مجموعه مقالات استاد سیّد مهدی مرعشی
16 دی 1399 - 23:47
بازدید 52
پ
پ

سعادت و شقاوت

سعادت و شقاوت هر كس به دست خودش است خداوند به جبر كسي را سعيد يا شقي نمي كند. بلكه خود انسانها هستند كه با اعمال خودشان خودشان را سعيد یا شقي مي كنند. بر اساس آيه ۱۷۲اعراف در عالم، امر خداوند به همه ذريه بني آدم قدرت شعور و اختيار داد و خودش را به همه نماياند و همه با چشم توحيدي و گوش توحيدي خدا را وجدان كردن و يافتند كه خالق و رازقشان خداست. بعد از آن از همه ذريه بني آدم براي قبول كردن ربوبيّت خداوند پيمان گرفته شد كه در آيه مي خوانيم أَلَستُ بِرَبِّكُم گفتند قالو بلي بله شما پروردگار ما هستيد.

اين پيمان نه تنها براي ربوبيت خداوند بود بلكه بر نبوت پيغمبر خاتم و ولايت ائمه (ع)هم پيمان گرفته شد. ولي چون در آنجا قليان علم و قدرت بود بعضي ها گفتند كه چرا تو خدا باشي من هم خدايم. يا در نبوت مي گفتند كه چرا پيغمبر خاتم پيغمبر باشد من هم پيغمبرمو همچنين در ولايت، امير المومنين (ع) گفتند كه چرا علي امام باشد ما اماميم لذا همه قالو بلي (بله) نگفتند. يك عده در همان پيمان اول يعني ربوبيت خداوند قالو بلي نگفتند. يك عده در نبوت پيغمبر خاتم قالو بلي نگفتند، و يك عده در ولايت ائمه قالو بلي نگفتند.

بنابراين سعيد و شقي در همان جا مشخص شد. كساني كه در هر سه پيمان قالو بلي گفتند مثل پيامبران كه حضرت مسيح (ع)مي فرمايد: من بخاطر اين كه نبوت پيغمبر خاتم را قبول كردم به مقام پيامبري رسيدم. و اوليا خدا كه شدند سعدا، كساني كه در اين پيمانها شل بودنمد و قالو بلي نگفتند شدند اشقياء. و اين فرقي نمي كند چه در يك پيمان باشد چه در هر سه پيمان.

در آيه ۳ مي فرمايد: و ديگران يعني همان هايي كه جزء اشقياء بودند اين تذكرات و تنبهات خداوند و پيامبران و ائمه به خودشان بيايند آن پيمانها را به بياد آورندملحق شوند به ايشان يعني (سعدا) خداوند عزيز و حكيم است.

آنهايي كه در عالم امر سعيد بودند سعيد هم به اين دنيا مي آيند و سعيد هم از اين دنيا مي روند. ولي آنها كه در عالم امر جزء شقيها بودند و در يك پيمان يا دو پيمان يا هر سه پيمان لنگ زدندو دو دل بودند و قالو بلي نگفتند خداوند به آنها مهلت داد و آنها را آورده در اين دنيا با ارسال رسل و انزال كتب و آيات آفاقي همچون سيل و زلزله و …و آيات انفس مانند مريضي و سلامتي، خواب و بيداريو….. دائماً خودش را به آنها مي نماياند و بوسيله پيامبران و كتابهاي آسماني كه پي درپي فرستاد به آنها بشارت و انذار دهد و آن پيمانها را به خاطرشان آورد تا آنها هم جز سعدا گردند. (خطبه اول نهج البلاغه)

در ايه ۲ سوره جمعه مي خوانيم: او كسي است كه مبعوث كرد در ميان امّيين (اهل شهر مكه كه مكه ام القري: مادر سرزمينهاي ديگر است) پيامبري از خودشان تا براي انها آيات خدا را تلاوت كند و يزكيهم آنها را تزكيه دهد(كه اين براي سعدا است) و يعلمهم الكتاب و الحكمه و به آنها تعليم كتاب و حكمت كه همان معرفت امام است را بدهد كه اين قسمت آيه مربوط به شقيها است چون ادامه آيه مي فرمايد و ان كانوا من قبل لفي ضلالٍ مبين اگر چه پيش از اين يعني در عالم امر در ضلالت اشكار بودند (جزءاشقيا بودند) و در آيه ۴ جمعه خداوند مي فرمايد: اين از فضل خداست و آن را به هر كس كه بخواهد عطا مي كند.

و در آيه   سوره     مي خوانيم (خدايا) پديد آورنده آسمانها و زمين تويي، تو دوست و ولي من در دنيا و آخرتي، من را مسلمان(تسليم محض خداو رسول و ائمه) بميران و الحقني بالصالحين و من را به صالحين ملحق كن. يعني خدايا اگر در عالم امر من جزء شقيها بودم در اين دنيا من را بر ايمان و تسليم كامل بميران و به سعداملحق كن. (اين ايه را مي توانيم در قنوت نماز بخوانيم) در تعقيبات مشتركه در مفاتيح الجنان مي خوانيم و ان كنت في ام الكتاب شقيا فاجعلني سعيدا فانّك** ما تشاء وتشبتو عندك ام الكتاب خدايا اگر من در آن ام الكتاب(در عالم امر) جزو شقيها بودم من را در اين دنيا جزو سعدا قرار بده پس همانا تو محو مي كني آنچه را كه در عالم مشيت يا امر بوده و اثبات مي كني يعني تو آن عالم امر من را كه جزو شقيها بودم را مي تواني محو كني و براي من سعيد بودن را اثبات كني.

و در نزد تواست ام الكتاب، هيچ كس از عالم امر و عاقبت خودش خبر ندارد. و هيچ كس نمي داند كه در عالم امر چگونه به پيمانهاي خداوند پاسخ داده است لذا از خدا مي خواهيم تا ما را اگر جزء اشقياء بوديم و به سعدا ملحق كند و اين مسير نمي شود مگر با بندگی خدا و توسل و تمسك به سالك الي الله و واجد شدن معارف آل الله.

در توحيد صدوق باب ۵۸ح۳

در تفسير برهان ذيل آيه ۵۶ ذاريات از محمد بن ابي عمير روايت مي كندكه مي گويد از حضرت ابالحسن موسي بن جعفر(ع) معني سخن رسول خدا (ص) را پرسيدم كه مي فرمايد: الشقي من شقيفي بطن امه والسعيد من سعد في بطن امه؟ شقي كسي است كه شقي شددر شكم مادرش وسعيد كسي است كه سعيد شد در شكم مادرش يعني چه؟ امام(ع) در جواب مي فرمايند: شقي كسي است كه اعمال اشقيا را انجام مي دهد و خداوند آن را مي داند در حالي كه او در شكم مادرش است(منظور از شكم مادر همان عالم امر استكه در قسمت اول توضيح داده شد) و سعيد كسي است كه اعمال سعدا را انجام ميدهد و خداوند اين امر را مي داند در حالي كه او در شكم مادرش يعني در عالم امر است.(و علم خدا باعث فعل ما نمي شود ما با اختيار خودمان فعل انجام مي دهيم چه فعل خوب چه فعل بد

در فعل خوب خدا دستمان را مي گيرد ولي در فعل بد خدا رهايمان مي كندو آن هم به خاطر كار كرد و اعمال قلبمان است. مثال دكتر و مريض سيگاري، دكتر به مريض سيگاري مي گويد سيگار نكش سرطان مي گيري مي ميري ولي مريض حرف دكتر را گوش نمي كند و به كار خودش كه همان عمل سيگار كشيدن است ادامه مي دهد و آخرش سرطان مي گيرد و مي ميرد و اين سرطان گرفتن به خاطر عمل خود مريض است نه به خاطر علم دكتر.

گفتم پس معني قول پيامبر چيست كه فرموده: بدانيد كه هر كدام از شما براي آنچه آفريده شده است دست خواهد يافت( آسان است و توفيق داده شده است)چيست؟ فرمود همانا خداوند عزو جل جن وانس را آفريده تا او را عبادت كنند و آنان را نيافريده كه عصيان و نافرمانيش كنند و همين معناي كلام خداي عزو جل است كه فرموده (جن و انس را خلق نكردم مگر براي اين كه من را عبادت كنند) پس همه را در راستاي آنچه براي آن آفريده شده قرار داده است. پس واي بر كسي كه كوري وشقاوت را بر هدايت و سعادت برگزيند.

يعني راه مشخص است كه در سوره شمس در آيات و نفس وما سوّاها ۷فالهمها فجورها و تقويها ۸خداوند قسم مي خوردبه نفس و آنكه او را نيكو بيافريد و به او فسق و فجور، و تقوي و پرهيز گاري را الهام كرده. يعني خداوند در نهاد انسان قرار داده كه هميشه از ظلم و بدي و فسق و فجور منزجر باشد وبه تقوي و پرهيز گاري ميل داشته باشد وعقل سليم به خودي خود اين را مي يابدو ائمه به انسان امر و نهي كرده و راه رسيدن به تقوي و پر هيزگاري را به انسان نشان داده و اين خود انسان است كه يكي از اين دو راه را انتخاب مي كند مثل قوم ثمود كه گمراهي و ضلالت را بر هدايت و سعادت انتخاب كردند.

قسمت اول حديث پيامبر (ص) خيلي جالب و نكته مهمي دارد كه شَقِيَ و سَعِدَ مي فرمايند  يعني شقي شد و خودش خودش را شقي كرد و خودش خودش را سعيد كرد نمي فرمايند شَقِيٌّ و سَعيدًٌ يعني شقي و بدبختش كردند و سعيد و خوشبختش كردند چون اگر اين طور بود جبر مي شود و اختيار انسان در اين جا بي معني مي شد و او مجبور به قبول كردن سعادت يا شقاوت مي شد و حرف جبري ها درست مي شد.پس  بر اساس آيات و روايات سعادت و شقاوت هر كس به دست خودش است و ما با اعمال خودمان تا وقتي كه در اين دنيا هستيم مي توانيم سرنوشت خودمان را عوش كنيم. درست در عالم امر مشيتمان به دست خودمان رقم خورده ولي خداوند در اين دنيا به ما مهلت داده تا با اعمال خودمان از سكوهاي زماني و مكاني استفاده كنيم و از خدا بخواهيم كه خدايا اگر من جزو شقي ها بودم من را به سعدا ملحق كن. خدايا با تو يك لحظه حُر را حُر كردي. وهب را يك لحظه وهب كردي يعني وقتي صداي هل من ناصر ينصرني امام حسين را شنيدند خودشان آمدند و به سعدا ملحق كردي خدايا من را هم جزو آنها قرار بده خدايا هر چه هستم در خانه كرم تو آمدم اگر پستم، رذلم، ولي تو ارحم الراحمين و ستار العيوبي من را ببخش و توبه ام را بپذير.

حضرت زهرا(س)

اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها و سر المستودع فيها بعدد ما احاطبه علمك

سرور بانوان دو عالم، دخت نبي، حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا سلام الله عليها برترين زنان از افرينش آدم تا قيام قيامت است. بزرگ بانوي كه معرفت و شناخت او لازمه كمال پيامبران پيشين بوده استو خشم و رضايت او غضب و رضوان خداوند سبحان بيان ارزش و عظمت اين بانوي گرانقدر كاري است كه تنها خود خداوند و از عهده خواص يعني اهل بيت برمي آيد. بنابراين به جاست كه عنان سخن به دست صاحبان آن سپرده شود.آيات قرآن بيانگر مقام و عظمت و عصمت حضرت صديقه طاهره (س) است.

آيه مباهله ۶۱آل عمران

در اين ايه حضرت زهرا (س) به تنهايي نساءنا ناميده شده است و اين بيانگر عظمت حضرت زهرا(س) است در كتاب ينابيع السوّده كه براي عامه است روايت شده از پيامبر اكرم(ص) كه فرمودند: اگر خداوند بندگاني گراميتر از فاطمه و علي و حسن و حسين  در روي زمين داشت به من امر مي كرد كه با آنها به مباهله (با يهوديان نجران) بروم و ليكن خداوند به من امر كرد كه بوسيله اينها يعني فاطمه (س) و علي و حسن و حسين عليهم السلام به مباهله بروم و ايشان افضل و برتر از تمام خلق هستند.

آيه تطهير ۳۳سوره احزاب انّما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا. به اتفاق اكثر مفسرين اهل سنت اين ايه در باره پنج تن ال عبا نازل شده است كه از ابن سعيد حذري روايت شده كه پيامبر فرمود اين آيه تطهير به طور اختصاص در باره پنج نفر من و علي و فاطمه و حسن و حسين نازل شده است.

آيه ۱۱ سوره مدثّر:

معرفت و شناخت حضرت زهرا محور نشأت عالم اول و عالم امر بوده است تمام انبياموظف بودند بر معرفت و شناخت حضرت زهرا سلام الله عليها و قبولي ولايت او، كه اگر او را نمي شناختند به اين مقام نمي رسيدند. خداوند  در قرآن وقتي راجع زنان برگزيده(يعني حضرت مريم و حضرت آسيه مي خواهد سخن بگويد مي فرمايد(۱۲تحريم): مريم بنت عمران با اين كه حضرت مريم مادر پيامبر اولاعزم خدا خدا حضرت مسيح (ع) است. راجع به اسيه در آيه ۱۱ تحريم مي فرمايد و حزب الله مثلاً للذين مثلاً للذين آمنوا امرات فرعون.

آسيه جزو چهار زن برتر عالم است و در زمان خودش بهترين زن در دنيا بودهو از زناني بوده كه واقعاً شير مرد بوده است. وقتي فرعون مي شنود كه اكه آسيه به خداي موسي ايمان آورده دست از پرستش من فرعون برداشته اي. آسيه در جواب مي گويدتو كي هستي، خداي من خداي موسي است تو كه خدا نيستي تو ضعيف و محتاج هستي. فرعون او را تهديد مي كند و مي گويد آسيه، دست از ايمانت بردار آسيه مي گويدمن از ايمان به خداي موسي دست برنمي دارم. فرعون مير غضب را صدا مي كند و به آسيه مي گويد: آسيه دست از ايمانت بردار،باز اسيه گفت برنمي دارم. مير غضب مي ايد ميخها را آوردند و يك ميخ كه به اندازه ميخ طويله بودرا به دست آسيه زدند. اسيه بي هوش شد. بعد از مدتي به هوش آمد فرعون گفت: آسيه دست از ايمانت بردار. آسيه گفت برنمي دارم. ميخ دوم را زدند به دست ديگر آسيه . باز آسيه بي هوش شدو بعد از مدتي باز به هوش آمد. فرعون گفت آسيه دست از ايمانت بردار آسيه گفت بر نمي دارم. ميخ چهارم را به پاي چپش زدند.در همان موقع آسيه از خداوند خواست آيه ۱۱ تحريم پروردگارا براي من در نزد خودت خانه اي در بهشت بنا كن و من را از فرعون و عملش نجات بده و از اين قوم ظالم نجات بده.

او از زنان بزرگ و شيرمرد بود كه به خاطر ايمان به خداي يكتا جانش را از دست داد. ولي با اين حال خداوند وقتي مي خواهد از او در قرآن ياد كند مي فرمايد: امراه فرعون (زن فرعون) ولي وقتي مي خواهد راجع به حضرت زهرا بگويد بعد از پنج قسم لّلا والقمر قسم به ماه والّيل اذ ادبر قسم به شب هنگامي كه باز گردد (ثلث سوم شب) والصبح اذا اسفر و قسم به صبح هنگامي كه جهان را روشن مي سازد انّها لاِحدي الكبر همانا او كه در اين جا ها بر مي گردد به حضرت زهرا (س) يكي از آيات عظمي خداوند است. نذيراًللبشر كه از عوالم اول انذار دهنده براي بشر بوده است. يعني فاطمه زهرا سلام الله عليها .

