🔆🔆💠💠🌸🌸🌾🌾☘☘
💢💢 فایل صوتی :
😭موضوع : روضهی خانم ام البنین
💢 سلامی به ام البنین مادر ابالفضل علیه السلام کنیم…
وقتی خبر دادند به ام البنین که اسرای کربلا وارد مدینه شدند ام البنین آمد به استقبالشون، عبدالله پسر بچهی چهار سالهی عباس بود، آمد در خانه را زد و گفت: مادر یک عربی است تو کوچههای مدینه داره شعر میخونه، تو شعر اسم عموی من حسین علیه السلام رو میبره، خبر بدی آورده
بشیر تو کوچه های مدینه راه افتاده و شعر میخواند: ای اهل مدینه دیگر جای ماندن برای شما نیست
چرا؟ قُتِلَ الحسین، حسین علیه السلام را کشتند، سیلاب گریه کنید، جسمش در کربلا پاره پاره و خون آلود است و سر مبارکش را بالای نیزه ها شهر به شهر میبرند.
💢 ام البنین با عبدالله آمدند دروازهی مدینه،… اول برخوردش با امام زین العابدین علیه السلام بود، اول سوال ام البنین از امام زمانش این بود که پرسید: مولای من، امام بعد از حسین علیه السلام کیست؟ فرمودند: منم
ام البنین گفت شهادت بدهید که من شما رو امام چهارم خودم میدانم بعد گفت مولای من این همه مردان شما کشته شدند، زنان شما هم کشته شدند؟ فرمودند: نه
صدا زد پس چرا من زینب سلام الله علیها رو نمیبینم؟
زینب سلام الله علیها روبروی ام البنین اما چهره تغییر کرده، زینب سلام الله علیها صدا زد اگه شما ام البنین من رو نشناختی حق داری چون اون روزی که من را میشناختی من هنوز داغ ابالفضل ندیده بودم
💢 گفت آیا عباس من تا آخرین لحظه وفاداری کرد به حسین علیه السلام یا نه؟
خانم زینب سلام الله علیها فرمودند:
اینقدر وفاداری کرد که تشنه جان داد
سوال بعد پرسید: علی اکبر کجا دفن شده؟ پایین پای حسین علیه السلام
قاسم و عبدالله و جعفر و عون کجا دفن شدند؟ کنار حسین علیه السلام
عباس من رو کجا دفن کردید؟ کنار نهر علقمه
چرا اونجا؟ من آرزو داشتم کنارحسین علیه السلام بود
زینب سلام الله علیها فرمودند: نبودی ببینی اینقدر بدن عباس قطعه قطعه شده بود اینقدر عمود آهنین بر سر عباس زدند…….
➖➖➖➖➖➖➖
بخشی از کلاس دین مصفا استاد سید مهدی مرعشی
➖➖➖➖➖➖➖➖➖
لینک کانال
@dinemosafa
🔆🔆💠💠🌸🌸🌾🌾☘☘





ثبت دیدگاه