگو باشد.
چون صبح شد براى مباهله آمدند ديدند پيغمبر است و با او امير المؤمنين عليه السّلام و حضرت فاطمه و حسن و حسين صلوات اللّه عليهم هستند نصارى از مسلمين سؤال كردند همراهان پيغمبر چه اشخاصى هستند؟ به آنها گفته شد اين على پسر عمّ و داماد و وصىّ اوست و آن زن دخترش و آن دو طفل فرزندان دخترش مي باشند همين كه دانستند آنها پيغمبر و خاندان گرامى او هستند به پيغمبر عرض كردند ما مباهله نمي كنيم ولى حاضر به پرداخت جزيّه مي باشيم به قدرى كه راضى شويد پيغمبر اكرم جزيّه براى آنها مقرر فرمود و آنها مراجعت كردند.
📚 بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج21 ؛ ص340
✨✨✨✨✨☀️☀️☀️☀️✨✨✨✨✨
🤲 اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم العن الجبت و الطاغوت حتّی تَرضی فاطمة الزهراء سلام الله علیها





ثبت دیدگاه