ابي بصير از امام صادق (ع) روايت مي كند كه حضرت راجع به مادرشان حضرت زهرا(س) مي فرمايند: هي الصديقه الكبري و علي معرفتها دارت القرون الولي . بحار الانوار ج۴۳ ص۱۰۵ باب ۵٫

يعني فاطمه زهرا (ُ) صديقه كبري است و معرفت و شناخت فاطمه زهرا (س) محور نشأت و عوالم اولي بوده است و بر پذيرش ولايت حضرت صديقه طاهره(س)در آن عوالم از همه پيمان گرفته شده است. و تمام انبيا موظف به شناخت و معرفت حضرت زهرا(س) بودند. اين خطاب خداوند در قرآن كريم كه بعد از سه قسم مي فرمايد: فاطمه زهرا(س) از آيات بزرگ خداوند استخيلي مهم است. چون يك وقت مثلاً من مي گويم فلاني آيت الله العظمي است يك وقت امام زمان راجع به شيخ صدوق مي فرمايند: فقيه ينفع الله به الناس يعني شيخ صدوق رحمت الله عليه فقيهي است كه خداوند به وسيله او به مردم نفع مي رساند. يك وقت هم خداي متعال مي فرمايد انها لاحدي الكبر. ها در كلمه انها كه در اين آيه آمده ضمير مونث است و به حضرت زهرا(س) بر مي گردد يعني حضرت زهرا يكي از ايات كبري خداوند است . سادات افتخارشان تنها به امير المومنين (ع) نيست بلكه افتخارشان به حضرت زهرا هم هست. چون خود ائمه به ايشان افتخار مي كردند. امير المومنين (ع) افتخارشان به همسري فاطمه زهرا(س) عليها بود و اگر حضرت زهرا نبود كفوي براي امير المومنين(ع) نبودو تا زماني كه حضرت زهرا (س) در عقد امير المومنين (ع) بودند با زن ديگري بر امير المومنين حرام بود.(همچنانكه يك زن شوهر دار نميتواند با مرد ديگري ازدواج كند. در زمان حضرت زهرا هم جلوي امير المومنين خداوند يك سدي گذاشته بودكه علي(ع) نمي توانست با زن ديگري ازدواج كند و اين قانون خدا بود . حضرت زهرا (س) همسر امير المومنين(ع) بودند نه همبستر، بقيه زنهاي امير المومنين همبستر حضرت بودند.

آيه ۳۵ سوره نور. الله نور السموات والارض امام رضا(ع)مي فرمايند خداوند هدايت گر آسمانها و زمين است. مثل نوره كمشكوه مثل نور خداوند كه مانند مشكوه است . هميشه مثل را به يك فرد اعلي مي زنند، خدا به نور خودش كه فاطمه زهرا (س)مثال مي زند مشكوه  يك چراغهاي است كه در ان چراغ پر فروغ است. فيها مصباح، المصباح في الزجاجه. زجاجه آن شيشه مدور است، مصباح چراغ است. الزجاجه كانها كوكب دري يوقد من شجره مباركه زيتونه لا شرقيه ولاغربيه. خدا نور خودش را كه در چراغ دان است كه آن چراغ دان حضرت زهرا (س) است را مي گويد.

آن شيشه مانند ستاره اي درخشان مي درخشد نمي گويد چراغ مي در خشد مي گويد نور امامت را حفظ مي كند مثل ستاره اي كه مي درخشد . يا نمي گويد« كانه» مي گويد« كانها» كه ضمير مونث است و به حضرت زهرا (س) برميگردد. اصول كافي ج۱  ص۲۷۸٫ توحيد صدوق ب۱۵

از اين آيه دو سه مطلب به دست مي آيد.

۱ – نور ولايت يازده امام كانونش حضرت زهرا(س) است.

۲- چراغ دان عمود بر چراغ است اگر چراغ دان نباشد نور چراغ نيست يعني اگر زجاجه آن حباب نباشد آن چراغ نيست.

۳- زجاجه باعث مي شود كه يازده امام حتي امير المومنين عليهم السلام نگه داشته و حفظ شوند. روايت: حضرت زهرا نگهدار يازده امام حتي جدمان امير المومنين است. يعني اگر حضرت زهرا نمي امدند و در مسجد النبي با آن خطبه قرائي كه كردند آبروي اولي و دومي را نمي بردند. آنها امير المومنين (ع) را محو مي كردند. وقتي آمدند به مسجد النبي و ابوبكر از خودش حديث جعلي گفت كه پيامبران از خودشان ارث نمي گذارند.

و به ابوبكر فرمودند تو خجالت نمي كشي تو از پدرت ارث مي بري ولي من نمي برم؟ آيا قرآن نخوانده اي كه مي فرمايد حضرت ذكريا از خدا خواست كه خداوند به او فرزندي عطا كند كه وارث او و وارث آل يعقوب باشدآيه ۶ سوره مريم «يرثني و يرث آل يعقوب»  آيا پدرم پيغمبر مخالف قرآن مي گويد. او از خواب باز ماند. حضرت زهرا (س) با اين كار جهالت ، اولي واعوانش را به همه اثبات كرد و غاصب بودن و بي دين بودن آنها را به همه ثابت كرد. و اين را رها نكرد تا به همه بفهماند كه آنهايي كه جاي پدرم رسول الله(ص) در مسند خلافت نشسته اند همه متقلب و دزدند و اين را تا پاي جانش ادامه داد.

خطبه حضرت در مسجد النبي به خاطر فدك نبود فدك بهانه بود خطبه حضرت به خاطر ولايت و جانشيني پيامبر(ص) بود كه اولي و دومي با اعوان و انصارشان  آن را با زود با برنامه ريزي هايي كهاز قبل داشته غصب كردند. فدك قطعه زميني بود كه پيامبر آن را به حضرت زهرا(س) داده بودند چون بدون جنگ و بدون زحمتي براي مسلمانان به دست پيامبر افتاده بود و پيامبر آن را به حضرت  زهرا(س)بخشيده بودند. و كارگران حضرت روي زمين كار مي كردند و عوائد آن را حضرت كمك به فقرا و مساكين استفاده مي كردند. اولي و دومي با كار مي خواستند تا دست اهل بيت باز نباشدتا مردم از اطراف اهل بيت كنار روند. ولي با اين كار خودشان را نابود كردند.

جالب است كه وقتي حضرت زهرا (س) بعد از ايراد آنخطبه دشمن شكنشان به خانه برمي گردند امير المومنين (ع) به ايشان مي فرمايند: يا بقيه النبوه (اي دنباله نبوت) نمي فرمايند (يا بقيه النبي) يعني (اي دنباله پيامبر) يعني فاطمه زهرا تو دنباله پيغمبر ي هستي نه دنباله ي پيغمبر. بنابراين حضرت زهرا از جهت روحانيت ام الائمه نيست اب الائمه است. همانطور كه امير المومنين(ع) شاگرد و كاتب پيغمبر است و قرآن بر پيامبر (ص) نازل مي شد و علي(ع) كاتب وحي بود و علمهاي حسنين از علي (ع) است بعد از شهادت پيامبر (ص) خدا ملكي فرستاد براي حضرت زهرا(س) كه بر حضرت نازل ميشد و يك كتاب براي حضرت زهرا آورد نه به عنوان دين جديد ولي مثل قران است كه امام صادق مي فرمايند: انّا عندنا صحيفه فاطمه نزد ما صحيفه مادرم فاطمه است. اصول كافي ج۱ ص۳۴۴

حضرت زهرا(س)وصي نبود ولي يك دستگاهي مجزايي از پيغمبر داشتند. محدثه هستند.

خلقت بدني حضرت زهرا(س)

در رابطه با خلقت روحي(خودّيت) حضرت زهرا(س) ما نمي توانيم چيزي بگوييم، مقام ايشان آنقدر والاست كه عقل و فكر ما را نمي رسد كه چيزي بگوييم و مادر اين باره عاجزيم، و آنچه مي گوييم راجع به خلقت بدني حضرت زهرا (س) است. چون خلقت بدني حضرت زهرا(س) فوق العاده مهم واهميت دار است و ائمه خلقت بدنيشان را از حضرت زهرا(س) گرفتند، بخاطر همين بايد در دفعات مختلف به پيغمبر (ص) طعام مي دادند آن هم طعام هاي بهشتي. (بدن ما از گوشت و نان و كدو و بادمجان و آنچه پدر و مادرمان مي خوردند درست مي شود ولي در اين جا راجع بدن حضرت زهرا(س) سخن مي گوييم كه خلقت بدني ايشان هم از ميوه هاي بهشتي است و با ما فرق مي كند. يك بار به پيغمبر(ص) سيب دادند و در يك دفعه پيغمبر (ص) به معراج بردند و از ميوه شجره طوبي كه مال امير المومنين است به حضرت خوراندند و يك بار جبرئيل (ع)بر پيغمبر نازل شد و گفت كه بايد چهل شب از حضرت خديجه (س) فاصله بگيري( و در اين چهل شب رمزي است) بعد از چهل شب نزديك اذان مغرب پيغمبر (ص) ديدند كه جبرئيل و ميكائيل واسرافيل آمدند ولي عزرائيل نيامده است چون  عزرائيل مأمور اعدام است( فرشته مرگ است) و يك طبقي با خودشان آورده اند كه در آن صندوقچه ا است كه در داخل آن صندوقچه ماده اوليه خلقت حضرت زهرا(س) است و از شدت سنگيني اين جواهر جبرئيل(ع) شر شر عرق مي ربزد.(ودر اين هم حرف است چون ما وقتي از پايين به بالا بخواهيم صعود كنيم عرق مي كنيم دنه وقت سقوط و پايين آمدن و اين عظمت و مقام حضرت زهرا(س) را مي رساند).

جبرئيل مي گويد اي محمد (ص)  خداوند دستور داده كه چيز هاي داخل صندوقچه را بايد تناول كني. در صندوقچه باز شد در آن ميوه هاي مختلف بود، خرما، سيب، زعفران. اسرافيل آب ريخت و مي كائيل دستهاي پيامبر را شست. امير المومنين(ع) هم آن جا بود خواستند جلو بيايند، جبرئيل گفت:نبايد جلو بيايي اين چيزهاي درون صندوقچه مال پيغمبر است. پيغمبر(ص) شروع به خوردن كردند بعد از آنكه تمام شد موقع نماز مغرب بود. جبرئيل(ع) گفت يا رسول الله خداوند جل جلاله دستور داده كه نماز مغرب را به تاخير بياندازي چون يك امر مهمتري در پيش است كه از اين نماز ظاهري كه نماز مغرب است بالاتر است و بايد به آن بپردازي.

صلاه وسطي كه در قرآن آمده حضرت زهرا(س) است كه واسطه بين دو رباعي (چهار ركعتي) يعني امير المومنين و امام حسن (\)شده است يعني باطن اين نماز هاي پنجگانه نماز ظهر، رسول خدا(ص) و نماز عصر،اميرالمومنين(ع)و نماز مغرب وجود مقدس حضرت صديقه طاهره(س)و نماز عشاءامام حسن مجتبي(ع) و نماز صبح امام حسين(ع) است. جبرئيل به پيامبر(ص) بعد از چهل شب دوري از حضرت خديجه (س) به خانه ايشان  آمدند. حضرت خديجه با ديدن ايشان گل از گلشان شكفت و خوشحال شدند. و(جمع الشمس والقمر)آيه۹قيامه خورشيد و ماه در كنار هم جمع شدند و وقران سعدين انجام شدو نطفه  پاك و مبارك حضرت زهرا(س) در رحم پاك و مطهر حضرت خديجه (س) قرار گرفت و امانت به صاحب اصليش رسيد .

در روايت آمده كه حضرت خديجه(ُ)مي فرمايند وقتي كه نطفه حضرت زهرا(ُ) در رحم من سكني گزيد يك سنگيني فوقالعاده اي را در خودم احساس كردم. ودر زماني كه زنان قريش او را تنها گذاشته بودند و ايشان غصه مي خوردند در روايت است كه حضرت خديجه(س) ميفرماينداين جنين داخل شكم با من صحبت مي كردو مي فرمود يا اماه غصه نخور محزون نباش،و براي من حديث مي گفت. لذا حضرت زهرا(س) موقع به دنيا آمدن حضرت زهرا (س) حضرت خديجه(س) به دنبال زنهاي مكه و قريش آادم فرستاد ولي هيچ كدام نيامدند.

خداوند چهار زن برگزيده عالم را يعني حضرت مريم(س) و آسيه بنت مزاحم همسر فرعون و سارا(س) وكلثوم بنت عمران را به احترام ولادت حضرت زهرا(س) فرستاد و اينها قابله حضرت خديجه (س) شدند.

سكوهاي زماني و مكاني براي پرواز روح

در مسير بندگي و عبادت خداوند ما سكوهاي زماني و مكاني داريم كه در آنها روح ما به پرواز در مي ايد. سكوهاي مكاني: مانند بيت الله الحرام. حرم رسولخدا(ص) و حرمهاي ائمه عليهم السلام محل رفت وآمد ملائكه است امام زاده ها و مساجد مانند مسجدالنبي كوفه، مسجد قبا و مسجدهاي ديگرو…. حتي سجاده هاي نماز شما سكوي پرتاب شماست. در اين مكانها شهود خداوند بيشتر است و نورانيت خاصي دارند. سكوهاي زماني مثل ماه رمضان،شبهاي قدر، شبو روز عرفه، شب و روزاعياد مثل عيد غدير كه بزرگترين عيد مسلمانان است. عيد فطر، عيد قربان، بين الظلوعين شب و روز جمعه،مواقع اذان،موقعآمدن بارانو….. در همه اينها در رحمت خداوند باز است و خداوند به بندهايي كه به درگاهش بيايند توجه خاص دارد.

وقتي سكوهاي مكاني با زماني در يكجا يعني هر دو با هم براي كسي پيش امد خيلي مهم است بايد قدر اين توفيق را بدانيم. مثلاً اگر در شب و روز عرفه كه سكوي زماني است در حرم ابا عبد الله الحسين باشي اين خيلي مهم است و خيلي ارزش دارد. چون امام معصوم مي فرمايد خداوند در روز عرفه اول به زوار امام حسين(ع) نگاه مي كند بعد بهزوار خودش در بيت الله الحرام. علت را از امام مي پرسند. امام در جواب مي فرمايند چون در مكه دوست و دشمن با هم قاطي هستند ولي محال است كسي روز عرفه زائر امام حسين(ع) باشد و حرام زاده باشد.

همچنين اگر در شب جمعه كه سكوي زماني است در حرم علي بن موسي الرضا كه لنگرگاه كشورماست باشي اين خيلي ارزش دارد و مهم است. بايد قدرش را بداني در داخل حرم شهود امام رضا بيشتر است. محل رفت و امد ملائكه است. يكي از جاهاي است كه حتماً امام زمان(عج) به زيارت جد غريبشان مي آيندو حضور دارند.

در هر زمان و مكاني كه رفتيد به زيارت خانه خدا يا چهارده معصوم يا حرم ، امامزاده هاي جليل القدر مثل حضرت ابالفضل، حضرت زينب(س)، حضرت رقيه(س) حضرت شاه عبدالعظيم حسني يا امام زاده هاي ديگر اول نيت كنيدبه نيابت امام زمان به زيارت برويد. چون اگر به نيابت امام زمان به زيارت برويد، چيزي از زيارت خودتان كم نمي شود ولي وقتي به نيابت زيارت كرديد ملائكه تحويلتان مي گيرند و خصوصي با شما برخورد مي كنند و مي گويند اين نايب امام زمان است. ما كه كسي نيستيم بايد خودمان را به پاي عقاب عالم امكان حجه بن الحسن (عج)ببنديم تا بتوانيم پرواز كنيم.

اللهم الرزقنا حج بيتك الحرام و زياره قبر نبيك صلواتك عليه والئمه المعصومين عليهم السلام في الدنيا و الاخره.

اللهم الرزقني زياره بنت سبيك، فاطمه الزهرا(ُ) في الدنيا و شفاعه في الاخره.

انواع عبادت

ما چند نوع عبادت داريم.

اول اين كه هدف از خلقت ما اين است كه ما بندگي و عبادت خدا را بكنيم تا به كمال برسيم. خداوند در ايه ۵۶ذاريات مي فرمايند: ما خلقت الجن والانس الا ليعبدون: خلق نكردم جن وانس را مگر براي اين كه من را عبادت كنند. به اين موضوع اشاره دارد. هرچه در آسمانها و زمين است از كهكشانها تا آن كوچكترين ذره اي كه در روي زمين است و به چشم ما در نمي آيد به غير از جن و انس همه عبادت و تسبيح خدا را مي كنند. دعاي امير المومنين حرز انت الذي سجد لك شعاع شمس خدايا تو كسي هستي كه نه تنها خورشيد تسيبح تو را مي كند بلكه آن شعاع نور خورشيد هم تسبيح تو را مي كند (اعمال اول محرم)

انت الذي سجد لك ضوء القمر خدايا تو كسي هستي كه نه تنها ماه تسبيح تو را مي كند بلكه نور ماه هم تسبيح تو را مي كند.

انت الذي سجد لك دوّي الماء خدايا تو كسي هستي كه نه تنها آب تسبيح تو را مي كند بلكه آن شرشر آب هم تسبيح تو را مي كند.

انت الذي سجد لك حفيف الشجر خدايا تو كسي هستي كه نه تنها درختان تسبيح تو را مي كنند بلكه آن به هم خوردن برگ درختان هم تسبيح توست.

