07 دی 1400 - 23:10
بازدید 134
پ
پ

الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏8 ؛ ص344 حدیث 542

– مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ سُلَيْمَانَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْيَمَانِيِّ عَنْ مِسْمَعِ بْنِ الْحَجَّاجِ‏ عَنْ صَبَّاحٍ الْحَذَّاءِ عَنْ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: لَمَّا أَخَذَ رَسُولُ اللَّهِ ص بِيَدِ عَلِيٍّ ع- يَوْمَ الْغَدِيرِ صَرَخَ إِبْلِيسُ فِي جُنُودِهِ صَرْخَةً فَلَمْ يَبْقَ مِنْهُمْ أَحَدٌ فِي بَرٍّ وَ لَا بَحْرٍ إِلَّا أَتَاهُ فَقَالُوا يَا سَيِّدَهُمْ وَ مَوْلَاهُمْ‏ مَا ذَا دَهَاكَ فَمَا سَمِعْنَا لَكَ صَرْخَةً أَوْحَشَ مِنْ صَرْخَتِكَ هَذِهِ فَقَالَ لَهُمْ فَعَلَ هَذَا النَّبِيُّ فِعْلًا إِنْ تَمَّ لَمْ يُعْصَ اللَّهُ أَبَداً فَقَالُوا يَا سَيِّدَهُمْ أَنْتَ كُنْتَ لآِدَمَ فَلَمَّا قَالَ الْمُنَافِقُونَ إِنَّهُ يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى وَ قَالَ أَحَدُهُمَا لِصَاحِبِهِ أَ مَا تَرَى عَيْنَيْهِ تَدُورَانِ فِي رَأْسِهِ كَأَنَّهُ مَجْنُونٌ يَعْنُونَ رَسُولَ اللَّهِ ص صَرَخَ إِبْلِيسُ صَرْخَةً بِطَرَبٍ فَجَمَعَ أَوْلِيَاءَهُ فَقَالَ أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنِّي كُنْتُ لآِدَمَ مِنْ قَبْلُ قَالُوا نَعَمْ قَالَ آدَمُ نَقَضَ الْعَهْدَ وَ لَمْ يَكْفُرْ بِالرَّبِّ وَ هَؤُلَاءِ نَقَضُوا الْعَهْدَ وَ كَفَرُوا بِالرَّسُولِ- فَلَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ أَقَامَ النَّاسُ غَيْرَ عَلِيٍّ لَبِسَ إِبْلِيسُ تَاجَ الْمُلْكِ وَ نَصَبَ مِنْبَراً وَ قَعَدَ فِي الْوَثْبَةِ وَ جَمَعَ خَيْلَهُ وَ رَجْلَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُمْ اطْرَبُوا لَا يُطَاعُ اللَّهُ حَتَّى يَقُومَ الْإِمَامُ وَ تَلَا أَبُو جَعْفَرٍ ع- وَ لَقَدْ صَدَّقَ‏ عَلَيْهِمْ‏ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ‏ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‏ (سبأ: 20) قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع كَانَ تَأْوِيلُ هَذِهِ الْآيَةِ لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ الظَّنُّ مِنْ إِبْلِيسَ حِينَ قَالُوا لِرَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّهُ يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى فَظَنَّ بِهِمْ إِبْلِيسُ ظَنّاً فَصَدَّقُوا ظَنَّهُ.

جابر از امام باقر عليه السّلام روايت كرد كه چون پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم در روز غدير خم دست على عليه السّلام را در دست گرفت، شيطان در ميان سپاهيانش نعره برآورد و هيچ يك از آنها چه در خشكى و چه دريا به جاى نماند مگر آن كه در پى نعره او به سويش دويدند و گفتند: اى آقا و مولا! چه بر سر تو آمده؟ ما هرگز از تو نعره‏اى دهشتناك‏تر از اين نعره نشنيده بوديم. او به ايشان گفت: اين پيامبر كارى كرد كه اگر به راستى اين كار تحقّق يابد ديگر كسى هرگز خدا را نافرمانى نكند. آنها در پاسخ گفتند: سرورا! تو آدم را فريب دادى، و چون منافقان گفتند: اين مرد [پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم‏] از سر هواى نفس سخن مى‏گويد، و يكى به ديگرى گفت: مگر نمى‏بينى كه چشمانش چگونه در كاسه سرش مى‏چرخد؟ گويا ديوانه شده- مقصودشان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بود-. در اين هنگام شيطان فريادى از سر شادى زد و دوستانش دوباره گرد او حلقه زدند. او به ايشان گفت: آيا مى‏دانيد من قبل از این با آدم ابو البشر چه كرده‏ام؟ گفتند: آرى، گفت: آدم، پيمان خود را شكست ولى به خدا كفر نورزيد ولى اينان هم پيمانشان را نقض كردند و هم به پيامبر شان كفر ورزيدند. پس هنگامى كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم از اين جهان رخت بربست و مردم به جاى على عليه السّلام ديگرى را به خلافت نشاندند شيطان تاج شاهى بر سر نهاد و منبرى نهاد و روى بالش‏ نشست، و پيادگان و سوارگان خود را گرد آورد و به ايشان گفت: شادى كنيد كه تا روز ظهور امام، خداوند فرمان برده نشود. امام باقر عليه السّلام اين آيه را تلاوت فرمود: وَ لَقَدْ صَدَّقَ‏ عَلَيْهِمْ‏ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ‏« به راستى شيطان گمان خويش را در باره آنها صادق يافت و جز گروهى از مؤمنان همه از او پيروى كردند»( سبأ: 20). امام باقر عليه السّلام فرمود: تأويل اين آيه هنگامى بود كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم رحلت فرمود و گمان ابليس همان هنگامى بود كه در باره پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم گفتند: او از سر هواى نفس سخن مى‏گويد، و شيطان در اين هنگام گمانى در باره ايشان برد و آنها گمان شيطان را تصديق كردند و تحقّق بخشيدند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.