💠🌸💠داستان تشرفات
12 آبان 1402 - 16:32
بازدید 10
پ
پ

🌺#لطف_امام زمان (ع) به یک بت پرست هندی

🔸مرحوم والد ، آيت الله سيد نورالدين حسينى ميلانى ، از يكى از علماى شيعه در هند به نام سيّد فرزند على نقل مى‌كند كه:

روزى يك فرد بت‌پرست كه جايگاه و شخصيتى در ميان مردم داشت ، به من گفت:
مرا به قتل متهم كرده اند، تلاش هاى فراوان من نيز در روند پرونده مؤثر نشد و قرار است حكم اعدام روز دوشنبه اجرا شود.
اكنون از همه جا نااميد شده‌ام و نزد شما آمده‌ام . آيا شما مى‌توانيد به من كمك كنيد؟

👈سيد مى گويد: با خودم فكر كردم كه هر چند او بت پرست است ، امّا همه خلايق از نعمت وجود امام زمان برخوردارند. اين شخص نيز به بركت وجود امام زمان عليه السلام موجود و از رعاياى آن حضرت می‌باشد. از اين رو به وى گفتم :

صبح روز جمعه لباس تميزى بر تن كن و به قبرستان مسلمانان برو و صدا بزن :

☀️يا اباصالح_المهدى_ادرکنی ☀️

چرا كه به اعتقاد ما چنان چه مردم در مشكلات به ايشان متوسل شوند ، نتيجه مى گيرند . تو نيز به آن حضرت متوسل شو ، شايد نتيجه بگيرى.

سيّد از قول شخص ياد شده مى‌گويد : من اين كار را انجام دادم . شخصى نزد من آمد و فرمود:

🔅مشكل تو چيست؟
مشكلم را گفتم وعرض كردم : سيّد فرزند على مرا راهنمايى كرد كه به شما توسل کنم .

آن جناب پس از شنيدن مشكل من فرمود: مشكل تو حل شد. نگران نباش!

عرض كردم:
اگر با وجود غير مسلمان بودنم و نداشتنِ معرفت به شما مشكل مرا حل كرديد ، پس چرا گرفتارى‌هاى مسلمانانِ معتقد به خود را حل نمى‌كنيد؟

ايشان فرمودند :
✨اگر مسلمانان، با اين حال كه تو دارى و حاجت خود را خواستى حاجت خويش را از ما بخواهند، مشكل آنان را نيز حل خواهيم كرد.✨

پس از اين جريان شخص ياد شده روز دوشنبه در دادگاه حاضر شد و قاضى حكم تبرئه وى را صادر كرد.

او گفته است : من اصلا علت تغيير حكم را نفهميدم و در حالى كه پول فراوان و وكلاى بسيار در حل مشكل من كارساز نشد ، توسل به امام شما مشكل مرا حل كرد و قاضى به يك باره از حكمش برگشت و مرا تبرئه كرد!

📚 جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج ۱ ص ۴۳۶

〰️〰️🌸〰️〰️🌸〰️〰️🌸〰️〰️🌸〰️〰️

 

🔸ملاقات علامه حلّی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

🌟 علامه حلّي هر شب جمعه از حلِّه با وسایل آن زمان به کربلا مى رفت.

وی پنجشنبه سوار بر الاغ خود به راه مى‌افتاد و شب جمعه در حرم مطهر امام حسین علیه السلام مى‌ماند و بعد از ظهر روز جمعه به حله برمی گشت.

در یکى از سفر‌ها در راه شخصى به او رسید و با هم روانه کربلا شدند علامه با رفیق تازه‌اش شروع به صحبت کرد و مسائلى را بیان کرد.

بعد از صحبت با مرد غریبه علامه درک کرد که با مردى بزرگ و عالِمى سترگ، هم صحبت شده است به طوری که هر مسئله مشکلى مى‌پرسید، او جواب مى‌داد. تا آن که در مسئله‌اى، آن شخص بر خلاف فتواى علامه فتوا داد.

علامه حلّی گفت: این فتواى شما بر خلاف اصل و قاعده است؛ دلیل هم که این قاعده را از بین ببرد نداریم.

⭐️ آن شخص گفت: «چرا دلیل موثقى داریم که شیخ طوسى در کتاب تهذیب در وسط فلان صفحه آن را نقل کرده است.»

علامه حلّی گفت: چنین حدیثى را در کتاب تهذیب ندیده‌ام.

آن شخص گفت: «کتاب تهذیبى که پیش تو هست در فلان صفحه و سطر این حدیث مذکور است»

علامه به ذکر مسائل مشکله‌اى که براى خودش حل نشده بود ادامه داد.

در این حِین تازیانه‌اى را که در دست داشت به زمین افتاد. در همین حین این مسئله را از آن شخص پرسید که آیا در زمان غیبت کبرى، امکان ملاقات با امام زمان (ع) هست؟

🔆 آن شخص تازیانه را برداشته و به علامه داد و دستش به دست علامه رسید،

فرمود: «چگونه نمى توان امام زمان را دید در صورتى که اینک دست او در دست توست؟»

📙 منبع: کتاب «قصص العلماء» نوشته تنکابنی/ ص ۸۸۳

〰️〰️🔸〰️〰️🔸〰️〰️🔸〰️〰️🔸〰️〰️

🤲 اَللَّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ، وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ، وَ اكْحَلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ، وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ، وَسَهِّلْ مَخْرَجَهُ،…

خدايا آن جمال با رشادت،و پيشاني ستوده را به من بنمايان، و به چشمم سرمه بکش با نگاهي از من به او (یعنی یک مرتبه هم شده حضرت را ببیننم)، و تعجیل کن در فرجش، و آسان کن خروج حضرت را،…

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.