و در ايه ۴۱ سوره نور: الم تر ان الله يسبح له من في السموات والارض الطير صافاتٍ كلّ قد علم صلاه والله عليم بما يفعلون

انواع عبادت

  1. عبادت اول : ظاهرش عبادت است ولي اصلاً عبادت وطاعت نيست و اين عبادت رياكاران است. براي اين كه جلب نظرمردم كند چند نفر مريد داشته باشد در جامعه و خانواده، چه نمازهاي كه نمي خواند! يك مد و الضاليني مي كشد كه نگو و نپرس . پيشاني هاي سياه و پينه بسته نشانگر اين نوع عبادت است چون ما هرچقدر نماز بخوانيم اين اتفاق نمي افتدو اينهايي كه اين گونه هستند معلوم نيست چگونه و با چه وسيله اي اين كار را كرده اند.

اين نوع عبادت نه عقلاً و نه عرفاً و نه شرعاً عبادت و طاعت نيست.و يك قِران ارزش ندارد. درست مانند مانكن هايي مي ماند كه درون ويترينها و جلوي مغازه هاي لباس فروشي گذاشته اند، اگر از دور به آنها نگاه كني فكر مي كني انسان هستند ولي اگر جلو بروي مي بيني كه مانكنهايي هستند و هيچ شباهتي به انسان ندارند.

  • عبادت دوم: اين نوع عبادت عقلاً عبادت نيست ولي شرعاً عبادت است. مثل عبادت من و شما كه ازترس جهنم و شوق بهشت عبادت مي كنيم. به تعبير امير المومنين اين عبادت مزد بگيرهاست. خداوند مي فرمايد انّ جهنم كانت مرصاداازترس جهنم، حميم جهنم، غساّق، آب مغلي در غليان، و آتش جهنم كه اگر يك سطل از آتش جهنم را بريزند در روي زمين همه آبهاي دنيا خشك مي شود.

آتش دنيا در برابر آتش جهنم هيچ است. آتش آخرت را هفتاد بار با هفتاد آب آخرتي به هم زدند و يك جرقه اش را در اين دنيا انداختند. شده اين آتش دنيايي كه ما تحمل اين كه سر انگشتمان، با اين آتش بسوزد را نداريم. روايت است كه جهنمي را مي آورند، پايش را مي گذارد روي سنگهاي داغ جهنم، دادش به هوا مي رود و مي گويد سوختم، سوختم به من كفش بدهيد. بهش يك چكه مانند مي دهند، از شدت آتش جهنم مغز سر اين جهنمي به قليان در مي ايد. اينها قصه نيست همه ايات قران كه راجب به برزخ و قيامت است حقو حقيقت است همه آيات عذاب و آيات كه راجع به بهشت و بهشتيان و حورالعين كه در سوره هاي قرآن مانند سوره نبأ و سوره واقعه آمده و….. همه حق و حقيقت است. خدا با كسي شوخي ندارد.

اين ويلي(چاهي) كه در جهنم است، كه از بوي تعفن اين چاه ويلدره  جهنم به خدا شكايت مي كند. اين ويل براي كساني است كه نماز را عمداً ترك مي كنند و يا سبك مي شمرند رسول خدا(ص) فرمودالصلاه عماد الدين. ترك الصلاه متعمداً فقد هدم دينه…. يعني هر كس نماز را عمداً ترك كند به تحقيق دينش از بين رفته است.(ماعون) ۴فويل للمصلين۵ الذين هم عن صلاه ساهون امام صادق(ع) فرمودند تأخير انداختن نماز از اول وقتش بغير عذر

در اين عبادت ما از ترس جهنم و طمع بهشت خدا را عبادت مي كنيم ولي اين عقلاً اگر با خودت خلوت كني با عقل سليم مي يابي كه اين عبادت مزد بگيران است درست مثل آن خدمتكاري كه از ترس صاحبش و براي اين كه تنبيه نشود و بلكه تشويق بشود پاداش از صاحبش بگيرد كارها را انجام مي دهد اين نوع عبادت هم عبادت نيست تلك العبادت الاُجراء.

ولي خداوند ارحم الراحمين است طبق فضل امين و رحمت واسعه اي كه دارد مي فرمايد شما خودتان را پرستيديد ولي من اين عبادت شما را به حساب عبادت خودم مي گذارم و شما با اين عبادت به بهشت برويد و كيفتان را بكنيد.

  • عبادت سوم: عبادت سوم اين است كه اعتقاد داشته باشي كه همه چيز ملك خداستتو هر چه نعمت داري مثل نعمت وجود، نعمت حيات، نعمت هدايت، سلامتي، قدرت، اختيار، مالو ثروت و فرزند، و…. خدابه تو داده استو خداوند ولي النعمه ي تو است. و چون بايد سپاسگذاري اين ولي النعمه را بجا بياوري و هرچه گفته بايد انجام بدهي بايد بگويي چشم. و هرچه گفته انجام ندهبايد بگويي چشم. حالا خداوند بخواهد تو را بهشتي كند مي برد بهشت و بخواهد جهنمي كند مي برد جهنم.

تو حق اعتراض نداري، چون ملك خدايي، درست مثل لباس من كه ملك من است و من اگر دوست داشته باشم به اين لباس عطر مي زنم، اتويش مي كنم و مي گذارم در كمد يا صندوقي و خوب نگهداريش مي كنم. يا نه برعكس اگر دوست نداشته باشم تكه تكه اش مي كنم يا آتشش مي زنم.

در اين نوع عبادت بايد واقعاً اعتقاد داشته باشي كه ملك خدا هستي  و وظيفه ات بندگي است اين عقلاً شرعاً عبادت خداست. ودر آن سختي و كلفت است يعني بايد گرما و سرما صبح خيلي زود از خواب بيدار شوي و نماز بخواني و در روزهاي بلندو گرم روزه بگيري وسختي و تشنگي و گرسنگي را بچشي و محرمات را ترك كني و واجبات را انجام دهي. چون سرتاسر وجود و هستي تو نعمتهاي خداوند است و تو بايد سپاس اين ولي النعمه را به جا بياوري و بگويي سبحان الله.

  • عبادت چهارم: عبادت اكسير محبت است يعني محبت شديد وقتي محبت شديد باشد طرف مثل پيغمبر(ص) كه وقتي موقع اذان مي شد مي فرمود: ارحني يا بلال بلال زود اذان بگو كه من راحت شوم تا من بروم و نام محبوبم را ببرم. دائماً دوست داري نام محبوبت برده شود يك سرعجيبي دارد اين اكسير محبت دوست داري نام خدا و امام زمان بلند بشود كلمه الله هي العليا چون نام محبوب است. ابراهيم خليل الله چنين حالتي داشت. اگر اكسير محبت به تو نخورد دائماً ميخواهي با خدا صحبت كني. از خدا مي خواهي كه به تو توفيق دهد كه داماً در سفرهاي زيارتي باشي بروي به زيارت خانه خدا، زيارتعتبات عاليات و زيارت علي بن موسي الرضا مانند پدر و مادر چون بچه شان را دوست دارند دائماً خودشان را به آب وآتش مي زنند تا بچه شان راحت و آسوده باشد. اين محبت شديد است كه كلفت را الفت مي كند. شاه را بنده مي كند. شيخ بهائي در كشكولش نقل ميكند كه يك يهودي كنيزي داشت كه خيلي دوستش داشت يك روز اين كنيز مريض مي شود اين يهودي يك آش نخودآبي درست مي كندو چون چراغ آشپزي در خانه پيش مريض است و اين بايد آش را به هم بزند ولي صداي كفگير كه به ته ديگ مي خورد كنيز را كه خوابيدهبيدار مي كند براي اين كه كنيز بيدار نشود دستش را داخل ديگ مي كند و آش را هم مي زندو از شدت محبتي كه به كنيز داشت حرارت آش در حال قل قل كردن را نمي فهمد.

اگر كسي اكسير محبت خدا را داشته باشد زحمت برايش رحمت و كلفت برايش الفت مي شود شبها مثل پر كاه براي نماز شب و مناجات با خدا از جايش بلند مي شود. اگر كسي اكسير محبت،امام زمان (عج)  را داشته باشد دائماً مي خواهد با حضرت صحبت كند و به ياد حضرت است. حرفهايش را به امام زمان(عج) مي زند. دلش مي خواهد همه جا از حضرت بگويد و از حضرت بشنود و نام حضرت را بالا ببرد تنها رفيقش خدا و امام زمان است. دائماً دنبال بهانه است.

۵-عبادت پنجم اين نوع عبادت از همه عبادتها بالاتر است يعني خدا يا من تو را عبادت مي كنم بخاطر اين كه تو شايسته عبادتي چيزي نمي خواهم فقط تو را مي خواهم لذا وقتي در تكبيره الاحرام الله اكبر مي گويي يعني خدايا دست راستم و دست چپم را بالا مي برم يعني خدايا دنيا و آخرت را به دور انداختم و فقط تو را مي خواهم. اين نوع عبادت الفت دارد ولي كلفت ندارد. در مناجات خمسه عشره، مناجات المريدين هشتم امام سجاد(ع) مي فرمايند فقد انقطعت اليك همّتي و انصَرَفَت نَحوَكَ رَغبَتَي، فانت لا غَيرك مرادي ولك لا سواك سهري و سهادي، ولقاءوك قره عيني و وصلك مني نفسي و اليك شوقي وفي محبتك ولهي والي هواك صابتي و رضاك بغنيتي، و رويتك حاجتني و جوارك طلبتي، و قربك غايه سولي و في مناجاتك روحي و راحتي، و عندك دواء علّتي و شفاءغلتّي و بردلوعتي و كشف كربتي…. يا نعيمي و جنتي و يا دنياي و آخرتي يا ارحم الراحمين.

خدايا من تو جهنم به سوي توست از همه منقطع است، ودلم مشتاق توست. مقصود من تويي نه غير تو خدايا شوقم به سوي تو است كم خوابي و بيدار شدنم و اين چهره زرد من بخاطر اين است كه تو را مي خواهم. خدايا ديدن و ملاقات تو نور چشم من است و رسيدن به تو آرزوي من است و شوقم بسوي توست .

خدايا من در محبت تو سرگردانم و واله و دلباخته هواي توام و مقصودم خشنودي توست و رويت و لقاء تو نياز من است و اين كه هميشه با تو باشم طلب و نياز من است و مقام قرب  و نزديكي به تو نهايت آرزوي من است. و در مناجات با تو روح و راحتي من است و نزد تو دواي مرض و شفاي قلب سوزانم است. و خنكي جگر من است و رفع غم و اندوه من است. پس اي خداي من مونس من باش در هنگام وحشت و تنهايي ام و هولناكي در آن موقعي كه همه افراد خانواده و دوستان و آشنايان من را تنها مي گذارند و مي روند. و از لغزش هايم در گذر و توبه ام را قبول كن و دعاهايم را مستجاب كن و از گناه من را نگهدار و به من عصمت بده و از فقر و تنگدستي من را غني گردان. خدايا من را چخه نكن از خودت جدا نكن دستم را بگير و دور نكن از خودت. اي بهشت و نعمت من واي دنيا و آخرت من. اي ارحم الرحمين

خدايا من بهشت را براي تو مي خواهم درست مانند زماني كه امام حسين(ع) به بالين علي اكبر(ع) كه در حال جان دادن بودند آمدند جبرئيل هم آمده بحر رحمت خدا به طلاتم افتاده و امام حسين (ع) مي فرمايد به علي اكبر هر چه مي خواهي از خدا بخواه . حضرت علي اكبر مي فرمايند يا اَبه(اي پدر) من خواسته اي از خدا ندارم. من فقط خود خدا را مي خواهمدر كتاب علل الشرايع از يونس بن ظبيان حديث آمده كه گفت امام صادق(ع) مي فرمايند: انّ الناس يعبدون الله عزو وجل علي ثلاثه اوجه فَطَبقهٌ يَعبدونه رَغبهً في ثوابه فتلك عباده المرصاد و هوالطمع و آخرون يعبدونه خوفاً من النّار فتلك عبادة العبيد  وهي رهبة ولكني اعبده حباً له عزوجل فتلك عباد الكرام و  هو الامْنُ لِقوله عزوجل و هم من فرع يؤمئذ آمنون ۸۹ نمل       قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني…. ۳۱ آل عمران.

صلوات برمحمد و آل محمد

بر طبق روايات صلوات برمحمد و آل محمد تنها دعايي است كه حتماً مستجاب مي شود و در اين جمله اللهم صل علي محمد وآل محمد توحيد و نبوت وولايت نهفته است يعني اللهم توحيد است. صل علي محمد نبوت است و آل حمد ولايت است.

وقتي صلوات مي فرستيم يعني خداياچون من مي دانم كه تو پيغمبر و آل پيغمبر را دوست داري و رضاي تو در اين است كه من قربون صدقه پيغمبر و آل پيغمبر بشوم و آنها محبوب به ذات تو هستند و رضاي تو در اين است كه من بر آنها صلوات بفرستم پس من هم صلوات مي فرستم. امام رضا(ع) پس براي ريزش گناهان زياد صلوات بفرستيد بر محمد و آل محمد. وصلوات بلند نفاق را از بين مي برد و دل را جلا مي دهد و در حديث ديگر است كه در اول و آخر دعاهايتان صلوات بفرستيد بر محمد و آل محمد و اگر اول و آخر دعاهايتان صلوات نفرستيد بر محمد و آل محمد دعا محجوب است و بالا نمي رود .تا اين كه صلوات بفرستيد برمحمد و آل محمد. و در حديث ديگر است كه خداوند مي فرمايد من حيا مي كنم كه اول و آخر دعا را كه صلوات است مستجاب كنم و وسط آنرا مستجاب نكنم.

و رسول خدا (ص)فرمودند جفاكار ترين مردم كسي است كه ياد من نزد او شود ولي برمن درود وصلوات نفرستد.ابي بصير از امام صادق(ع) روايت مي كند كه فرمود هنگامي كه پيامبر خدا(ص) نزدتان ياد شد زياد صلوات بفرستيد بر او. پس همانا كسي يك صلوات بر پيامبر (ص)بفرستيد خداوند بر او هزار صلوات مي فرستد در هزار صف از ملائكه،وچيزي باقي نمي ماند از آنچه كه خداوند آن را خلق كرده مگر اين كه صلوات مي فرستدبر آن بنده به خاطر صلوات خداوند بر او و صلوات ملائكه، پس هر كس بي ميلي و بي رغبت باشد در اين امر يعني صلوات بر پيامبر خدا (ص)پس او جاهل و مغرور است و خداوند از او بيزار است و رسول خدا واهل بيتش هم از او بيزار هستند.

صلوات بر محمد و آل محمد خيلي مهم است خداوند دوست دارد صلوات بر محمد و آل محمد. مقام پيامبر و آل پيامبر لا يتناهي است و ما صلوات فرستادنمان مقام آنها را بالاتر مي بريم. تمام انبياء وملائكه بر محمد و آل محمد صلوات مي فرستادند. وقتي خداوند حضرت حوّا را براي حضرت آدم خلق كرد حضرت آدم خيلي خوشش آمد. خواست به طرفش برود. جبرئيل(ع) جلويش را گرفت و گفت صبر كن حضرت آدم (ع)گفت: براي چه؟ جبرئيل(ع) گفت بايد مهرش را بپردازي آدم(ع) گفت: مهرش چيست؟ جبرئيل(ع) گفت: مهريه اش صلوات بر محمد و آل محمد است. خداوند يك عده از ملائكه را خلق كرده كه اينها دائماً لا ينقطع صلوات بر محمد و آل محمد مي فرستند.

حضرت ابراهيم به خاطر كثرت صلوات بر محمد خليل الله شد. رسول خدا(ص) فرمودند: صداهايتان را بلند كنيد هنگام صلوات برمن، پس همانا اين كار شما يعني صلوات دادن با صداي بلند نفاق را از بين مي برد. كافي ج۴ص۳۵۳

دو تا مبنائي كه شيعه اثني عشري بايد داشته باشد.

شيعه اثني عشري بايد دو تا مبنا داشته باشد كه در تمام اديان بوده ولي به مرور زمان از بين رفته است. اين دو مبنا را كسي نداشته باشد منحرف شده است و موحّد نيست و تمام معارف به اين دو مبنا بر مي گردد.

