23 مرداد 1400 - 23:32
بازدید 57
پ
پ

كامل الزيارات ؛ النص ؛ ص324

– حَدَّثَنِي مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سُلَيْمَانَ‏ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ الْبَصْرِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ لِي إِنَّ عِنْدَكُمْ أَوْ قَالَ فِي قُرْبِكُمْ لَفَضِيلَةً مَا أُوتِيَ أَحَدٌ مِثْلَهَا وَ مَا أَحْسَبُكُمْ تَعْرِفُونَهَا كُنْهَ مَعْرِفَتِهَا وَ لَا تُحَافِظُونَ عَلَيْهَا وَ لَا عَلَى الْقِيَامِ بِهَا وَ إِنَّ لَهَا لَأَهْلًا خَاصَّةً قَدْ سُمُّوا لَهَا وَ أُعْطُوهَا بِلَا حَوْلٍ مِنْهُمْ وَ لَا قُوَّةٍ إِلَّا مَا كَانَ مِنْ صُنْعِ اللَّهِ لَهُمْ وَ سَعَادَةٍ حَبَاهُمُ اللَّهُ بِهَا وَ رَحْمَةٍ وَ رَأْفَةٍ وَ تَقَدُّمٍ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ وَ مَا هَذَا الَّذِي وَصَفْتَ لَنَا وَ لَمْ تُسَمِّهِ قَالَ زِيَارَةُ جَدِّيَ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع فَإِنَّهُ غَرِيبٌ بِأَرْضِ غُرْبَةٍ يَبْكِيهِ مَنْ زَارَهُ وَ يَحْزَنُ لَهُ مَنْ لَمْ يَزُرْهُ وَ يَحْتَرِقُ لَهُ مَنْ لَمْ يَشْهَدْهُ وَ يَرْحَمُهُ مَنْ نَظَرَ إِلَى قَبْرِ ابْنِهِ عِنْدَ رِجْلِهِ فِي أَرْضِ فَلَاةٍ لَا حَمِيمَ قُرْبَهُ وَ لَا قَرِيبَ ثُمَّ مَنَعَ الْحَقَّ وَ تَوَازَرَ عَلَيْهِ أَهْلُ الرِّدَّةِ حَتَّى قَتَلُوهُ وَ ضَيَّعُوهُ وَ عَرَضُوهُ لِلسِّبَاعِ وَ مَنَعُوهُ شُرْبَ مَاءِ الْفُرَاتِ الَّذِي يَشْرَبُهُ الْكِلَابُ وَ ضَيَّعُوا حَقَّ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ وَصِيَّتَهُ بِهِ وَ بِأَهْلِ بَيْتِهِ فَأَمْسَى مَجْفُوّاً فِي حُفْرَتِهِ صَرِيعاً بَيْنَ قَرَابَتِهِ وَ شِيعَتِهِ بَيْنَ أَطْبَاقِ التُّرَابِ قَدْ أُوحِشَ قُرْبُهُ فِي الْوَحْدَةِ وَ الْبُعْدِ عَنْ جَدِّهِ وَ الْمَنْزِلِ الَّذِي لَا يَأْتِيهِ إِلَّا مَنِ امْتَحَنَ اللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ عَرَّفَهُ حَقَّنَا فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ كُنْتُ آتِيهِ حَتَّى بُلِيتُ بِالسُّلْطَانِ وَ فِي حِفْظِ أَمْوَالِهِمْ وَ أَنَا عِنْدَهُمْ مَشْهُورٌ فَتَرَكْتُ لِلتَّقِيَّةِ إِتْيَانَهُ وَ أَنَا أَعْرِفُ مَا فِي إِتْيَانِهِ مِنَ الْخَيْرِ فَقَالَ هَلْ تَدْرِي مَا فَضْلُ مَنْ أَتَاهُ وَ مَا لَهُ عِنْدَنَا مِنْ جَزِيلِ الْخَيْرِ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ أَمَّا الْفَضْلُ فَيُبَاهِيهِ مَلَائِكَةُ السَّمَاءِ وَ أَمَّا مَا لَهُ عِنْدَنَا فَالتَّرَحُّمُ عَلَيْهِ كُلَّ صَبَاحٍ وَ مَسَاءٍ وَ لَقَدْ حَدَّثَنِي أَبِي أَنَّهُ لَمْ يَخْلُ مَكَانُهُ مُنْذُ قُتِلَ مِنْ مُصَلٍّ يُصَلِّي عَلَيْهِ مِنَ الْمَلَائِكَةِ أَوْ مِنَ الْجِنِّ أَوْ مِنَ الْإِنْسِ أَوْ مِنَ الْوَحْشِ وَ مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلَّا وَ هُوَ يَغْبِطُ زَائِرَهُ وَ يَتَمَسَّحُ بِهِ وَ يَرْجُو فِي النَّظَرِ إِلَيْهِ الْخَيْرَ لِنَظَرِهِ إِلَى قَبْرِهِ ع ثُمَّ قَالَ بَلَغَنِي أَنَّ قَوْماً يَأْتُونَهُ مِنْ نَوَاحِي الْكُوفَةِ وَ نَاساً [أُنَاساً] مِنْ غَيْرِهِمْ وَ نِسَاءً يَنْدُبْنَهُ وَ ذَلِكَ فِي النِّصْفِ مِنْ شَعْبَانَ فَمِنْ بَيْنِ قَارِئٍ يَقْرَأُ وَ قَاصٍّ يَقُصُّ وَ نَادِبٍ يَنْدُبُ وَ قَائِلٍ يَقُولُ الْمَرَاثِيَ فَقُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَدْ شَهِدْتُ بَعْضَ مَا تَصِفُ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي جَعَلَ فِي النَّاسِ مَنْ يَفِدُ إِلَيْنَا وَ يَمْدَحُنَا وَ يَرْثِي لَنَا وَ جَعَلَ عَدُوَّنَا مَنْ يَطْعُنُ عَلَيْهِمْ مِنْ قَرَابَتِنَا وَ غَيْرِهِمْ يَهُدُّونَهُمْ [يُهَدِّدُونَهُمْ‏] وَ يُقَبِّحُونَ مَا يَصْنَعُونَ.

