ملک فطرس آزاد شده به دست امام  حسین علیه السلام
22 مرداد 1400 - 0:13
بازدید 12
پ
پ

الأمالي( للصدوق) ؛ النص ؛ ص۱۳۷

– حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى الْعَطَّارُ قَالَ حَدَّثَنَا أَبِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى بْنِ عِمْرَانَ الْأَشْعَرِيِّ قَالَ حَدَّثَنَا مُوسَى بْنُ عُمَرَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ صَبَّاحٍ الْمُزَنِيِّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ شُعَيْبٍ الْمِيثَمِيِّ قَالَ سَمِعْتُ الصَّادِقَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏ إِنَّ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع لَمَّا وُلِدَ أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَبْرَئِيلَ أَنْ يَهْبِطَ فِي أَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ فَيُهَنِّيَ رَسُولَ اللَّهِ ص مِنَ اللَّهِ وَ مِنْ جَبْرَئِيلَ قَالَ فَهَبَطَ جَبْرَئِيلُ فَمَرَّ عَلَى جَزِيرَةٍ فِي الْبَحْرِ فِيهَا مَلَكٌ يُقَالُ لَهُ فُطْرُسُ كَانَ مِنَ الْحَمَلَةِ بَعَثَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي شَيْ‏ءٍ فَأَبْطَأَ عَلَيْهِ فَكَسَرَ جَنَاحَهُ وَ أَلْقَاهُ فِي تِلْكَ الْجَزِيرَةِ فَعَبَدَ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيهَا سَبْعَمِائَةِ عَامٍ حَتَّى وُلِدَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع فَقَالَ الْمَلَكُ لِجَبْرَئِيلَ يَا جَبْرَئِيلُ أَيْنَ تُرِيدُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْعَمَ عَلَى مُحَمَّدٍ بِنِعْمَةٍ فَبُعِثْتُ أُهَنِّئُهُ مِنَ اللَّهِ وَ مِنِّي فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ احْمِلْنِي مَعَكَ لَعَلَّ مُحَمَّداً ص يَدْعُو لِي قَالَ فَحَمَلَهُ قَالَ فَلَمَّا دَخَلَ جَبْرَئِيلُ عَلَى النَّبِيِّ ص هَنَّأَهُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مِنْهُ وَ أَخْبَرَهُ بِحَالِ فُطْرُسَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص قُلْ لَهُ تَمَسَّحْ بِهَذَا الْمَوْلُودِ وَ عُدْ إِلَى مَكَانِكَ قَالَ فَتَمَسَّحَ فُطْرُسُ بِالْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ ارْتَفَعَ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَمَا إِنَّ أُمَّتَكَ سَتَقْتُلُهُ وَ لَهُ عَلَيَّ مُكَافَاةٌ أَلَّا يَزُورَهُ زَائِرٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ عَنْهُ وَ لَا يُسَلِّمَ عَلَيْهِ مُسَلِّمٌ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ سَلَامَهُ وَ لَا يُصَلِّيَ عَلَيْهِ مُصَلٍّ إِلَّا أَبْلَغْتُهُ صَلَاتَهُ ثُمَّ ارْتَفَعَ.

– نيز در كتاب: امالى از ابراهيم بن شعيب نقل مي كند كه گفت: از صادق آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله شنيدم مي فرمود: وقتى حضرت حسين بن على عليهما السّلام متولّد شد خداى حكيم به جبرئيل دستور داد: با هزار ملك به زمين هبوط كند و از طرف خدا و خويشتن به حضرت رسول اعظم اسلام تهنيت و تبريك بگويد.

هنگامى كه جبرئيل‏ متوجه زمين شد به جزيره‏اى از جزيره‏هاى دريا عبور كرد، در آن جزيره ملكى بود كه وى را فطرس‏ مي گفتند و از ملائكه حاملين عرش‏ بشمار مي رفت، خداى حكيم او را بدنبال امرى فرستاده بود، وى در انجام آن سستى كرده بود خداى توانا پرهاى او را شكسته و وى را در آن جزيره انداخته بود. مدت هفتصد سال بود كه او خدا را در آن جزيره مى‏پرستيد تا اينكه امام حسين عليه السّلام متولد شد، آن ملك به جبرئيل گفت: كجا مي روى؟ گفت: خداى رحمان و رحيم يك نعمتى به حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم عطا كرده، من مأمور شدم كه از طرف خدا و خودم به آن بزرگوار تهنيت بگويم.

گفت: اى جبرئيل! مرا نيز به همراه خود ببر، شايد حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله در باره من دعا كند! جبرئيل او را با خود آورد.

هنگامى كه جبرئيل به حضور پيغمبر معظم اسلام صلى اللَّه عليه و آله مشرف شد و از طرف خدا و خويشتن به پيامبر اعظم تبريك گفت و داستان فطرس را شرح داد رسول اكرم فرمود: به فطرس بگو: جسد خود را به اين مولود مسعود بمال و به سوى مكان خويشتن باز گرد. فطرس پس از اين كه بدن خود را با حضرت حسين عليه السّلام تماس داد و پرواز نمود گفت:

يا رسول اللَّه! امّت تو به زودى حسين تو را مي كشند، حسين عليه السّلام اين حق را بگردن من دارد كه هر كس آن بزرگوار را زيارت نمايد من زيارت او را به عرض آن حضرت برسانم و هر كسى كه به آن حضرت سلام كند  من سلامش را به آن بزرگوار برسانم و هر كسى كه درود بر آن حضرت بفرستد من درود او را به امام حسين مي رسانم اين بگفت و پرواز نموده بالا رفت. و …

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.