مبناي اول: انّ اساس الدين التوحيدو العدل… اساس دين توحيد و عدل است. امير المومنين(ع)توحيد هم يعني)اَلتوحيد اَنّ لا تَوّهَمهَ. توحيد اين است كه خدا را توهم نكني. امام صادق(ع) التوحيد فَانلا تُجَوِز علي رَبّكَ ما جازَعليك. توحيد اين است كه جايز نداني بر ژروردگارت آن چيزي را كه بر تو جايز است. مثل مكان،زمان، تغيير،توهم،كيفيت، وجود، ماهيت، آلات و ابزار خواب و چرت، روشنايي و تاريكي، شيئست كه برخلق مترتب است و اين كه امام معصوم راجع به خداوند فرموده شي، بلافاصله بعد از آن فرمود. يخرجه عن الحدين حدالتشبيه و حدالتعطيل يعني شي اي است كه بايد آن را از دو حد تشبيه و تعطيل خارج كني. خداوند هدايتگر آسمانها و زمين است و ما همه چيز را به خدا مي شناسيم. امام حسين (ع)امام سجاد(ع) دعاي ابو حمزه لولا انتلهادر ما انت اثبات. اثبات كردن بر خلق مترتب است نمي تواني خدا را مجهول بگيري و بوسيله معلوم كه خلق است خدا را اثبات كني. خدا اثبات شده است. اگر در روايات كلمه اثبات آمده است يعني خداوند هستش نمي تواني تعطيلش كني و بگويي خدا نيست. كار انبيا استدلال منطقي نيست. بلكه كار انبياتذكر به وجدان و به آن نعمت فراموش شده استكه بر طبق آيه ۱۷۲اعرافدر عوالم قبل داشتيم.منظور از اثبات اهل بيت ، اثباتي مه فلاسفه و عرفا گفته اند نيست. بلكه تذكر به معرفت فطري است. مثل حديث ابن ابي العوجاءكه امام صادق(ع)ابن ابي العوجاع را به خودش متذكر مي سازد. (حديث در اصول كافي و توحيد شيخ صدوق)

عدل هم يعنيامير المومنين(ع): والعدل اَن لا ََتتَهَمه عدل اين است كه خدا را متهم نكني امام صادق:وَ العدلُ فَاِن لا تَنسب اِلي مالامَكَعَليه. عدل اين است كه نسبت ندهي به پرورگارت آن چيزي را كه تو بوسيله آن سرزنش مي شوي. مثل دزدي، زنا، غيبت، تهمتف نگاه به نامحرم، دروغ، وغيره. همه اين افعال بدي است كه از ما سر مي زند فعل خودمان است و خودمان با اختيار خودماناين افعال را انجام مي دهيم و نبايد اينها را به خدا نسبت بدهيم و بگوييم خدا خواست،جو محيط من را گرفتيا يك شب هزار شب نمي شود و……. خلاصه اين كه فعل بد خودمان را به گردن خدا نيندازيم. خدا به ما قدرت و اختيار و امكانات و ماهيات مقدور داده و لحظه به لحظه به ما تمليك مي كند و راضي نيست كه ما اين نعمتها را در راه كفر و گناه استفاده كنيم و اگر اين نعمتها را در راه ناراضايتي خداوند استفاده كنيم خداوند وعده داده كه هم در آخرت و هم در دنيا عذاب شويم.

روايت از معصوم است كه مي فرمايند با نعمتهايي كه در دستتان است نعمتهاي بعديتان را خراب نكنيد يا از بين نبريد.

مبناي دوم: اين است كه اعتقاد داشته باشي كه: كان الله ولم يكن معه شي ولا ثاني معهو……. يعني خداوند بود و چيزي همراه او نبود. خدا بود و دومي با خدا نبود. خدا بود و هيچ چيزي با خدا نبود و حتي لفظ هيچ چي هم با خدا نبود. حتي اسم هم خداوند براي خودش انتخاب نكرده بود. خداوند بود و اعيال ثابته و عقول عشره، اسماء و صفاتي با خدا نبود همه اينها خلق خدا هستند و اگر قائل باشيم كه همراه خدا چيزي بوده سه تا مطلب پيش مي آيد.

  1. اگر آن چيز قبل از خداوند باشد. العياذ بالله آن خالق خداوند مي شود و اين باطل است
  2. اگر همراه خدا باشدبا خدا در خداوندي شريك مي شود و اين باطل استچون آن چيز مي تواند خالق خداوند باشد و نه خداوند مي تواند خالق آن چيز باشد چون هر دو با هم هستند و اين جا سومي مي خواهد كه خالق خداوند و آن چيز باشد.
  3. اگر اول خداوند باشد بعد آن چيز باشد خداوند خالق آن چيز مي شود و اين درست است.

اگر كسي به اين دو مبنا معتقد باشد و در گفته ها و اعمال و رفتارش به آن عمل كند موحد است توحيد هم از مو باريكتر است. يك خورده اين طرفش  شرك است و يك خورده آن طرفش كفر است پس بايد مواظب باشيم و از آن راهي كه خداوند تعيين كرده يعني راه اهل بيت به توحيد واقعي برسيم و هميشه به آنها وصل باشيم. اگر لحظه اي از اهل بيت جدا شويم در اين راه خطير گمراه مي شويم.

انواع الگو گرفتنها

سه نوع الگو گرفتن داريم.

  1. الگوگيري منفي مثل مگس كه روي زخم و كثافات و چيز هاي بد مي نشيند. مانند كسي كه در ميان هزار و يك شبكه تلويزيوني صاف به سراغ شبكه اي مي رود كه مدل مو و مد لباس را از آن شبكه الگو بگيرد. و اگر از اين شخص سئوال كوچكي از احكام دينش بپرسي مي گويد من به عقلم رجوع مي كنم. اما براي مو و لباس از ديگران الگو مي گيرد.
  2. الگو گيري بوقلمون صفتيكه طرف رنگ عوض مي كند و حزب باد است. اين جور الگو گيري ها را زمانه مشخص مي كنند. مثل بعضي ها كه در اول انقلاب با ريشهاي تو پر و يقه هاي صفت بسته خودشان را حزب اللهي حزب اللهي نشان مي دادندو همان ها بعد از چند سال ل كه از انقلاب عوض شد رنگ عوض كردند.يا مثل بعضي از جوانها كه يك زيارتي مي روند يا يك بار باكاروان راهيان نور به مناطق جنگي مي روند تحت تأثير قرار مي گيرند و وقتي بر مي گردند حالتشان عوض مي شود. اين الگو گيري چون از روي معرفت نيست زود بر مي گردد
  3. الگو گيري زنبور عسلي كه امير المومنين (ع) مي فرمايند: كن كالنحله مانند زنبور عسل باشيد دنبال خوب باشيد و دنبال خوبيها بگرديد و از خوبان الگو بگيريد. زنبور عسل كل باغ را در نظر مي گيردكه گل، شكوفه، برگ، درخت، سنگ، خار، خاشاك، و…. دارد و از ميان همه اينها درختي را در نظر مي گيرد و از ميان برگ و شاخه و شكوفه، شكوفه در خت را در نظر مي گيرد و از آن شكوفه فقط شهد ناب را مي نوشد. چيز طيب مي خورد و چيزطيب در آن شفا براي درد هاست يعني عسل بيرون مي دهد. اين الگوگيري مثبت و با معرفت است كساني كه اين گونه هستند به الگوهايشان چهارده معصوم ايمان دارندو با معرفت و شناخت به سراغ آنها مي روند و هرگز رنگ عوض نمي كنندو با پيروي و تبعيت از آنها مي توانند حق را از باطل تشخيص دهند.

انواع محبت:

محبت دو نوع است يك نوع آن فطريو غريزي است مثل محبت پدر و مادر به فرزند، كه در مادر اين نوع محبت خيلي شديدتر است اين نوع محبت يك طرفه است يعني از طرف پدر و مادر نسبت به فرزند است و از ان طرف، يعني فرزند نسبت به پدر و مادر اين نوع محبت را ندارد.نوع  دوم محبت هم اين است كه تو بايد يك قدم برداري تا محبت طرف مقابل را جلب كني.

براي جلب محبت امام عصر (عج)چند راه وجود دارد

  1. پول خرج كردن، چون دل انسان جايي است كه پول خرج كند. مثلاً اگر يك فرش براي مسجد بخري دائماًدلت مي خواهد كه به آن مسجد بروي و آن فرش را ببيني. حال اگر براي حضرت پول خرج كني بيشتر به ياد حضرت هستي پول خرج كردن هم دو نوع است. يك نوع آن به نيابت حضرتبراي سلامتي حضرت صدقه مي دهي به ديگران كمك مي كني. خمس مالت را كه مال حضرت است را مي پردازي يا اين كه روز جمعه اي صبحانه مفصلي تهيه مي كني و مردم را دعوت مي كني و يك ندبه خوان واقعي را دعوت مي كني تا دلها را متوجه امام عصر بكني. نام حضرت را بلند مي كني و با اين كار تنظيم شعائر الهي را مي كني.
  2. تلقين: يكي از چيز هايي كه ما را به امام عصر نزديك مي كند تلقين است. تلقين از نظر روانشناسي اثبات شده است. يعني مثلاً شما از يك كسي بدتان مي آيد اگر به خودتان تلقفين كنيد كه چه آقاي خوش اخلاقي است يا چه آقاي نوراني و….. بعد از يك مدتي از آن طرف نه تنها بدت نمي آيد بلكه خوشت هم مي آيد. همين طور اگر به خودمان تلقين كنيم كه ما يك آقا و مولايي داريم كه به غير از جنبه قداست نفس پيغمبر خاتم است. روز دوم و سوم به حضرت سلام بدهي حضرت حتماً جواب سلام تو را مي دهد.

دائماً به ياد حضرت باش و به خودت تلقين كه امام حي و حاضر داري كه شاهد تمام اعمالت استاشعاري كه مربوط به حضرت است حفظ كني و براي خودت و ديگران بخواني. كتابهايي را كه راجب امام عصر است مثل نجم الثاقب بخواني اين ها دلت را به امام عصر نزديكتر مي كند.

  • اين كه تمام اعمال مستحبيتان را به نيابت امام عصر انجام دهيد مثلاً به نيابت امام عصر به زيارت اجدادشان برويد هركار مستحبي كه انجام مي دهيد مثل عيادت از مريض، صله ارحام، طواف خانه خدادر حج عمره و…. به نيابت حضرت انجام دهيد.
  • دعاهاي اللهم كل لوليك….. كه براي سلامتي حضرت است را زياد بخوانيد كه امام صادق(ع) در شب بيست و سوم ماه رمضان كه احتمال شب قدر است اين دعا را مي خواندند دعاي اللهم اصلح عبدك و خليفتك……اللهم ليّنقلبي لولي امرك.نماز استغاثه به امام عصر را بخوانيد. دعاهاي كه از لسان حضرت صادر شده را بخوانيد.نماز استغاثه به امام عصر را كه در مفاتيح الجنان  است را بخوانيد. بعد از نماز دعاي :سلام الله الكامل التام و الشامل العام

اين ارتباط، اين انس و اين علاقه بايد دائمي باشد. اگر اين گونه باشي پيوند تو با آن شجره لاهوتي حجه بن الحسنعج الله تعالي فرجه الشريف مستحكم ميكند. چون وقتي ميوه درختي بادام تلخ باشد با يك درخت بادام ديگري كه ميوه اش شيرين است پيوند مي زنند تا از آن هم بادام شيرين به عمل آيد. حالا، من و شمايي كه اين قدر تلخيم و اين قدر اوضاعمان خراب است بايد پيوند دهيم به امام عصر(ع) تا بوسيله عنايات حضرت ما هم عددي به حساب بياييم.

بايد در زندگيمان آثار امام عصر نمايان باشد، اگر در زندگيتان مشكل داريد در خانه امام عصر بويد. مثل شيخ صدوق كه يك مشكلي داشتند. متوسل به امام عصر شدند در عالم رويا امام عصر(ع) را مي بينند كه به ايشان مي فرمايند يك كتابي براي ما بنويس تا مشكلت حل شود.و بعد از آن شيخ صدوق رحمةالله عليه كتاب كمال الدين و تمام النعمه را كه راجع به غيبت انبياي سلف و امام زمان است را مي نويسند. همه اعمال مستحبيتان را به نيابت حضرت انجام دهيد اگر اين گونه باشي امام عصر(ع) تو را تحويل مي گيرد و دستت را مي گيرد.

زكرياي قمي نقل ميكند سر شب آمدم خدمت علي بن موسي الرضا(ع) از سر شب تا نماز صبح امام رضا (ع) همه كارهايشان را به خاطر من شيعه كنار گذاشتند فقط با من صحبت كردند. امام عصر عج الله تعالي فرجه الشريف فرزند امام رضا مگر مي شود كه شما به فكر امام عصر باشيد بعد امام عصر به فكر شما نباشد.اگر در خدمت امام عصر بوديد يك روزنه اي برايتان باز مي شود يك حالاتي يك اتفاقاتي برايتان رخ مي دهد.

ما در عالم چيز مجرد نداريم. مجرد: چيزي يا كسي كه داراي ابعاد،وزن، جسم، نباشد و به چشم در نيايد هستند مثل روحكه امام صادق(ع) در باره روح مي فرمايند الروح جسم لطيف قد قالب البساًكثيفاً. يعني روح جسم لطيفي است كه به آن بدني كه غليظ است پوشانده اند. پس ما روح مجرد نداريم.

مثل ملالئكه،كه به چشم ما در نمي آيند و ما آنها را نمي بينيم. مثل اجنه كه ما نمي بينيم مثل شيطان كه لطيف است و ايني كه ما نمي بينيم اين خودش نعمت است. چون اگر ما شيطان را مي ديديم نمي توانستم زندگي كنيم. شما الان تصور كنيد اگر يك گرگ يا يك حيوان درنده ديگري پيش شما بودي مي توانستيد زندگي كنيد؟ نمي توانيد و از آن حيوان درنده وحشت مي كنيد.

بعضي ها از اجسام هم غليظ يا كثيف هستند مثل بدن ما، و همه چيزهايي كه ما،مي بينم و داراي ابعاد، جسم،وزن،و شكل … است مثل كوه، دشت،همه چيزهايي كه ما ميبينم.

اسلام يعني تسليم محض خدا شدن

خداوند در آيه ۱۹سوره آل عمران مي فرمايند: ان الدين عندالله الاسلام همانا دين نزد خداوند اسلام است. نگفته ان الدين عندالله الصلاةيا الزكوةيا الصوم(روزه) است فرموده الاسلام ذيل آيه از امام معصوم آمده الاسلام هوالتسليم. اسلام تسليم بودن است كه باز به اشرف نفس و اعتقادات و نيات انسان برمي گردد. يعني چقدر تسليم خدايي. صبح كه مي خواهي براي نماز صبح بلند بشويآيا تسليمي مثل پر كاه موقع اذان صبح يا قبل از اذان از جايت بلند مي شوي يا تصميم مي گيري كه حالا بيدار مي شوم. شبها تصميم مي گيري كه نماز شب بخواني يا تسليمي و به خود مي گويي چون خدا راضي است و مباهات  مي كند به ساير مخلوقاتش به خاطر اين بيدار شدن در نگاه به نامحرم تسليمي يعني تسليم امر خدايي كه سرت را پايين بياندازي و نگاه نكني ونماز خواندن من و من با اين نماز خواندن به خدا نزديكتر مي شوم مانند پركاه از جايم بلند مي شوم در زماني كه همه خوابند و نماز شب مي خوانم و با خدا مناجات مي كنم با امام زمانم درد دل مي كنم.

با تصميم هستي يعني مي گويي حالا داريم صحبت مي كنيم و به خودت مي گويي من شيطان را غلبه مي دهم.در رسيدن به لقمه شبه ناك تسليم هستي ونمي روي طرفش يا اين كه تصميم مي گيري حالا ببينيم اين چيه از كجا آمده و شيطان آن لقمه شبه ناك را حلال و شرعي جلوه مي دهد.

تصميم مي گيريد كه الان يك كار خوب انجام بدهيد يا تسليميد و هميشه پيش قدم در كارهاي خوب هستيد و در اين كار مصداق آيه و سابقوا الي مغفرة من ربكم سبقت مي گيريد براي رسيدن به مغفرت پروردگارتان(۲۱ حديد)  و به همه كارهايتان رنگ خدايي مي زنيد. تصميم مي گيريد خمس بدهيد يا تسليم هستيد كه كل سرمايه شما مال امام زمان است بايد بدهيد و آن را مي دهيد . يا مي گوييد كي گفته كه اين خمس را بايد بدهي اين را آخوندها در آوردند.

رفقا، دوستان بيايد مذبذبين بين ذالك نباشيم دو دل و مردد نباشيم بياييد با خدا فيلم باز ي نكنيم(۱۴۳ نساء) براي خودمان دين درست نكنيم. براي خودمان كه شك و دو دلي همه از ناحيه شيطان است. تجزيه و تحليل نكنيم. تسليم محض خدا باشيم مثل مرده دست غساله باشيم كه از خودش هيچ اختياري نداردو آن غسال به هر طرف و هر طوري كه بخواهد او را مي چرخاند ومي شويد. ما هم نزد خدا و رسول و ائمه تسليم محض باشيم. هرچه آنها مي گويند بگوييم چشم لم و بم، چون، چرا، براي چه نگوييم.

تسليم اين است كه موقع شنيدن اذان اگر كار واجب ديگري نداري كه حتماً در ان زمان انجام دهي مثل فنر از جايت بپري و اين پا و آن پا نكني. و براي لبيك گفتن به دعوت حق وضو بگيري و نماز بخواني وقتي كه نماز مي خواني لحظه به لحظه براي شما ثواب مي نويسند ولي اين يادتان نرود كه لشكريان عمر سعد هم نماز مي خواندند وصداي قرآن خواندنشان گوش فلك را كر كرده بود. دين فقط نماز نيست بلكه بايد در همه كارها و اعمال ورفتار تسليم محض خدا باشيد. اگر اين گونه باشيد نور ايمان در دلتان ايجاد مي شود و ديگر طرف گناه نمي رويد.

