دوران شیرخوارگی فخر کائنات ، امام حسین (ع)
منابع حدیثى و تاریخى، سال ولادت امام حسین علیه السّلام را مختلف گزارش کرده اند ؛ لیکن بنا بر اکثر منابع و مشهورترین روایات، سال ولادت امام حسین علیه السّلام سال چهارم هجرى است.
مطالب السَّۆول در این باره می نویسد: امام حسین علیه السلام در سال چهارم هجرى به دنیا آمد … عمر ایشان، 56 سال و چند ماه بود. شش سال و چند ماه از این مدّت را با جدّش پیامبر خدا بود و پس از وفات پیامبر صلی الله علیه وآله آمد ، سى سال با پدرش امیرمۆمنان على علیه السّلام زیست و پس از وفات پدرش، ده سال با برادرش امام حسن علیه السّلام بود و پس از وفات برادرش نیز ده سال تا هنگام شهادتش ماند.
منابع حدیثى و تاریخى، ماه ولادت امام حسین علیه السّلام را مختلف گزارش کرده اند: سوم ماه شعبان، پنجم ماه شعبان، آخر ماه ربیع اوّل، سیزدهم ماه رمضان، پنجم ماه جمادى اوّل و پانزدهم ماه جمادى ثانى.
علّامه مجلسى (ره)، با توجه به قراینی از جمله روایت امام صادق علیه السّلام ، سوم ماه شعبان را مشهورتر مىداند.
مصباح المتهجّد پس از ذکر دعاى روز سوم شعبان می نویسد: حسین بن على بن سفیان بَزوفَرى مى گوید: شنیدم امام صادق علیه السّلام این دعا را در این روز میخوانْد و فرمود: «این، از دعاهاى روز سوم شعبان، روز تولّد حسین علیه السّلام است».
لحظه ولادت امام حسین (ع) امام زین العابدین علیه السّلام می فرماید: اسماء بنت عمیس برایم … نقل کرد: پس از یک سال، حسین علیه السّلام متولّد شد و پیامبر صلی الله علیه وآله آمد و فرمود: «اى اسماء! پسرم را به من بده».او را در پارچه سفیدى به ایشان دادم. پیامبر صلی الله علیه وآله آمد در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت و او را در دامنش نهاد و گریست. از علّت گریه پرسیدم. فرمود: «بر این پسرم مىگِریم». گفتم: او الآن متولّد شده است، اى پیامبر خدا ! فرمود: «پس از من، گروه ستمکار، او را مى کُشند. خداوند، شفاعتم را به آنان نرساند!» ؛ سپس فرمود: «اى اسماء! این را به فاطمه مگو، که او را تازه به دنیا آورده است». نامگذارى بر پایه شمارى از روایات، نامگذارى امام حسن و امام حسین علیهما السلام، توسّط پیامبر صلى الله علیه و آله و با وحى الهى صورت گرفت. این نامها، نام فرزندان حضرت هارون (جانشین موسى نبی) است؛ همان «شَبَّر» و «شُبیر» که در زبان عربى، به «حسن» و «حسین» ترجمه مى شوند که این نام تا پیش از این در میان اعراب جاهلى وجود نداشته است.
کنیه ی امام حسین علیه السلام ، ابوعبد اللّه و کنیه ی خاصّ او ابوعلى است.
القاب آن حضرت ، بسیار است که سیّدالشّهداء از مشهورترین آنهاست.شبیه ترینِ مردم به پیامبر خدا محمّد بن عبداللّه (ص) بود. ضحّاک بن عثمان حزامى می گوید: پیکر حسین علیه السلام، شبیه پیکر پیامبر صلى الله علیه و آله بود. شبیه ترینِ مردم به فاطمه دختر پیامر بود. ابن شهر آشوب به نقل از محمّد بن حنفیّه، از امام حسن علیه السلام می نویسد: حسین بن على علیه السلام، شبیه ترینِ مردم به فاطمه علیها السّلام است و من، شبیه ترینِ مردم به خدیجه کبری هستم.امام در دوران شیرخوارگى درباره ی تغذیه ی امام حسین علیه السلام در دوران شیرخوارگی اخبار و گزارشهایی وجود دارد که در نگاه اول عجیب و شاید پذیرش آن قدری مشکل باشد که در این بخش به توضیحی دراین باره می پردازیم.
