شعائر حسینی(۴)
03 آذر 1399 - 10:18
بازدید 34
پ
پ

« تذکرات لازمه »

الف – نکاتی که باید دقّت شود تا از آنها پرهیز گردد و در شعائر انجام نشود .

۱- مطلقاً در هیچ یک از مجالس شادی و اعیاد مذهبی نباید دست زدن و کف زدن انجام شود و اساساً نباید روش خواندن اشعار و مدیحه ها توسط مجریان طوری باشد که مستمع احساس کند با آن نوع خواندن باید دست بزند، که بحث آن قبلاً ارائه گردید .

۲- در اشعار و مراثی و دکلمه ها نباید کلمه عشق و عاشقی استعمال شود و هم چنین از تبعاتش مانند کلمات می، مستی، مطرب ، خماری، خم، ساقی، میکده، شراب،  زلف یار، دلبری و غیره جدّاً باید پرهیز شود و همچنین در اشعار مدیحه و مرثیه ها نباید اسامی به غیر از مؤمنین و غیر شعراء و علماء اهل بیت علیهم السّلام به خوبی یاد شود و یا در مجالس نام آن ها بر منبر حسینی برده شود مانند شعراء صوفیه ی سنّی و صوفی های علی الظّاهر شیعه، از قبیل مولوی، سعدی، خیّام، سنایی، که صوفی های سنّی هستند و یا حافظ که بعضی او را صوفی سنّی و بعضی صوفی شیعی می دانند و امثالهم ،و اگر هم زمانی شعری از آنان تشخیص داده شد، مطالب صحیحی مطابق شرع در بر دارد و خالی از الفاظ مستهجن و زشت مانند می، مطرب، مستی و غیره بود، می توان بدون نام بردن شاعر آن فقط از خود شعر در جهت شرع مقدس اسلام استفاده نمود تا اینکه ترویج مکتب فرقه ی ضالّه ی صوفیه و اهل باطل نشود. چنان که در دنباله ی حدیثی که در قسمت های قبل از حضرت هادی علیه السّلام نقل شد حضرت راجع به صوفیه می فرماید: “… وَ مَن‏ أعان‏ أحداً منهم‏ فكأنّما أعان‏ يزيد ومعاوية وأبا سفيان‏». فقال رجل من أصحابه: وإن كان معترفاً بحقوقكم؟ قال: فنظر إليه شبه المُغضب وقال: «دع ذا عنك، مَن اعترف بحقوقنا لم يذهب إلى عقوقنا، أما تدري أنّ أخسّ الطوائف الصوفيّة والصوفيّة كلّهم من مخالفينا، وطريقتهم مغايرة لطريقتنا؟! وإن هم إلّانصارى‏ ومجوس هذه الامّة، اولئك يجهدون في إطفاء نور اللَّه واللَّه متمّ نوره ولو كره الكافرون».[۱]” و هر کس  که یکی از ایشان (صوفیه) را کمک کند مانند آن است که یزید و معاویّه و ابوسفیان را کمک کرده است . در آن جا یک مردی از اصحاب امام هادی علیه السّلام پس از شنیدن این سخنان حضرت راجع به صوفیّه به حضرت عربضه داشت: اگر چه آن صوفی اعتراف کننده به حقوق شما باشد؛ یعنی امامت شما را قبول داشته باشد، خلاصه یعنی علی الظّاهر شیعه باشد؛ حضرت هادی علیه السّلام با یک نگاه شبیه غضبی به آن شخصی که از اصحابشان بودند فرمودند : واگذار این کلام و سخن را، کسی که حقوق ما را بشناسد، به امامت ما معتقد باشد به راهی نمی رود که در آن عاق و نفرین ما بر او باشد ،آیا نمی دانی که ایشان (صوفیه به ظاهر شیعه که مدعی پیروان ما می باشند) پست ترین طایفه های صوفیه هستند؟ و صوفیه همگیشان یعنی از هر فرقه و آئین مذهبی که باشند از مخالفین ما هستند و روش و راه آن ها با طریقه و راه ما مغایرت دارد و نیستند ایشان جز نصاری و مجوس این امّت اسلام، آنها کسانی هستند که سعی و تلاش می کنند تا نور خداوند را خاموش کنند و خداوند است که نورش را به انجام و اتمام می رساند، ولو این که کافران کراهت داشته باشند .

