نامه ای از ما به او
03 آذر 1399 - 11:47
بازدید 12
پ
پ

امام مهربانم سلام، ای نور خدا که در پس حجاب ماییّت‏ها و منیّت‌ هایمان فراموشت کرده‌ ایم و خورشید پر نور وجودت را که از پشت ابر غیبت بر زندگی مادّی و معنویمان تابیده، نادیده انگاشتیم.

آقای من، در تب و تاب روزمرگی‌ مان یاد تو تنها حسن ختام بحث‌ های اقتصادی مذهبی‌ هایمان است که ان شاء الله امام زمان (عج) می آیند، همه مشکلات حل می شود! و یا برای ترساندن همدیگر که امام زمان (عج) بیاید، با شمشیرش گردنتان را بزند.

غافل از آن که از آن خورشیدی که در غربت دیدگان آلوده به گناهمان است، جز مهربانی، محبّت و دوستی شیعیانش ساطع نمی‌ شود.

آقاجان، فقط خدا می داند چه ظلمی است به وجود نازنینت وقتی شما را این چنین می‌ شناسیم و می‌ شناسانیم.

کاش می دانستیم این همه «وَ عَجِّل فَرَجَهم» هایی که بعد از صلوات عادتمان شده، بر زبان آوریم، اگر از ته دل و با اعتقاد می‌ گفتیم، آقای دنیا و آخرتمان ظهور می‌ کردند و آن وقت دیگر نه گناهی بود که بین ما و پاکی فاصله بیاندازد، نه از جاه طلبی که سبب ظلم و حق کشی شود و نه فقر و بی‌ پولی که ما را به دریوزگی بکشاند و…

کاش می‌ دانستیم فرج مولایمان نه برای ایشان که فرج ماست و امام مهربان ما از بسیاری محبتش به ماست که می‌ فرماید برای ظهورش دعا کنیم تا بیاید و ما به گشایش برسیم ” اَللّهُمَّ عَجِل لِوَلِیَّکَ الٌفَرَج “

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.