نظر كردن به نامحرم

در تفسير ايه شريفه۳۰ سوره نور قل للمومنين يغضوا من ابصارهم و يغضوا فروجهم ذالك ازكي لهم ان الله خبير بما يصنعون يعني اي رسول خدا به مردان بگو چشمهايشان از نگاه ناروا بپوشانند و اندامشان را حفظ كنند و اين براي تزكيه و پاكيزگي جسم و جان شما بهتر است همانا خداوند به آنچه انجام دهيد كاملاً آگاه است.

امام صادق(ع)مي فرمايند: كسي كه نظرش به نامحرم بيفتد و براي رضاي خدا پلكهاي چشمانش را برهم بگذارد، هنوز چشمها را باز نكرده خداوند متعال به او امن و امنيت و ايمان به او عنايت فرمايد كه طعم آنها را مي چشد وسائل الشيعه ج۲۰ص۱۹۲ح۵

بر اسا آيه ۳۰ و ۳۱ سوره نور هم مردان و هم زنان از نگاه كردن به نامحرم منع شده اند يعني خدا راضي نيست كه از اين نعمت چشم كه به او داده در نگاه به نامحرم استفاده كنيم چه بسا كسيكه به نامحرم نگاه مي كند ممكن است خداوند يك ملكي بفرستد و آن ملك بالش ذرا روي چشم طرف بكشدو طرف نابينا شود، حالا هر چقدر طرف برود دكتر و اين ور و آن ور كه چرا نابينا شده و نفهمد از كجا چوب خورده كه اين طوري نابينا شده است.

يا كسي كه به نامحرم نگاه نمي كند چه بسا خداوند به خاطر اين كارش يك همسر خوبي براي او قرار دهد. و يا برعكس كسي كه به نامحرم نگاه مي كند اگر در مشيت او يك همسر خوب بود آن را محو كند و به جاي اتو همسر بدي براي او قرار دهد تا عذاب بكشد.

در روايات داريم نگاه اول براي توست يعني اگر يك نظر ديدي اشكال ندارد ولي نگاه دوم كه دوباره بر گردي و نگاه كني اين بر عليه تو است و نگاه سوم هلاك كننده است و طرف را بدبخت مي كند.

كارهاي خدا همه از روي حكمت است ما علت كارهاي خدا را نمي دانيم خداوند از ضمائر دروني ونيات و خيانتهاي چشم ما آگاه استو ما را از نگاه كردن به نامحرم نهي مي كند. خداوند كسي را مجبور به عملي نمي كند بوسيله آياتش و انبياءو ائمه هم راه را به ما نشان مي دهد و هم چاه را، بدبخت آن كسي كه براي خوشگذراني و عمر دو روزه اين دنيا راه را بر چاه برگزيند و به جاي رفتن به سوي هدايت، به طرف ضلالت وگمراهي برود.

همه اعضا و جوارح از انسان برداشته مي شود بر عليه ما شهادت مي دهند و چشم هم يكي از آنهاست. پس بياييد از اين نعمت چشم و بينايي كه خداوند به ما داده در راه رضاي او استفاده كنيم در روايت است كه با اين نعمتهايي كه الان داريد نعمتهاي بعديتان را تباه نكنيد. كه چشم و بينايي يكي از نعمتهاي بزرگ خداوند است. يك لحظه نابينايي را تصوركنيد كهچه كارهايي كه هنگام بينايي مي توانيد بكنيد مثل نگاه كردن به آيات قرآن كه در دل انسان نور ايجاد مي كند يا نگاه كردن به آياتآفاقي خداوند مثل ماه و ستارگان كوهها و دشتها و… يا نگاه كردن به حرم اهل بيت و نگاه كردن به چهره پدر و مادر و…..كه همه اينها اگر با تدبر باشد جزو عبادت است و از آن نگاههايي است كه خداوند راضي به آن است. محروم مي شويد و نمي توانيد انجام دهيد پس براي سعادت و خوشبختي خودتان هم كه شده و براي كسب رضايت و خشنودي خداوند و در امان ماندن از خشم و سخط خداوند از اين چشم و بيناي كه خداوند داده در راه درست استفاده كنيد تا موجبات رضا و خشنودي خداوند  و امام زمانتان را براي خودتان فراهم كنيد.

  1. شيطان خيلي قوي و پهلوان است از هر طرف به ما حمله مي كند. از عدالت خداوند به دور است كه يك كس را براي مانگذارد كه ما از شر اين شيطان بهاو پناه ببريم. خداوند بر اساس رحمت واسعه اش يك كهف حصيني گذاشته كه انسن به آن كهف حصين و غار مستحكم كه الان امام زمان است پناه ببرد

۲-معيت سختي و آساني ان مع العسر يسرا آيه ۶ سوره الشرح يا انشراح يعني همراه سختي آساني هم است. مع، معيت زماني است يعني سختي و آساني با همديگر هستند يعني در بدترين شرايط در مريضي و فقر و بدبختي تو لذت حيات داري. يا همزمان با اين كه بچه سختي دارد ولي در عين حال لبخندش آساني است. سختي و اساني لازمه همديگر هستند يعني همراه سختي آساني است و همراه آساني سختي است. نه اين كه در جامعه مي گويند بعد از هر  سختي آساني است اين باطل است اصلا معلوم نيست بعدي باشد.

۳-علت آزمايش خداوند در دنيا:

آزمايش خدا در اين دنيا ما را به خاطر اين نيست كه خدا نمي داند براي اين است طرف روز قيامت نگويد خدايا تو براي من پرونده سازي كردي اين ملائكه هم عماله تو هستند همانجا مالكيت اعضا و جوارح از انسان برداشته مي شود مهر بر زبان او زده مي شود و دست و پا به صدا در مي ايند. همه كارهايي كه در دنيا انجام داده آن غيبتها، تهمتها، و خيانتها…. مثل يك فيلم نشان به اوداده مي شود. و همانجا دست و پاي طرف آن عمل گناه را كه در دنيا انجام داده انجام مي دهند و طرف ديگر چيزي نمي تواند بگويد. و خداوند در آيه ۱۴ سوره الاسراء مي فرمايد: اقرا كتابك بنفسك اليوم عليك حسيبا.

دو چيز شيطان را بر زمين زد۱-علمش .چون شيطان بعد از چهارده معصوم اعلم علما و افقه فقهاست همه دوز و كلكها را مي داندو با هر كسي به يك نحوي برخورد مي كند. ۲- عبادتش كه يك نماز دو ركعتش چهار هزار سال طول كشيد. شيطان به واسطه اين دو به خود مغرور گشت و از فرمان الهي كه سجده بر آدم (ع) بود سر باز زد و رانده درگاه الهي شد. پس ما نبايد نه به علممان و نه به عبادتمان بنازيم چون توفيق همه اينها را خداوند به ما داده است. و ما هر چقدر شكر و عبادت خدا را بكنيم باز نمي توانيم حق طاعت و عبادت خدا را به جا بياوريم.

۴-احتياج انسانها به يكديگر نعمت است. مساوي نبودن انسانها و احتياج آنها به همديگر اين نعمت بزرگي است اگر همه انسانها مساوي بودند يعني اگر از نظر ظاهري و باطني مثل مال و ثروت و شكل و هيكل و هوش و استعدادو….. با هم مساوي بودند به تعبير امير المومنين (ع) فساد ايجاد مي شد چون اگر اين تفاوتها نبود هيچ كس دوست نداشت سوپر، كلفت، نوكر، بشود همه مي خواستند پادشاه شوند. خود اين احتياج ما به همديگر باعث مي شود از همديگر ثواب ببريم اين نعمت است.

۵-تذكري:امام زمان عج: يابن الحسن مولاي من! دلم قبرستان شده، مي دانم ولي زيارت اهل قبور ثواب دارد. آقا جان به دل مرده من هم سر بزن. و مثل ميوه فروشان كه ميوه ها را درهم درون پاكت مي ريزند مولاي من مولاي من درسته دلم مرده، لجوجم، عنودم، ولي آقا جان محب تو هستم شيعه تو هستم من را هم در ميان خوبانت درهم حساب كن.

۶-تذكري:اگر بفهميم غيبت كبري چه ضايعه بزرگي است تا قيام قيامت به حال خودمان گريه مي كنيم.

۷- اكسير محبت امام زمان عج: اگر يك اكسير محبت امام زمان عج در دل تو باشد. دائماً مي خواهي با حضرت صحبت كني به ياد حضرت باشي و با خودت مي گويي خدايا امام زمانم در چه حالتي است الان كجاست مريض نباشد مشكلي نداشته باشد خدايا حاجتشان را برآورده كن. حوائجت را به حضرت مي گويي صبحها كه از خواب بيدار مي شوي به حضرت سلام مي دهي و در آخر شب هم به ياد حضرت به خواب مي روي. دائماً مي خواهي نام حضرت را بالا ببري به مجالسي بروي كه در آنجا حضرت را ياد مي كنند براي حضرت صدقه مي دهي كاري نمي كني كه مورد رضاي حضرت نباشد. دائماً از خدا مي خواهي كه خدايا من اين كاريكه براي حضرت مي كنم مورد رضاي حضرت نباشد. دائماً از خدا مي خواهي كه خدايا من اين كاري كه براي حضرت مي كنم مورد رضاي حضرت باشد نه باعث ناراحتي او. اگر اين طور امام زماني باشي ديگر غيبت و ظهور برايت معنا ندارد. از خدا بخواهيد كه محبت امام زمان را در دل شما زياد كند.

۸-اهل بيت كريمند: اهل بيت كريمند يعني بخل نمي ورزند يعني وقتي در دنيا شب عروسي حضرت زهرا سائلي مي آيد و كمك مي خواهد حضرت لباس عروسيشان را با سائل مي دهد. يا در آيه ۸ سوره انسان كه خداوند مي فرمايند و يطعمون الطعام علي حبه مسكيناً و يتيماً و اسيراً هستند يعني سه روز غذا نخورد و غذايشان را به مسكين و يتيم و اسير دادند. اينها كه در دنيا اين گونه هستند در آخرت كريمترند. محال است كه شيطان واقعي را در آخرت به حال خودشان رها كنند.

۹-شفاعت: جفت ماها كه در مقابل اهل بيت عددينيستيم وقتي مي خواهيم جاي خوبي برويم چه در دنيا چه در آخرت، دوست داريم كه عزيزانمان و خانواده مان با ما باشند. حالا اهل بيت با آن همه مقام كريم بودنشان، ما ها را كه در دنيا محب آنها بوديم در آخرت رها مي كنند نه اين طور نيست امام معصوم قسم مي خورد به خود قسم يك نفرتان را ا نمي گذاريم شما تا آخر يعني تا موقع بالا آمدن جان با ما باشيد بقيه اش با ما. مگر مي شود مولا رعيتش را رها كند مگر مي شود مولا براي رعيتش طلب استغفار از خداوند نكند. آنهايي كه راجب شفاعت ان قلت مي كنند چيزي از شفاعت نفهميدند امام صادق(ع) مي فرمايند هر كسي كه شفاعت را انكار كند از شيعيان ما نيست.

۱۰- يك ماه ارتباطتتان و مناجاتتان را حجه بن الحسن زياد كنيد براي سلامتي حضرت صدقه بدهيد قليل يدوم يعني كم باشد ولي ادامه دار باشد اعمال مستحبيتان را به نيابت حضرت انجام دهيد دائماً به ياد حضرت باشيد اگر در زندگي حالاتتان عوض نشد و مسائل زندگيتان را به شما تفهيم نكردند آن وقت بياييد و بگوييد حضرت حضور دارند مي توانيد سئوالهايتان را از حضرت بپرسيد حضرت حاضر هستند غاي نيستند باعث اين كه من حضرت را نمي بينم اعمال و رفتار خود من است. اين را بفهم . حجه بن الحسن را مي تواني ببيني اما اگر حالاتت عوض نشد و حضرت را نديدي بعد ضجه مي زني و مي گويي خدايا من حتماً جزو آن كساني هستم كه اگر حضرت را ببينم او را مي كشم.

۱۱- يكي از القاب امام عصرعج خائف استخود غيبت خوف اور است حضرت مانند حضرت موسي كه از دست قومش فرار كرد حجه بن الحسن از دست شيعيانشان در پس پرده غيبت هستند. مانند امام رضا(ع) كه صدو هفتاد سال قبل از ولادت امام عصر عج از خدا مي خواست كه ابد له من بعد خوفه امنا خوف و ترس امام زمان عج را به امنيت تبديل كند ما هم از خدا بخواهيم.

۱۲- شيعه يعني پيرو:تسليم لِمَ و بِمَ يعني چرا و براي چه جلوي حرف معصوم ندارد هر چه معصوم فرموده شيعه واقعي مي گويدچشم. جلوي حرف معصوم حرفي نمي زند. ولي اينقدر اهل بيت مظلومند كه شيعه ها حرف فريد، انيشتن، مولوي، …. را قبول مي كنند ولي وقتي به حرف معصوم مي رسند مي گويند معلوم نيست اين روايات سندش درست يا نه يا معصوم براي آن زمان گفته نه براي حالا بعضي ها واقعاً عناد دارند. درصورتي كه رسول خدا (ص) فرمودند: هر حديثي كه از ما آلمحمد به شما رسيد و در دلهاي شما واقع شد و با فطرت شما سازگار بود و آنها را فهميديد پس آن را قبول كنيد و آنچه در دلهاي شما نتوانست جاي بگيرد وبا فطرت شما سازگار نبوده و نفهميديد آن را به خدا و رسول و به عالم از آل محمد رد كنيد. و قطعاً بدبخت و هلاك شده كسي است كه وقتي حديثي به او رسيد و نتوانست بفهمد بگويد به خدا قسم اين طور نيست به خدا قسم اين طور نيست يعني انكار كند و بگويد اين حديث دروغ است و انكار حديث همان كفر است.

۱۳-دو چيز كه در شب اول قبربه انسان نور مي دهد: اول چيزي كه شب اول قبر از انسان سئوال مي كنند بحث توحيد و عدل است و دو چيز است كه در شب اول قبر به انسان نور مي دهد.۱-اعتقادات صحيح(اشرف نفس) ۲- عمل صالح و در اين جا اعتقادات خيلي مهم است و اگر اعمال ما يعني اخس نفس ما مبناي اخس نفس اعتقادات است صحيح يعني اشرف نفس نداشته باشد هيچ ارزشي ندارد. چون رسول خدا (ص) فرمودندانما الاعمال بالنيات.

۱۴- بين يا حسين و با حسين تنها يك نقطه فرق است. خيليها يا حسين مي گويند ولي وقتي به عمل مي رسند پايشان مي لرزد يعني وقتي به حلال و حرام يا محرم و نامحرم يا انجام واجبات و ترك محرمات مي رسند ديگر حسيني نيستند درست مانند اهل كوفه كه قلبهايشان با حسين بود و شمشير هايشان بر عليه حسين بود اينها هم به زبان يا حسين مي گويند ولي در عمل شيعه و ژيرو حسين نيستند و مهم هم با حسين بودن است نه يا حسين گفتن.

۱۵- در اين ذكرسبحانه من حبيب حبه دائم يعني پاك و منزه است آن دوست خداوند كه در دوستي و محبتش دائمي است. تأمل كنيد  آيا نمي خواهيد با اين خدايي كه در دوستي و رفاقتش با ما دراشد لا يتناهيت است رفيق باشيد. بهترين دوست دارو محب ما ككنده در ميان دنزديكان ،پدر و مادرمان هستند كه بدون چشم داشتي به ما محبت مي كنند و اين را هم خداوند در نهاد آنها

۱۶- در جامعه اي كه فساد بر صلاح غلبه دارد اگر حسن ظن داشته باشي ظلم كردي و در جامعه اي كه صلاح بر فساد غلبه دارد اگر سوءظن داشته باشي باز ظلم كردي.

قرار داده  است و بالاترين از پدر و مادرمان دوستي ومحبت امام زمان است. كه همچون پدري مهربان و مادري دلسوز همچون برادري دوقلو نسبت به ما محبت دارد. ولي در برابر دوستي و محبت خداوند دوستي و محبت پدر و مادر هيچ است.

۱۷- يكي از عوامل بي بركتي در خانواده ها زياد شدن منكر است.

۱۸- خدا را با حال يقين به اجابت دعا بخوانيد.

۱۹-چشم دريچه روح است چرا تصاويري را نگاه مي كني كه حياء چشمت را مي ريزد.