ملاحظه می کنید بر خورد ائمه علیهم السّلام با فرقه ی صوفیه و عادت ها و طریقه ی ایشان چگونه برخورد شدید و تندی است . و چگونه این صوفیه ی به ظاهر شیعه در بین شیعیان ادعای معرفت و عرفان می کنند و خود را شیعه حقیقی می دانند. در صورتی که ائمّه علیهم السّلام آنهارا پست ترین فرقه ی صوفیه خوانده اند؛ به جهت آن که نفاق آنها بیشتر است. چون خود را پیرو و شیعه ی ائمه علیهم السّلام می خوانند ، خلاصه همه عزیزان به سخنان و حرکاتشان در مجالس اهل بیت علیهم السّلام دقت کافی داشته باشند که مبادا خدای ناکرده کلمه ای یا حرکتی ناخود آگاه از آن انسان صادر شود که به یک نوعی ذرّه ای ترویج و کمک به این فرقه ی ضالّه ی مضلّه ی صوفیه محسوب بشود . که نستجیر با الله العظیم مشمول کسانی شویم که حضرت هادی علیه السّلام راجع به کمک کردن صوفیه فرمودند .

البته موضوع استفاده از اشعار و نام بردن آن ها در مباحث ادبیات، مطلبی دیگر است که در جای خود مطرح است و اساساً هیچ گونه ربطی به معارف دینی و امور مذهبی ندارد که مختصراً به آن اشاره شد .

۳- کلمات سبُک و سخیف نباید نسبت به حضرات معصومین علیهم السّلام استعمال شود مانند چشم های قشنگت، یک یاری داشتم، تو که گره را باز می کنی، چرا امروز و فردا می کنی و از این گونه خُزَعبَلات و یا نَستجیر بالله تشبیه آن ذوات مقدّسه علیهم السّلام به بعضی از زن ومردهای افسانه ای مانند لیلی و مجنون و غیره که متأسفانه در این سالها از زبان بعضی از مداحان در مجالس شنیده شده است .

۴- سبک و روش خواندن هم نباید سَبُک و سخی باشد و نه شبیه به مجالس لهو و لعب و نه به سَبک آوازه خوان ها باشد مانند این که طوری بخوانند که مربوط به رقصیدن و یا دست زدن و یا شبیه آن باشد که متأسّفانه در بسیاری دیده شده سَبک بعضی از مرثیه ها و اشعار از سَبک خواندن ترانه های روز گرفته شده که حرام بیّن است  و یا صدا را در گلو چرخاندن که از خصوصیات مجالس لهو است که در پی آن مستمعین برای تشویق خواننده شروع می کنند به کف زدن و سوت زدن که این سبک ها متأسفانه در مجالس شادی مذهبی و خصوصاً در بین عرب زبانان بسیار دیده شده است .

۵- اشعار و مرثیه ها نیز نباید دارای معانی سَبُک و سخیف و بی محتوا باشد و یا مربوط به زبان حال هایی باشد که اساساً نمی شود آن ها را به اهل بیت معصومین علیهم السّلام نسبت داد که این چنین اشعار و مرثیه ها در شأن اهل بیت علیهم السّلام نمی باشد. به عنوان مثال در مصیبت خوانی نباید واقعه چنین بیان گردد «عمو عباس رفته آب بیاره » و موارد بسیار دیگر از این قبیل، این نوع برخورد با آن ذوات مقدسه دور از ادب است. این گونه خطابات مربوط به حالات خودمان می باشد و نه مناسب با شئون اهل بیت علیهم السّلام و اساساً نباید حالات عادی علمی خانوادگی بین خودمان را تسّری بدهیم به حالات و خانواده های ائمه معصومین علیهم السّلام، که این امر بسیار غلط است و باید از آن پرهیز کرد و نباید آن را مرسوم کرد.

۶- نباید در اشعار و مرثیه ها عمدتاً توجّه به حالات و محبّت های خودمان نسبت به آن حضرات معصومین علیهم السّلام باشد، آن هم در خیلی از مواقع اغراق آمیز و دروغ بیان می کنند، بلکه اصل و متن شعر و مرثیه ها باید راجع به آن حضرت علیهم السّلام باشد و فقط اشاراتی مختصر به حالات شیعیان آن هم در حدّی که اغراق و دروغ نباشد، نسبت به آن ذوات مقدّسه بیان شود . برای مثال دیده شده در مرثیه هایی و اشعاری تمام موضوع ، این شده که «من دوست دارم کربلا بیایم و یا حالاتم در بین الحرمین چنین است و یا کبوترحرم تو هستم و الی آخر» و بعد فقط اشاراتی به مصیبت اهل بیت علیهم السّلام و یا در اشعار فقط گوشه ای از آن ها ذکر می شود که این کار غلط است. بلکه اصل باید بر این باشد که تعریف و یا مدح و یا مصیبت آن حضرات خوانده شود و در بعضی مواقع حالات شیعیان آن هم راست و صحیح را باید فرع و در حاشیه قرار داد .