  محمّد بن عبد اللَّه بن جعفر حميرى، از پدرش، از على بن محمّد بن سليمان، از محمّد بن خالد، از عبد اللَّه بن حمّاد البصرى، از حضرت ابى عبد اللَّه عليه السّلام مى‏گويد: حضرت به من فرمودند: به درستى كه نزد شما است يا فرمودند: به درستى كه در نزديكى شما است‏ فضيلتى كه به احدى مثل آن اعطاء نشده و گمان نمى‏كنم كه به حقيقت آن پى برده باشيد، شما نگهدار آن نبوده و بر آن قيام نمى‏كنيد براى آن افراد خاصّى بوده كه اهلش هستند و اين فضيلت به آنها اعطاء شده بدون اين كه از ايشان حركت و فعاليتى سرزده باشد بلكه صرفا از ناحيه حق تعالى ايشان مورد رحمت و رأفت قرار گرفته و اين عطيّه الهى به آنها عنايت شده است.

عرض كردم: فدايت شوم اين فضيلتى كه توصيف فرموده و نامش را نبرديد چيست؟ حضرت فرمودند: زيارت جدّم حسين بن على عليهما السّلام، چه آن كه او در سرزمين دور دست غريب مى‏باشد هر كس به زيارتش رود بر او مى‏گريد و اندوهگين مى‏شود و آن كس كه بر سر مزارش حاضر نشود مى‏سوزد و آن كس كه به پائين پاى آن حضرت به قبر فرزندش بنگرد و ملاحظه كند كه در آن زمين فلات دفن شده است بر آن حضرت ترحّم مى‏كند، نه خويشى در نزديكى آن جناب بوده و نه اقربايش آن جا مى‏باشند، او را از حقّ مسلّمش منع نموده و اهل ظلم و ستم و گروه مرتد با هم توافق كرده و بر عليه آن حضرت قيام كرده تا جايى كه او را كشته و بدن مباركش را در آن بيابان انداخته و در معرض درندگان گذاردند، از نوشيدن آب فرات كه سگ‏ها از آن مى‏آشاميدند او را منع كردند و بدين ترتيب حق رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را ضايع نموده و عمل به وصيّت و سفارشى كه آن وجود مبارك راجع به حضرتش به ساير افراد اهل بيتش نموده بود را ترك نمودند، عصر آن روزى كه حضرت شهيد شدند در حالى كه ستمها به آن جناب شده بود در بين اقرباء و پيروانش در گودال روى خاك‏ها افتاده بودند، اهل بيتش در آن بيابان تنها و دور از جدّ و منزل و كاشانه‏شان به حالتى غمگين و اندوه بودند، اين آزمايش براى احدى اتّفاق نمى‏افتد مگر آنان كه خداوند امتحانشان كرده و قلبى مالامال از ايمان داشته و به حقّ ما عارف و آگاه مى‏باشند.

 محضرش عرض كردم: فدايت شوم قبلا من به زيارت آن حضرت مى‏رفتم تا وقتى كه مبتلا به سلطان شده و من را مستحفظ اموالشان قرار دادند و چون من نزد ايشان مشهور و معروف بودم از اين رو زيارت آن جناب را تقيّه ترك كردم در حالى كه به ثواب و اجر زيارت آن حضرت كاملا واقف و آگاه هستم.حضرت فرمودند: آيا فضل و برترى كسى كه به زيارت آن حضرت رود را مى‏دانى؟ و آيا خير عظيم و جزيلى كه براى او نزد ما هست را آگاهى؟ عرضه داشتم: خير. حضرت فرمودند: امّا فضل او: تمام فرشتگان آسمان به او مباهات مى‏كنند.و امّا خير عظيمى كه براى او نزد ما است: هر صبح و شام بر او رحمت مى‏شود.

(سپس مصنّف كتاب رحمة اللَّه مى‏فرمايد: پدرم برايم نقل نمود كه از زمان شهادت آن حضرت آن مكان يك آن از نمازگزار خالى نمانده بلكه از آن تاريخ تا حال يا فرشتگان و يا جنّ و يا انس و يا وحوش در آن مكان مقدّس به عبادت و نماز اشتغال داشته‏اند، و هيچ موجودى نيست مگر آن كه به حال زائر آن حضرت غبطه مى‏خورد و او را مسح كرده و به او نظر كرده و در اين نظر اميد خير دارد زيرا شخصى كه وى به او نگريسته به قبر آن حضرت نظر افكنده است.)

سپس حضرت فرمودند: خبر به من داده‏اند كه از نواحى كوفه گروهى از غير اهل كوفه و زمانى به زيارتش رفته و بر آن حضرت ندبه و زارى نموده‏اند و اين زيارت در نيمه شعبان صورت گرفته، از اين گروه بعضى به قرائت قرآن مشغول بوده و برخى قضايا و حوادث واقعه كربلاء را براى ديگران بازگو كرده و جماعتى به ندبه و زارى‏ سرگم شده و پاره‏اى به خواندن مراثى مبادرت نموده‏اند.

عرض كردم: بلى فدايت شوم من شاهد برخى از اين توصيفاتى كه مى‏فرمائيد بوده‏ام. حضرت فرمودند: حمد و سپاس خدائى را كه در ميان مردم كسانى را گذارده كه به طرف ما كوچ و سفر كرده و مدح و مراثى ما را مى‏گويند و در مقابل دشمن ما را كسانى قرار داده كه از اقرباء ما بوده و آن گروه اوّل را مورد طعن قرار مى‏دهند ولى ديگران ايشان را هلاك كرده و كار و عملشان را تقبيح مى‏نمايند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.