۲۰-وسوسه وشك و ترديد شبهه شيطاني است به خاطر گناه ايجاد مي شود و آنهايي كه مي  گويند شك و ترديد راه ايمان است اشتباه مي كنند بلكه شك و ترديد شيطاني است در اسلام همه چيز مشخص و فطري است. اگر مشكل داريد نماز حاجت بخوانيد بعد از آن دعا كنيد و متوسل به خدا و اهل بيت شويد. آنها راه را براي شما مشخص مي كنند.دين راحت است لا اكراه في الدين.

۲۱- مؤمن مستكمل الايمان كسي است كه همانقدر كه بچه هايش را دوست دارد امام زمان (عج) را هم دوست داشته باشد يعني همانقدر كه براي بچه هايش پول خرج مي كند و صدقه مي دهد و وقت مي گذارد براي امام زمان هم همانقدر پول خرج كند و براي سلامتي حضرت صدقه بدهد و به ياد حضرت باشد نام حضرت را بالا ببرد و براي حضرت زينت باشد نباشيم از آنهايي كه امام عصر ارواحنا فداء مي فرمايد: شيعيان ما به اندازه يك اب خوردني هم به فكر ما نيستند بياييد اين قدر دل حضرت را نسوزانيم. بياييد اينقدر عهد شكني نكنيم. يك عهد و پيماني ببنديم و برآن پا برجا باشيم آخر چه فايده اي دارد كه ما هر روز صبح دعاي عهد بخوانيم بگوييم اللهم اني اجدوله في صبيحه يومي هذا و ما عشت من ايامي عهد و عقد او بيعه في عنقي لا حول عنها و لا ازول ابدا يعني پروردگارا همانا من در صبح اين روز وتمام ايامي كه در آن زندگاني  كنم تجديد مي كنم عهد و پيمان و بيعت با او را كه بر گردن من است.

كه هرگز اين عهد و بيعت بر نگردم و تا ابد به آن ثابت قدم باشم بعد وقتي رسيديم به حلال و حرام و پول شبه ناك و محرم و نامحرم و تسليم حضرت نباشيم و حضرت را ناظر اعمالمان ندانيم و هر غلطي خواستيم انجام دهيم. مومن واقعي كسي است كه وقتي عهدي بست به آن ثابت مي ماند و رستگاران واقعي كساني هستند ۱۷۷بقره: والموفون بعهدهم اذا عاهدوا اگر عهدي ببندند به آن پايبندند.

۲۱- يكي از خصوصيات مومنين اين است كه وقتي آيات قرآن بر آنها خوانده مي شود وجلت قلوبهم(۲ انفال) دلشان باز مي شود شاد مي شوند شادي و فرح و ابتهاجشان با خداست.

وقتي به آيات رحمت مي رسند از خدا مي خواهند كه شامل آنها هم بشود بشود و هر وقت به آيات عذاب مي رسند از خوف خدا مي گيرند و از خدا مي خواهند آن عذابها را از آنها دور كند.

۲۲-احترام به سادات به خاطر انتسابشان به حضرت زهرا

اگر در مجلسي رسيدي ديديد نه به خاطر مالش و نه به خاطر شخصيتش و نه به خاطر موقعيت اجتماعيش بلكه به خاطر اين كه منتسب به حضرت زهرا(س) است احترام بگذاريد. و اين اعتقاد را داشته باشيد كه بچه ي حضرت زهرا (س) است احترام بگذاريد. و اين اعتقاد را داشته باشيد كه بچه ي حضرت زهرا (س) است و بُعد زمان را در نظر نگيريد چون مثل آن پريزبرقي است كه در خانه ما است و منبع اين برق در نيروگاه است كه ضعيف و ضعيفتر شده تا رسيده به خانه ما، ولي هرچقدر ضعيف باشد باز به آن نيروگاه  وصل است. العياذ بالله، بلا مثال و بلا تشبيه حضرت زهرا (س) مانند نيروگاه برق است و آن سيدي كه ما مي بينيم مانند آن پريزهاي برق هستند كه به هم وصل هستند امام رضا(ع) مي فرمايند به خوبهاي ما احترام بگذاريد و بدهاي ما را ببخشيد.    

۲۳- اگر مي خواهيد ابواب بركات بر شما نازل شود، اگر مي خواهيد در اختناق و سختي و گرفتاري و بلاها نيافتيد نوكري بچه هاي فاطمه(س) را بكنيد.

۲۳- علوم محمد و آل محمد هَبونابِه است اعطايي است اكتسابي نيست يعني خود خداوند آن علوم را به آنها اعطا كرده است و آنها را جايگاه خودش قرار داده است و آنها پيش هيچ معلم و استادي درس نخوانده اند بلكه فرموده اند نَحن اَوعَيةُ مَِيتِهاللهما جايگاه وظرف علم و مشيت خدا هستيم. و انبيا و ائمه عالمترين زمان خودشان در همه علوم بودند. و هرگز ضد و نقيض يكديگر حرف نزدند يعني امام صادق(ع) يك حرفي نگفتند كه بعد از ايشان امام رضا(ع) آن سخن ايشان را نقض كند بلكه سخنان و رواياتشان همه در يك رديف است و چون اساس همه اديان توحيد و عدل است با گذشت زمان و پيشرفت علم نه تنها علوم آنها كهنه نمي شود بلكه حقانيت آنها بيشتر آشكار مي شود.

۲۴- علم ما بايد متصل به آل محمد باشد. علمي كه ما مي اموزيم در مسائل اعتقادي، توحيدي وعدل اگر متصل به محمد و آل محمد نباشد حجاب اكبر است و ما را به گمراهي مي كشاند چون باعث مي شود كه در ما غرور ايجاد شود وما خودمان را مستغني از ديگران بدانيم و آيات آفاقي و انفسي تذكران انبيا و ائمه در ما اثر ننكند در ساير علوم دنيايي هم مانند پزشكي و…. هم ما      بايد به اهل بيت وصل باشيم و ببينيم آنها چه مي گويند و هرچه مي فرمايند به جان و دل بپذيريم ه چند با عقل ناقص ما جور در نيايد. و در همه علوم بايد ببينيم رضاي خدا و اهل بيت چيست و خداوند را ناظر اعمال دروني و بيروني خودمان بدانيم تا موجب خشم و سخط خدا قرار نگيريم.

و علمي نياموزيم كه نه به درد دنيايمان بخورد و نه به درد آخرتمان، در دعاي تعقيب نماز عصر مي خوانيم اللهم اني اعوذ بك …… من علم لا ينفع…. يعني پروردگارا من پناه مي برم به تو از اين كه من علمي بياموزم كه هيچ نفعي براي من نداشته باشد. و نتوانم با آن علم خدمت به خلق تو بكنم تا موجبات رضا و خشنودي تو را بدست بياورم. چه بسا كساني مانند اديسون كه با توليد برق به جامعه بشريت خدمت كرد مقامشان از يك عابدي كه فقط عبادت كننده است بالاتر باشد. 

۲۴- عِلمي كه ما مي آموزيم اگر ما را به خدا و رسول و اهل بيت نزديكتر نكند و باعث نشود كه ما در درگاه الهي و نزد اهل بيت و خلق خدا خاشع و خاضع شويم هيچ ارزشي ندارد.

۲۵-دين پيغمبر براي تمام مردم است

خداوند پيامبر را براي عموم مردم فرستاده است در ايه ۲۸ سوره ی سبا مي فرمايد:«و ما ارسلناك الّا كافة للناس» يعني ما نفرستاديم تو را اي پيامبر مگر براي عموم مردم و تو همه را كفايت مي كني. پيامبر براي خواص نيامده بلكه دين پيغمبر براي همه مردم است حالا آن طرف چه آن كُرد پشت كوهي باشد چه بوعلي سينا، چه بسا آن كرد پشت كوهي بهتر از بوعلي سينا مطالب و گفته هاي پيامبر را وجدان كند. چون در گير و دار حكمت و فلسفه و حجاب علم نشده است ولي بوعلي سينا درگير و دار حكمت و فلسفه است تا خواص هم عوام نشوند ايمان به پيغمبر نمي آورند سلمان فارسي و مقداد و ابوذر عامي بودند همه اينها حكمت و فلسفه و….. ياد نگرفته بودند.

۲۶- تابش نور امام زمان به ما همچون خورشيد پشت ابر . امام زمان (عج) طبق فرمايش خودشان خورشيد پشت ابر هستند كه نورشان هميشه به ما مي تابد به شرط اين كه ما قابليت پذيرش آن نور را داشته باشيم. نكند خداي ناكرده مصداق اين آيه باشيم كه مي فرمايد چشم دارند ولي نمي بينند و گوش دارند ولي نمي شنوند. نور امام زمان هم كه به ما بتابد ولي ما با اعمال و رفتار خودمان بجاي اين كه آن نور ولايت را جذب كنيم دفعش كنيم.

۲۷-امام زمان (عج)۱۲۷۰ سال است كه منتظر است ما برگرديم همچون ميهماني كه پشت در منتظر است و يا الله مي گويد تا ما خانه و خودمان را جمع و جور كنيم. اي كسي كه خودت را منتظر امام زمان مي داني. اين انتظار تو چگونه است چه رنگ و بويي دارد آيا يك انتظار عاميانه استودست روي دست گذاشته اي كه امام زمان(عج) بيايد و همه كارها را درست كند. اگر انتظار تو اين گونه است به هيچ دردي نمي خورد و باعث مي شود كه هر كسي ادعاي امام زماني كند و امر غيبت و ظهور حضرت به يك مسئله خرافي تبديل شود. يا اين كه انتظار تو انتظار يك منتظر واقعي است كه مقدمات ظهور حضرت راآماده مي كني در همه اعمال و رفتار و گفتار و لباس پوشيدن و ديدن و شنيدن و ميهماني رفتن و ميهمان دعوت كردن و غيره رضايت و خشنودي حضرت را رد نظر مي گيري و در همه جا نام حضرت را بلند مي كني در باره حضرت كتاب مي نويسيو در اين تاريكي غيبت دست يتيمان آل محمد با آنهايي كه از امام زمانشان جدا شده اند را مي گيري و بسوي حضرت راهنمايي مي كني و كاري نمي كني كه مورد نارضايتي حضرت باشد براي سلامتي حضرت صدقه مي دهد و در همه حال و در همه جا به ياد او هستن و به ياد حضرت مستحبات را انجام مي دهن مثل شيخ صدوق رحمةالله عليه كه امام زمان (عج)در باره ايشان مي فرمايد:

فقيه ينفع الله به الناس يعني فقيهي است كه خداوند به وسيله او به مردم سود مي رساند. اگر اين گونه هستي خوشا به حالت. مشمول دعاي خير امام زمان هستي و در دل حضرت جا داري و تو منتظر واقعي هستي. و امام زمان (ع) به تو افتخار مي كند و مي فرمايد اين شيعه و مأموم من است اين جاست كه شاعر از زبان امام زمان مي فرمايند:

بيگانه جدا،دوست جدا مي شود                                   هركس به طريقي دل ما مي شكند

بيگانه كه دل مي شكند درش حرفي نيست                          از شيعه بپرس چرا دل ما مي شكند

۲۸- انداختن شيطان با گريه و شعر خواندن ما بر اهل بيت. شيطان ، گريه كردن ما براي مسائل و مشكلات و مصائب دنيا نه تنها مخالف نيست بلكه موافق هم است با شعر خواندن بر معشوقهاي زميني و دنيايي هم موافق است و ما را به وسيله اعوان و انصارش تشويق مي كند ولي وقتي نوبت گريه كردن بر مصائب امام حسين(ع)و غربت، امام عصر عج و خوف از خدا مي رسد دائماً شبه مي اندازداِن قلت مي كند.

هركس براي اهل بيت شعر بگويد روح القدس آن شعر را بر زبان او مي راندو كميت بن زيد از امام  باقر (ع) سئوال مي كند كه فداي شما بشوم چه مي فرمايي براي شعر گفتن راجع به شما ؟ ايشان مي فرمايند رسول خدا(ص) به حسان بن ثابت فرمود:پيوسته روح القدس با تو بود مادامي كه مدح اهل بيت را مي گفتي مستدرك الوسائلج۱۰ص۳۹۶٫امام رضا (ع)هم به مَزَزدَق شاعر كه در باره مصيبتهاي امام حسين و اهل بيبت در روز عاشورا براي امام رضا(ع) شعر ميخواند و مرثيه سرايي مي كرد فرمودند اين شعرها را روح القدس بر زبان تو جاري مي كرد.

۲۹- ارزش هر كس به مقدار تسليم بودنش در خانه خدا و امام عصر است. تسليم بودن هم مقدمه اش واجد شدن معارف محمد و آل محمد است.

۳۰- در دعاي ابو حمزه شمالي امام سجاد (ع) مي فرمايند الهي لا تؤدبني بِعُقوبَتِك پروردگارا من را به عقوبتت ادب ادب نكن عقوبت اين نيست كه ما دچار گراني قيمتها و كمبود ارزاق و غيره بشويم.اين براي همه است حالا يك عده كمتر يك عده بيشتر  الهي لا تودبني بعقوبتك به اين معناست كه خدايا طوري نشود كه من در شب عاشورا در كوچه ها ويلان و سرگردان دنبال لهو ولعب باشم و نتوانم بر مصيبت امام حسين گريه كنم. يا اين كه روزها بيايد و برود ودل من طوري نباشد كه در غيبت و بچه هاي غريبش امام زمانم گريه كنم و در فراق محبوبم بسوزم و دل من متوجه امام زمانم نباشد.

۳۱- ما دل سوخته امام عصر نيستم و در فراق حضرت اشك نريختيم. به اندازه محبتمان به بچه هايمان امام زمانمان را دوست نداريم يا به آن اندازه اي كه به رئيسمان يا به افند محله مان، يا پدر و مادرمان يا همسرمان محبت داريم به امام عصر محبت نداريم. اگر اين طور بود شب ها راحت نمي خوابيديم و در فراق حضرت مي سوختيم و از خدا فرج و ظهورش را مي خواستيم. خداوند در قرآن ميفرمايد ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغير و اما بانفسهم.(۱۱رعد) خداوند سرنوشت هيچ قومي را عوض نمي كند مگر اين كه آن قوم خودشان بخواهند و ما نخواستيم از خدا كه امام زمان بيايد. و موجبات ظهور حضرت را فراهم نكرديم، فقط بعضي وقتها به زبان الهم عجل لوليك الفرج گفتيم ولي در عمل خودمان را امام زماني نكرديم و تسليم امام عصر در همه شئونات زندگي نبوديم.

راجع به استخاره: استخاره يك حقيقتي است ولي بايد اهل فنش بگيرند يعني كساني كه آيات قرآن را با تفاسيرشان النزولش مي دانند و به قصص قرآن و تاريخ انبياء كاملاً مسلطند مي توانند استخاره بگيرند در هر مسئله اي هم ابتدا نبايد سراغ استخاره برويم بلكه بايد اول راجع به آ» موضوع تفكر كنيم بعد با ااهل فنش مشاوره كنيم اگر جواب نداد به استخاره متوسل شويم. استخاره هم يعني طلب خير كردن از خداوند. در روايت از امام صادق(ع) آمده است كه ايشان فرمودند كسي كه استخاره كند و براي او از طرف خداوند خير بيايد و آن شخص از انجام آن كراهت داشته باشد پس سخط و خشم خدا براي اوست.(وسائل الشيعه ج۸ص۷۹باب۷ح۳پس اگر بعد از تفكر و مشاوره و تحقيق ناچار به استخاره شديم هر چه براي ما پيش آمد حتماً به آن عمل كنيم والا چوبش را مي خوريم.

۳۲- سرداب مطهر خانه امام عصر است و شيطان اين را فهميده چون وقتي به عتبات و عاليات مي روند زائرين چهار روز در كربلا هستند سه روز در نجف و دو روز در كاظمين هستند يك روز بيشتر در سامرا نيستند و در اين يك روز دو دل هستند كه به سرداب مطهر بروند يا نه. سرداب مطهر خانه ملكي امام عصر است و شيطان اين را خوب فهميده و مي خواهد شما را از امام عصر دور كند. زياد  به ياد حضرت باشيد و قربون صدقه حضرت برويد به حقيقتش قسم هر كسي به ياد حضرت باشد و قربون صدقه حضرت برود محال حضرت را نبيند.