ابتدا باید دانست که احادیث این باب، به چهار دسته تقسیم مىشوند:
1. احادیثى که بر تغذیه ی امام حسین علیه السّلام از انگشت ابهام پیامبر صلى الله علیه و آله دلالت دارند.
مانند این روایت: امام صادق علیه السّلام فرمود: حسین علیه السّلام، نه از فاطمه علیها السّلام و نه از هیچ زن دیگرى شیر نخورد؛ بلکه او را نزد پیامبر صلى الله علیه و آله مى آوردند و ایشان انگشت شست خود را در دهان او مى گذارد و حسین علیه السّلام به اندازه اى مى مکید که دو سه روزش را کفایت مى کرد. از این رو، گوشت حسین علیه السّلام از گوشت و خون پیامبر رویید.
2. احادیثى که دلالت دارند پیامبر صلى الله علیه و آله، امام حسین علیه السّلام را از زبان خود، تغذیه کرده است.از امام صادق علیه السّلام نقل شده است: پیامبر صلى الله علیه و آله هر روز نزد حسین علیه السّلام مى آمد و زبانش را در دهان او مى نهاد و حسین علیه السّلام آن را مى مکید تا سیر مى شد.
3. حدیثى که مى گوید استفاده ی امام حسین علیه السّلام از انگشت پیامبر صلى الله علیه و آله ، به دلیل خشک شدن شیر مادرش فاطمه علیها السّلام بوده است.
ابن شهرآشوب می نویسد: فاطمه علیها السّلام هنگامى که حسین علیه السّلام را به دنیا آورد، بیمار شد و شیرش خشک گردید. پیامبر صَلّى الله علیه و آله زن شیردهى را جستجو کرد؛ امّا نیافت. پس خود نزد حسین علیه السّلام مى آمد و انگشت شَستش را در دهان او مى نهاد و حسین علیه السّلام آن را مى مکید.
4. حدیثى که مى گوید امام حسن و امام حسین علیهما السّلام، در شرایطى که مردم با کمبود آب مواجه بودند، از زبان پیامبر صلى الله علیه و آله سیراب شدند.
ابن شهرآشوب به نقل از ربیع بن خَیثَم می نویسد: مسلمانان، دچار بى آبى شدیدى شدند. فاطمه علیها السّلام، حسن و حسین علیهما السّلام را نزد پیامبر صلى الله علیه و آله آورد و گفت: اى پیامبر خدا! این دو، کوچک اند و تاب تشنگى ندارند. پیامبر صلى الله علیه و آله ، حسن علیه السّلام را فرا خواند و زبانش را در اختیار او نهاد و حسن علیه السّلام ، آن را مکید تا سیراب شد. سپس حسین علیه السّلام را خواند و زبانش را در اختیار او نهاد و حسین علیه السّلام ، آن را مکید تا سیراب شد.
با تأمّل در مضمون این احادیث، معلوم مى شود که مدلول آنها، قابل جمع است، بدین سان که اقدام پیامبر صلى الله علیه و آله به دلیل خشک شدن شیر دخترش فاطمه علیها السّلام بوده و ایشان، گاه با انگشت ابهام خود و گاه با زبان مبارکش، فرزند دلبند خود را تغذیه کرده است. همچنین جدا از این کار، در شرایطى که مسلمانان با مشکل کم آبى مواجه بوده اند، نوادگان خود را از زبان خویش، سیراب نموده است و این گونه معجزات و کرامات، از نظر امکان وقوع، از شخصى مانند خاتم انبیا صلى الله علیه و آله بعید نیست، هر چند از نظر وقوع، به دلیلى قاطِع، نیاز باشد.
اگر گفته شود: «چرا چنین حادثه مهم و خارقالعاده اى که طبعا براى نقل آن، انگیزه فراوان است، در منابع تاریخى و حدیثىِ غیر پیروان اهل بیت علیهم السّلام نیامده؟»، خواهیم گفت: اوّلًا این جریان، موضوعى خصوصى در خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله بوده و تنها اهل بیتِ پیامبر علیهم السّلام از آن، خبر داشته اند. ثانیاً بسیارى از حوادث صدر اسلام، تنها از طریق اهل بیت علیهم السّلام به ما رسیده است و نقل نشدن، دلیل عدم وقوع نیست.





ثبت دیدگاه