۳۳- رسول خدا(ص) فرمودند تُخَلّقُوا باَخلاقِ الله: به اخلاق خدايي در آييد يعني همانطور كه خداوند ستار العيوب و خير الساترين عيب هاي بندگانش را مي پوشاند و بهترين پوشانندگان است شما هم عيبهاي دوستان و برادرانتان را بپوشانيد. همانطور كه خداونده بخشنده است و اين همه نعمت به شما داده است شما هم بخشنده باشيد نسبت به بنده هاي خدا، همانطور كه خداوند مهربان و ارأف من كلِّ رئوف است يعني از هر مهربان و رئوفي كه تو فكر كني خداوند رئوفتر است. يك ذره از رأفت خداوند به امام رضا(ع) خورده امام رضا شده امام رئوف. تو هم نسبت به بنده هاي همان طور كهخداوند گناهان ما را مي بيند ولي باز ما را مي بخشد و به ما رزق و روزي مي دهد تو هم خشم خودت فرو بخور و نسبت به ديگران گذشت داشته باش و از اشتباهاتشان بگذر. خلاصه اين كه هميشه و در همه حال خداوند را ناظر اعمال و رفتار خودت بدان و رضايت و خشنودي پروردگارت را در نظر بگير. و با اين خداوند رفيق باش كه خداوند رفيق باز است.

۳۴-لا اله الا الله: لا اله :هيچ الهي نيست كه مقابل خدا قرار گيرد. يعني فقط و فقط يك اله است كه ما درش تحير و سرگرداني داريم. مي دانيم هست و اين را از آيات آفاقي و آيات انفس هر لحظه در خودمان وجدان مي كنيم ولي نمي دانيم كه كيه و چطوريه، كجاست و چه سمت و سويي دارد. در دعاي صباح امير المومنين مي خوانيم يا من لا يعلم ما هو ولا كيف هو ولا أين هو ولا حيث هو الا هو فقط خودش مي داند كه كيه و چه كيفيتي دارد و كجاست و چه سمت و سويي دارد. بخاطر هيس همه در اوواله و حيران هستند و غير او الهي نيست كه ما در آن واله و حيران باشيم. در خود كلمه لا اله خداوند همه بت ها را كوبيده. در ايه ۲۱ سوره انبياء خداوند مي فرمايد: لو كان فيها الهه الا الله لفسدتا. اين آيه نمي خواهد بگويد كه اگر در زمين و اسمان دو خدا باشد فاسد مي شوند. اين را هركس ميداند. اين آيه مي خواهد بگويد: اگر در اسمان و زمين هر كاري من دون الله(براي غير خدا) باشد لفسدتا تباه مي شود( يعني ما عندكم ينفدو ما عند الله باق.(۹۶نحل) هرچه نزد شماست يا هر كاري براي غير خدا انجام دادي همه از بين مي رود و آنچه را كه براي خدا و در راه رضاي خدا انجام دادي آن باقي مي ماندو نتيجه اش را روز قيامت مي بيني.

۳۵- ما بدتر از برادرهاي حضرت يوسف(ع)  هستيم و امام زمانمان در چاه غيبت انداختيم.ماها نخواستيم با حضرت ارتباط برقرار كنيم به اندازه                       محبت ماد به فرزند به امام زمانمان(ع) محبت نداريم و نگرانش نيستيم. مادر غيبت حضرت نسوختيم. ما بدتر از برادران حضرت يوسفيم. چون برادران حضرت يوسف وقتي به اشتباه خود پي بردند. با حالت تضرع و زاري پيش پدرشان حضرت يعقوب (ع) رفتند و گفتند قالوا يا بانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين (۹۷ يوسف) پدر  از خداوند براي ما طلب استغفار كن همانا ما خطاكارانيم. حضرت يعقوب هم به ايشان فرمودند قال سوف استغفر لكم ربي انّه هوالغفور الرحيم(۹۸ يوسف) يعني بزودي (ذيل آيه روايت امام معصوم داريم كه شب جمعه است) يعني شب جمعه براي شما از خداوند طبي استغفار مي كنم همانا خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است. امام زمان( عج) پدر واقعي ماست، بياييد به امام زمانمان بگوييم يا ابانا اي پدر ما را ببخش، اشتباه كرديم. غلط كرديم. بياييد براي شادي دل امام عصر هم كه شده گناه نكنيم. مگر نه اين است كه حضرت ناظر اعمال ماست و براي اعمال خوبمان خوشحال مي شوند و از اعمال بدمان غمگين و ناراحت مي شوند.

۳۶-التماس دعا بهامام عصر. همانطور كه برادرهاي حضرت يوسف، ايشان را به بهاي اندك فروختند وَ ثروهُ بِثمَنٍ بَخسٍ(در روايت هيجده يا بيست دينار) ما هم امام زمانمان را به بهاي كم فروختيم و با گناهانمان حضرت را در چاه غيبت انداختيم و انگار نه انگار كه امام حي و ناطق داريم كه بين ما هست و ما را مي بيند و همه صحبتهاي ما را مي شنود و همه مشكلات ما را مي داند، براي رفع مشكلاتمان به هر كس رو مي اندازيم و التماس دعا مي گوييم ولي از آن صاحب اصلي كه اگر نيم نگاهي به ما كند همه قالبها فرو مي ريزد و همه مشكلات حل مي شود غافليم.

يك دم غافل از آن يار نباشيد                                شايد كه نگاهي كند و آگاه نباشيد

۳۷-اجماع شيعه چهل شب و خواندن چهل هزار بار ايه ۱۲ دخان براي ظهور امام زمان(عج)

 اينقدر كه ما براي مثلاً مرجع تقليدمان يا براي مسائل سياسيمان يا براي تيم فوتبالمان مشت هايمان را گره  مي كنيم و مرگ بر فلان مي گوييم و به خيابانها مي ريزيم. اگر براي امام زمان همه متحد بوديم و عاجزانه فرجش را از خدا مي خواستيم مثل قوم يهود كه امام صادق در ذيل آيه مي فرمايند(بحار الانوار ج۵۲ص۱۳۱)مقدر شده بود كه اولاد يكي از فرزندان حضرت ابراهيم(ع) چهار صد سال گرفتار فراعنه مصر شوندلذا اين گرفتاري عرصه را بر مردم تنگ كرد و ايام مصيبت طولاني شد (يك اخند امام زماني داشتند)آمد و به انها گفت اي قوم بني اسرائيل چه نشسته ايد بياييد با هم دعا كنيم و فرج موسي بن عمران را از خدا بخواهيم ضجه زدند و گريه و زاري نمودند و دعا كردند تا اين كه خداوند حضرت موسي و برادرش هارون را به ياري آنها فرستاد.

صدو هفتاد سال از چهار صد سال را به آنها بخشيد. امام صادق(ع) در ادامه اين حديث مي فرمايند: شما هم اگر مانند بني اسرائيل به خداوند متوسل شويد خداوند فرج ما را نزديك خواهد كرد والا اين زندگي سخت تا پايان مدت مقدر شده آن ادامه خواهد داشت. اگر شيعيان هم جمع شوند و هرشب با دل سوخته خدا را بخوانند و اجتماع كنند چهل هزار بار بگويند ربنا اكشف عنّا العذاب انا مؤمنون(۱۲دخان) پروردگارا اين عذاب غيبت را از ما بردار همانا ما ايمان آورندگان هستيم(خدايا اين مولا و صاحب ما حجه بن الحسن العسگري كه عصاره تمام انبياء و ائمه است را براي ما بفرست خدايا تا كي ما بايد اين همه بي عدالتي و اجحاف و خون خونريزي ببينيم،تا كي به سر ما شيعه ها بزنند و بگويند كو امام زمان شما، تا كي بايد شيعه ها در عراق و افغانستان و ميانمار و يمن و….. بايد مورد ظلم ظالمان قرار گيرند، خدايا تا كي در تمام دنيا قشر ضعيف و مستضعف مورد ظلم ظالمين و ستمگران قرار گيرند. خدايا تا كي بايد ما فقر و اعتياد و رشوه گيريو ربا خواري و….. ببينيم .

خدايا وعده هاي تو حق است و ما به همه آنها ايمان داريم خدايا خودت در كتاب خودت كه بر پيغمبر خاتم(ص) نازل فرمودي فرموده اي و نريد ان منّ  علي الذين الستضعفوا في الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثين (۵قصص) و ما اراده كرده ايم كه منت بگذاريم بر كساني كه در زمين ضعيف شمرده شدند از ميان آنها ائمه قرار دهيم و آنها را وارثان زمين قرار دهيم. خدايا بر سر ما منت بگذار و امام زمان ما را برسان. اگر همه شيعيان براين امر اتفاق كنند بر اساس قاعده لطف هم كه شده و خداوند لطفش و رحمتش بر غضبش سبقت دارد(بر خدا واجب است كه ظهور حضرت را مقدر و ميسر مي كند.

ولي ما برعكس نه تنها براي اين كار اتفاق نداريم و ظهور حضرت را به صورت جمعي از خدا نمي خواهيم بلكه با گناهانمان هم دل حضرت را مي سوزانيم و ظهور حضرت را به تعويق مي اندازيم.

آقا بيا بيا تا زندگي معنا بگيرد                             شايد دعاي مادرت زهرا بگيرد

آقا بيا تا ظهور چشمهايت                                  اين چشمهاي ما كمي تقوي بگيرد

پايين بيا خورشيد پشت ابر غيبت                        تا قبل از اين كه كار ما بالا بگيرد

آقا خلاصه يك نفر بايد بيايد                              تا انتقام دست زهرا را بگيرد

من نظر كردم (يابن الحسن، آقا جان ، امام زمان)خاك پايت را ببوسم

                                                               آيا سر اين بنده منت مي گذاري

پايان شبهاي بلند انتظارس                              آيا براي آمدن ميلي نداري

۳۸- ما در اسلام اعتماد به نفس نداريم. چون اعتماد كردن به نفس اشتباه استو ممكن است باعث گمراهي شود. ما در اسلام عزت نفس داريم.

۳۹-گناه همچون ذغالي است كه اگر نسوزاند سياه مي كند.

۴۰- انسان بي گناه همچون پيراهن سفيد تميزو تازه اي است كه هنوز شسته نشده است. اما وقتي گناه كرد آن پيراهن سفيد،كثيف و تيره مي شوداگر آن شخص گناهكار خود توبه كند. مانند پيراهن سفيد و تازه اي است كه بعد از كثيف و تيره شدن شسته شده استو ديگر تازگي و سفيدي اوليه را ندارد. پس تا مي توانيد از گناه دوري كنيدو تقوي الهي پيشه كنيد.

۴۱-دو نعمت است كه براي ما مجهول است يعني آن دو نعمت را داريم ولي قدرش را نمي دانيم۱- سلامتي كه همچون تاجي است بر سر انسان سالم و ان را نمي بيندمگر شخصي كه مريض است.۲- امنيت الحمد الله در كشورمان امنيت است جنگ نيست مثل كشور عراق و سوريه افغانستان و پاكستان هر روز يك جايي را بمب گذاري نمي كنند. اگر به خاطر اين دو نعمت شبانه روز شكر خدا را بكنيم باز نمي توانيم حق شكر خدا را به جا بياوريم.

  • از من يشاءعدلي خدا به من يشاء فضلي خدا پناه ببريد. چون اگر خدا با عدلش با ما برخورد كند به خاطر يك گناه كوچك ما را تا ابد الاباد عذاب كند حق اعتراض نداريم چون نعمت خدا را در راه رضاي خدا استفاده نكرديم و حق منعم را كه شاهد اعمال ماست رعايت نكرديم اما اگر با فضلش با ما برخورد كند. خوشا به حالمان چون ك فرعونها و ستمگران به فضل خدا،اميدوارند. خدا همه را مي بخشد.
  • –          42- رسيدن به وجدان خدا. ميّسر نمي شود اين كه ما به وجدان خدا برسيم مگر به سه چيز
  • ۱-بندگی خدا در همه حال
  • ۲- تمسّك و توسّل به سالك الي الله(امام زمان عج) ما در اين راه يك بلد راه يك معلم كاملي مي خواهيم كه در اين مسير ما را راهنمايي كند.
  • ۳-واجد شدن معارف آل الله. بخاطر اين كه يافتن خدا و وجدان خدا كه مقدمه اش بندگي است ممكن است شيطاني باشد و ما اين را نمي فهميم مگر اينكه بندگي ما يعني از اعتقادات كه اصل و اساس دين ايت تا همه اعمال و رفتارمان موبه مو موافق با آل الله باشد.
  • ۴۳- اصل دين امير المومنين و بچه هايش هستند. سينه ات را سپر كن كه مولايت امير المومنين است. با افتخار بر مأذنه ها بگو: اشهد انّ علي ولي الله.
  • ۴۴- معراج۱پيامبر(ص): پيامبر خدا(ص) بيش از ۱۲۰ معراج داشتندكه همگي آنها جسماني بوده است. مسئله معراج جزو اعتقادات شيعه است. امام رضا(ع)فرمودند: هركس معراج پيامبر را تكذيب كند قطعاً پيامبر را تكذيب كرده است. و امام صادق(ع)فرمودند: كسي كه معراج پيامبر(ص) را انكار كند از شيعيان ما نيست.بحار الانوار ج ۱۸ص۳۱۲آيه يك سوره اسراء به يكي از معراجهاي پيامبر اشاره مي كند. كه در اين معراج خداوند پيامبر را از خانه ام هاني خواهر امير المومنين(ع) سير داد و هفت آسمان و هفت زمين را به پيامبر نماياند. مسجد الاقصي هم بيت المقدس نيست مسجد القصي يك مسجد دور است كه در آسمان چهارم است. وپيامبر تا قاب قوسين او ادني(۹نجم) بالا رفت و آنچه پيغمبر به شهود علمي مي دانست آن را به شهود حس به پيامبر نماياندفضيلت پيغمبر بر ساير انبياو ائمه اين است كه با اين جسد دنيايي به هفت آسمان سير داده شد.
  • ۴۵- مقيد به خواندن نوافل باشيداگر در نماز هايتان حضورقلب نداشتيد با خواندن نافله جبران كنيد. خداوند مي فرمايد. هركسي مي خواهد به من نزديك شود نافله ها را انجام دهد. نافله ها هم نمازهاي نافله است كه عبارتند از دو ركعت نافله صبح كه قبل از نماز صبح خوانده مي شود. هشت ركعت نافله نماز ظهر، هشت ركعت نافله نماز عصر، چهار ركعت نافله نماز مغرب و دو ركعت نماز وتيره كه نافله نماز عشاء است و خواندن اين دو ركعت نصف خواندن ثواب نماز شب است. و هشت ركعت نافله شب و دو ركعت نماز شفع و يك ركعت نماز وتر است. ه جمعاً ۳۴ ركعت است(چون نماز وُتيره كه دو رکعت است بصورت نشسته خوانده مي شود يك ركعت به حساب مي آيد.) هم اين نماز ها بصورت دو ركعتي خوانده مي شوند. دعاها و زيارات هم كه از لسان اهل بيت است جزو نوافل به حساب مي آيند. خلاصه اين كه همين كه نماز واجبتان را خوانديد اگر كاري نداريد سجاده تان را ترك نكنيد بلكه تسبيحات حضرت زهرا و نوافل و دعاهايي را كه ائمه فرمودند را بخوانيد.
  • ۴۶-در اعمال انسان خداوند به احسن عملا(بهترين عمل) ۲ ملك)يعني به كيفيت نگاه مي كند نه به كميت(زيادي عمل) عمل با كيفيت عملي است كه بدون شرك و با خشوع و خضوع و با در نظر گرفتن همه جوانب از لحاظ حلال و حرام…. با علم و براي رضاي خدا انجام گيرد.
  • ۴۷- از خدا توفيق و فراغت بال بخواهيد. فراغت بال اين نيست كه من اوقات فراغت داشته باشم و بيكار باشم بروم در كوچه و بازار و كوه و دشت و صحرا به لهو و لعب بپردازم. فراغت بال اين است كه من درگيرو دار اين دنيا گرفتار نباشم كه از ياد خدا و امام زمان غافل باشم نتوانم با خدا مناجات كنم توانم نماز شب بخوانم نتوانم با امام زمانم صحبت كنم يا شبو روز عاشورا به جاي شركت در عزاداري امام حسين بنشينم و فيلم هاي آن چناني ماهواره را نگاه كنم. از خدا توفيق عبادت و مناجات با خودش و ارزاق معنوي بخواهيد.
  • –          48- نشانه مومن محبت به علي و اولاد علي و نشانه كافر بغض به علي و اولاد علي است محبت هم اين طور نيست كه از جايي ياد بگيريد. واقعاً از خدا و امام زمان بخواهيد تا محبت پيغمبر و اهل بيتش را در دل شما بياندازددر دعا مي خوانيم اللهم ترسخ في قلبي محبه محمد و آل محمدو شيعتهم: پرورگارا رسوخ بده در قلب من محبت محمد و آل محمد و شيعيانشان را در زمان امير المومنين شخصي آمدپيش امير المومنين (ع)و گفت آقا پسرم نسبت به شما بغض دارد حضرت فرموداو را پيش من بياور. وقتي آن شخص پسرش را پيش امير المومنين آوردسرش پايين بودامير المومنين به پسر فرمودسرت را بلند كن تا سرش را بلند كرد محبت امير المومنين (ع) در قلبش جاي گرفت و از محبين حضرت شد محبت به اهل بيت خيلي مهم است رفتني است و جواني است گفتني نيست.
  • ۴۹-عاق فرزند: همانطور كه عاق والدين داريم، عاق فرزند هم داريم. عاق والدين هم در دنياست و هم در آخرت است ولي عاق فرزند فقط در آخرت مي باشد، چون بايد در دنيا احترام پدر و مادر حفظ شود. حساب و كتاب آخرت نقد است ولي حساب و كتاب  اين دنيا نسيه است.

۵۰-ايمني از مكر خدا: يكي از اكبر معاصي اين است كه خودت را از مكر خدا ايمن بداني. خداوند در آیه ی ۹۹ اعراف می فرماید: أَ فَأَمِنُوا مَكْرَ اللَّهِ فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُون‏ یعنی آیا از مکر خدا ایمن شده اید و كسي خودش را از مكر خدا ايمن نمي داند مگر قوم زیان کاران. مكر خداوند هم اين است كه در قرآن مي فرمايد: وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين‏ مكر نكنيد با خداوند و خداوند بهترين مكر كنندگان است.(۵۴ آل عمران) نقشه سويي كه تو مي خواهي بكشي را نمي گذارد. همه ما مرجون لامرالله (۱۰۶توبه )هتسيم يعني نمي دانيم يك لحظه بعدمان خداوند با ما چطوري برخورد مي كند.

  • ۵۱- بهشت در دستگاه امام حسين ارزان است چون بهشت از نور امام حسین علیه السلام خلق شده است. هركسي با هر حالتی که هست چه گنه کار و چه بی گناه اگر بیاید در دم و دستگاه امام حسين(ع) يك شبه ره صد ساله را مي پیماید .بياييد در دستگاه امام حسين و بگوييد خدايا تو حُر را يك لحظه اي حُر كردي، يعني حُر وقتي صداي امام حسين(ع) را شنید كه مي فرمود: هَل مِن ناصِرٍ يَنصُرني (آيا كسي هست مرا ياري كند)تكان خورد وبه خودش گفت : اي واي بر من پسر پيغمبر خدا كمك مي خواهد! و توبه كرد. خدايا به او توفيق توبه دادي خدايا تو يك لحظه ای وهب را وهب كردي خدايا من اعتقاد دارم دست جلال و جمال و دست ايجاد و اعدام ( یعنی به عدم بردن) و فضل و رحمت تو باز است مي تواني من را هم مثل حر ،یک لحظه ای حسيني كني. خدايا مي دانم بنده چموش و گنه كاري هستم ولي در خانه حسينت آمدم. خدايا من اعتقاد دارم هر کس منتسب به حسين تو شود اگر يك قطره اشك در مصيبت حسين تو بريزد در حالي كه عارفاً بحق الحسين باشد ، به خاطر يك قطره اشك گناهان گذشته و آينده اش را مي آمرزي. خدايا من جز گريه بر ابا عبد الله الحسين چيز ديگري ندارم. خدايا دستم را بگير من را به حال خودم رها نكن. توفيق گريه برمصيبت ابا عبد الله الحسين علیه السلام و فرزندانش را به من بده. امین یا ربّ العالمین
  •  
  • –          52- دنيا همچون حبابي است: در بيابان خشك وقتي انسان تشنه نگاه مي كند از دور يك سرابي مي بيند ولی وقتی به آن جا می رود می بیند که هیچ آبی در آن جا نیست. حالا ، دنيا هم مثل حبابي است كه روي اين سراب بيابان نشسته است.(حباب، يك قبّه خيلي نازك و شفّافی است كه از هوا پر است. وقتي به آن دست بزني مي تركد و هيچ چيز باقي نمي ماند) دنيا هم همه چيزش مثل این حباب روی سراب فاني است هم خوشيهايش و هم ناخوشيهايش زودگذر است.اکر دقّت کنید و از خودتان سوال کنید که كجاست الان آن كودكي و جوانيتان؟ یا يك لحظه قبلتان كجاست؟ همين لفظ كو كه مي گوييم کجاست؟ و شما می بینید و می یابید که همه ی اینها تمام شدند و رفتند و دنیا چه قدر پوچ و فانی و زود گذر است، حالا با اين دنيا انس گرفته ايد؟ انگار نه انگار، مرگ و قيامتي و حساب و كتابي است، هر كاري دلتان مي خواهد براي اين دو روز دنيا مي كنيد!؟ خوشا به حال آن کسانی که از این دنیای پوچ و فانی پلی برای رسیدن به بهشت و رضوان خدا و زندگی ابدی در جوار اولیاء خدا بسازنند و از خداوند متعال در همه حال توفیق کسب رضای الهی را بخواهند .چون 
  • توفيق نصيبي است به هر كس ندهند             پر طاووس قشنگ است به كركس ندهند
  •  
  • –          53- معرفت و شناخت به گناه و حرام داشته باشيد تا بتوانيد حق را از باطل و حلال را از حرام تشخيص دهيد. و بدانيد كه كدام عمل شما گناه و اشتباه وکدام عمل حلال و درست است. اگر معرفت به گناه داشته باشيد هميشه حرام و گناه را در نظر خودتان زشت و كثيف مي دانيد و ديگر سراغش نمي رويد. اگر گناه هم كرديد مردانه بيا در خانه خدا و بگویید الهي العفو. خدايا مردانه آمدم مي دانم گناه كردم ولي توبه مي كنم و از تو مي خواهم كه مرا ببخشي و توبه ام را بپذیری.
  •  
  • –          54- نُكرا: چيزي يا عملي كه شيطان آنرا براي شما شرعي و حلال جلوه مي دهد. مواظب شيطان باشيد كه از هر طرف به شما حمله مي كند و شما را وسوسه مي كند و به شما لَمِه مي زند. اما كِيد و حيله شيطان براي بندگان خوب خدا بسيار ضعيف است.
  •  
  • –          55- انبيا براي استدلال منطقي و شناسايي خدا نيامده اند انبيا براي اين آمده اند كه اين حُجُب را ،كه ذهن و فكر ما را احاطه كرده است، برطرف كنند تا ما به وجدان خدا برسيم وجدان خدا هم مساوي لافكري و کنده شدن از این تعلّقات دنیایی و یافتن فقر خود است.
  •  
  • –          56- ارزش هر كس به اشرف نفسش يعني اعتقاداتش است. دين هم يعني آن چه خدا مي خواهد و راضی است و تو باید تسليم محض خدا شوي و در همه حال خدا را شاهد و ناظر اعمال خودت بدانی .

۵۷- مسلماني يعني تسليم. به نماز خواندن و ريش و پيشاني پينه بسته و اينها نيست بلكه به اشرف نفس يعني اعتقادات صحيح است يعني هر چه خدا و چهارده معصوم بگويند،تسليم محض آنها باشي و چيزي از خودت نگوئي. از توحيد و عدل كه اساس همه اديان است تا آن اخس نفس و كارهاي كوچك ديگر ما مثل دستشويي رفتن و غيره براي همه اينها، ما يا آيه یعنی دستور قرآنی داريم يا روايت از امام معصوم،كه بايد از آنها پيروي كنيم . حالا مي خواهي تسليم شو و مسلمان باش و اگر نمي خواهي تسليم باشي برو يك خداي ديگر انتخاب كن.

  • –          58-در بهشت براي بهشتيان زندگي و حياتي است كه مرگ ندارد علمي و دانايي كه جهل ندارد. اين دنياست که مرگ، مريضي، فقر ، بي پولي ، بي آبرويي، ضعف ، پيري، جنگ و خونريزي و … دارد، بهشت حي است و در آن زندگی و حيات جاودانه بدون درد و رنج و سختی برای بهشتیان مهیّا شده است. بهشت محله هايي دارد يك محله اي دارد به نام محله بني هاشم، آدرسش بندگي خدا و غلامي و كنيزي محمد و آل محمد است چون غلام و كنيز اگر خطايي كنند پيش مولايشان مي برند. شما هم اگر نوكري بچه هاي فاطمه را بكنيد، در بهشت با آل محمد هستيد چون نوكر هميشه پيش مولايش است.
  •  
  •  
  • –          59- بهشت نقد است نسيه نيست، خودت را به كالاي كم بهاي دنيا نفروش. خوشا به حال آن كساني كه اين دنيا را نسيه بدانند وآخرت را نقد. بالاخره اين عمر ۶۰يا ۷۰ ساله دنيا با همه خوشي ها و ناخوشي ها يش به پايان مي رسد به فكر آخرت خودت باش تا مي تواني و فرصت داري براي آخرتت كاركن، از خدا مي خواهيم به حقِّ امام حسين علیه السلام  به حق آن لحظه اي كه حضرت علي اصغر در دست امام حسين علیه السلام  لرزيدو شهید شد همه ما را بهشتي كند و در فردوس برين جا دهد.
  • –          60-وظيفه ما در جاي كه غيبت مي شود اين است كه يا بايد از آن كسي كه غيبت مي شود دفاع كنيم يا اگر نمي توانيم دفاع كنيم از آن جا بلند شويم  تا آن كسي كه غيبت مي كند بفهمد كه از این كار او ناراحت و منزجر هستی و بدت مي آيد.

۶۱- چهارده معصوم وظيفه بهشت بردن ما را ندارند. اگر هم در آخرت ما را شفاعت كنند و به بهشت ببرند از بزرگواري و فضل خودشان است.وظيفه چهارده معصوم فقط هدايت ما است يعني اين كه راه و چاه را به ما نشان دهند و ما خودمان هستيم كه از اين دو راه با اختيار خودمان يكي را انتخاب مي كنيم. آنها هر لحظه به ما تذكر مي دهند اگر به نداي دروني و وجودان خودمان گوش كنيم صداي آنها را مي شنويم كه هر لحظهمانند حضرت نوح علیه السلام که به پسرشان فرمودند: ارْكَبْ مَعَنا ( یعنی ای پسر بیا با ما باش و در کشتی سوار شو .که در آیات ۴۲ و ۴۳ سوره ی هود در قرآن آمده است.)امام زمان علیه السلام هم دائماً در گوش ما می خوانند و به ما مي گويند ارْكَبْ مَعَنا با ما باشيد حالا ما به طرف آنها نمي رويم و به چاه مي افتيم اين اشكال از خودمان است.

  •  
  • –          62- غيبت به اين معنا نيست كه امام حضور ندارند.چون ما وقتي كسي در كلاس درس نباشدمي گوييم فلاني غايب است و در كلاس حضور ندارد اما غيبت امام عصر به اين معنا نيست. بلكه غيبت به اين معناست كه امام حضور دارند ولي ظهور ندارند و ما از خداوند ظهور و فرجش را مي خواهيم . اين كه چرا من امام زمانم را نمي بينم مشكل از خود من است و آن گناهانم كه حجاب شده است. اين را بفهميد كه امامی حيّ و حاضر داريم كه هيچ عمل دروني يعني نيّات و هيچ عمل بيروني ما يعني آنها كه با آلات و ابزار مثل چشم و دست و پا انجام مي دهيم از او پو شيده و پنهان نيست. علّت اين كه من امام زمانم را نمي بينم يا مي بينم و نمي شناسمش اين است که اگر ببينم و بشناسمش يا او را مي كشم يا راپرتش را به دشمنان مي دهم.

۶۳- بازار يوسف فروشي دوستان بياييد مانند آن پيرزني باشيم كه وقتي حضرت يوسف(ع) را براي فروش به بازار آوردند يك كلاف كاموا بيشتر نداشت آمد در صف خريداران حضرت يوسف ايستاد ديگران به او خرده مي گرفتند و  به او مي گفتند:پیر زن به تو كه يوسف نمي دهند. گفت مي دانم ولي مي خواهم نامم را در صف خريداران يوسف بنويسند. بياييد ما هم در اين دوراني كه بازار يوسف فروشي شديداً گرفته نام خودمان را در صف منتظران يوسف زهرا(س) بنويسيم و بگويم آقا جان، مولاي من، يابن الحسن مي دانيم كه پستيم و رذليم و به خاطر گناهانمان هرچه دعاي فرج و ظهورت را مي خوانيم مستجاب نمي شود ولي خودت ظهور و فرجت را از خدا بخواه و به دعاي خوبان عالم و منتظران واقعيت بيا .يابن الحسن بنماي رخ كه باغ گلستانم آرزوست.

۶۴- از من يشاء عدلي خداوند که در آن خداوند می تواند به خاطر یک گناه کوچک ما را تا ابد الآباد در جهنم عذاب کند ، به من يشاء فضلي خداوند که در آن همه به رحمت و بخشش خداوند امیدوارند و ممکن است خدا همه را در آن ببخشد (حتّی فرعونها) پناه ببرید و اميدوار باشید چون ممكن است يك آدم شقي به خاطر يك كار خوبی که انجام می دهد سعيد شود.پس همیشه از خدا بخواهیم که با فضلش با ما برخورد کند نه با عدلش .

۶۵- كارهاي خداوند لغو بيهوده نيست بلكه همه از روي حكمت است و لازم هم نيست كه تمام وجه حكمت خداوند به عقل ما برسد و ما بدانیم . يك وقت مي بيني خداوند خودش به افسق فسّاق مثل فضيل عياض كه يك راه زن عياش بوده خودش را معرفي مي كند و او با شنيدن يك آيه أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّه‏ (۱۶حديد) يعني «آيا وقت آن نرسيده كه مومنين دلهايشان براي ياد خدا خاشع شود» مي گويد بله خدايا وقت آن رسيده و از آن اعمال و رفتار خودش برمي گردد و از عبّاد و زهاد زمان خودش مي شود و يك وقت هم مي بيني به يك عالم و مرجع تقليد خودش را معرفي نمي كند. چرا؟ براي اين كه بفهمي خداوند مُلزم به كاري نيست. همه كارهايش از روي حكمت است. و براي اين است كه هيچ كسي از رحمت و فضل خدا نا اميد نشود و يا به دعاها و عبادات و كارهايي كه انجام داده اتّكا نكند و هميشه بين خوف و رجا باشد.

  • ۶۶- مؤمن بايد هميشه بين دو خوف باشد.۱ـ خوف از گناهان گذشته كه نمي داند كدام بخشيده شده و كدام بخشيده نشده است، بنابراين بايد هميشه از خداوند طلب استغفار كنیم و گناهان خودمان را به خاطر بياوریم. چون يكي از كارهاي شيطان اين است كه گناهان ما را از ياد ما مي برد. پس بايد هميشه به ياد گناهانمان باشيم و از خداوند طلب استغفار کنیم. ۲- خوف از آينده كه نمي داند چه بر سرش مي آيد.آيا با ايمان كامل مي ميرد يا مثل بعضي ها در آخر راه گمراه مي شود. هميشه از خدا عافيت و عاقبت به خيري بخواهید. روايت است که از امام معصوم سئوال مي كنند كه در شب قدر از خدا چه بخواهيم مي فرمايند عافيت. هنگام دعا كردن از خدا بخواهيد اگر در آن درخواستي كه از خداوند مي كنيد اگر به صلاح شما نيست ،آن دعاي شما را مستجاب نكند.

۶۷-عشق در فرهنگ اهل بيت

در فرهنگ اهل بيت يعني در آيات و روايات كلمه عشق جايگاهي ندارد و هميشه مزمّت شده است بلكه در آيات و روايات از حب و دوستي شديد به خدا و رسول و اهل بيت ياد شده است مثل آيه اشد حباً لله شديدترين حب نسبت به خدا يا آيه قل ان كنتم تحبون الله ما تبعوني يحببكم به الله و يستغفر لكم ذنوبكم يعني اي پيامبر به مردم بگو اگر شما دوست و حب خداييد پس از من تبعيت كنيد تا بوسيله آن خداوند شما را دوست بدارد و گناهانتان را بيامرزد. عشق كلمه اي است كه از گياهي به نام عشقه گرفته شده كه در كنار گياه اصلي مي رويد و به دور آنمي پيچيد و در آخرهم خودش يعني همان گياه عشقه و هم آن گياهي كه كنارش رشد كرده هر دو خشك و نابود مي شوند« مفضل بن عمر عمر مي گويداز امام صادق(ع) معناي عشق را پرسيدم فرمود قلبهايي كه از خدا غافل بشوند خداوند حب و دوستي غير خودش را به آنها مي چشانده»»امالي شيخ صدوق ص۶۶۸ و يادمان نرود كه قلب انسان فقط جاي يك نفر است آن هم فقط خداست بقيه چيزها و اشخاص را هم اگر دوست داشته باشي بايد فقط به خاطر خدا و براي رضاي خدا دوست داشته باشي و الّا دل انسان جاي دو نفر نيست. مواظب باشيد كه خداوند شما را به غير خودش واگذار نكند.

۶۸-مرّوت و جوانمردي آن است كه خداوند تو را در آن جايي كه نهي كرده نبيند و در آن جايي كه امر كرده باشي تو را غایب نبيند.(حديث امام صادق(ع)

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.