۷- هیچ گونه موسیقی اعم با آلات مربوطه و یا با دهان ویا با دست یا به کار بردن نوا و افکت و صدای کامپیوتری مطلقاً نباید استعمال شود چون بعضی از آنها مصداق خود غنا است و بعضی دیگر مقدمه ی ورود در غنا می باشد و نباید در مجالس عکس آویخته شده باشد ویا مجسّمه های حیوانات که همه این ها محل اشکال است ویا نستجیر بالله العظیم مجسّمه سر بریده حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام که بعضی نا آگاهانه در عراق مرتکب چنین کاری میشوند.

۸- اسامی پیامبر و اهل بیت علیهم السّلام نباید به طور سَبُک و یا مانند صدا زدن عادی بین خودمان خطاب شوند که سیره معصومین علیهم السّلام چنین نبوده و متدیّنین شیعه هم چنین عمل نکرده اند. بلکه باید حتّی المقدور از کنیه آن حضرات استفاده گردد و با اسماء آنها با احترامات خاص و خصوصاً طبق سیره باید برای حضرت مولی الموحّدین علی بن ابیطالب علیه السّلام کلمه اختصاصی آن حضرت لفظ امیرالمومنین علیه السّلام را به کار برد و این که اخیراً دیده می شود به جای کلمه امیرالمومنین علیه السّلام لفظ “امام علی” را به کار می برند اکثر مواقع ناشی از ضعف معرفت و یا احیاناً غفلت است .

۹- در مرثیه ها کلماتی را که مربوط به زبان دیگر و یا لهجه محلی دیگر است نباید در زبان و لهجه دیگر وارد شود که خیلی از مواقع خود این عمل باعث سَبُکی و خفّت و حتّی موجب تمسخر در زبان دیگر تلقی می گردد. مانند این که فارسی زبانان اهالی تهران نام مقدس حسین را حُسین تلفظ می کنند  و استعمال این نام مقدس به لهجه ترک زبانان که آن را« حوسّین » تلفظ می کنند در هنگام مرثیه خواندن و یا ذکر سینه زنی بین تهرانیان امری است غلط که باید از آن پرهیز گردد و یا کنیه مقدس «ابی عبدالله » را هنگام خواندن « اُبی عبدالله » تلفظ کردن که بین تهرانیان اصیل بسیار مشمئز کننده و درد آور است و معلوم نیست این گونه تلفظ از کجا آمده است و از قرائتی است که دست مرموز معاندین در کار دیده می شود و یا بدتر از آن این که بعضی ها اختراعاتی پوچ و بی معنی و سبُک راجع به اسامی این ذوات مقدسه نموده اند که فقط مربوط به مجالس لهو و لعب و رقاصی است مانند این نام مقدس امام حسین علیه السّلام را «سِین ،سِین ،سِین » تلفظ کردن آن هم با آن تکان دادن خاص اعضا و جوارع بدن که چنین حالاتی ابداً مربوط به عزاداری نیست بلکه مربوط به مجالس لهو و غناست و جدّاً باید ازاین اعمال پرهیز شود .

البته اشتباه نشود عین بعضی از اشعار و یا مرثیه ها را از زبان دیگر با همان لهجه خاص آن زبان برای حزن بیشتر و یا تاثیر گذاری بیشتر به زبان دیگر وارد شود مانند بعضی از ابیات ویا اذکار سینه زنی عربی می شود به عینه در فارسی و یا زبان دیگر وارد کرد که این کار بسیار خوب و پسندیده است که معمول و معرف از قدیم الایام بوده است و حتی اشعار و مرثیه هایی سروده شود که مقداری از آنها عربی و مقداری فارسی باشد، بسیار خوب و موجب تعالی بیشتر در معارف برای همگان خواهد بود و این غیر از موضوعی است که مذکور شد ولی نمی شود لهجه های مختلف یک زبان را که مربوط به شهرها و روستاهای آن زبان است هنگام خواندن شعر و مرثیه لهجه محلی شهری را در شهر دیگر وارد کرد و یا لهجه روستایی را در شهری وارد کرد . به عبارت دیگر نمی شود در محیط تهران که لهجه ی آنها تهرانی است، از لهجه ی مشهدی و لری و کردی و مازندرانی در مرثیه ها استفاده کرد که این عمل باعث سَبُکی می شود . مثلا ً در تهران هنگام خواندن مرثیه نباید کلمه «نمی دانم » را مانند بعضی از لهجه های شهرستان های دیگر «نمی دونُم » تلّفظ کرد و یا کلمه ی« دلم می خواهد» را « دلُم می خواد» تلفّظ کرد که متأسّفانه بعضی از مدّاحان، بعضی از اشعار و مرثیه های سروده شده به این سبک را به تقلید از شعرهای بابا طاهر می خوانند که در لهجه تهرانی این طورد خواندن بسیار سَبُک است و موجب خفّت است.

۱۰- اسامی بعضی از حیوانات و به کار بردن بعضی از کلمات سخیف را حتّی نباید خطاب به شیعیان و دوستان اهل بیت علیهم السّلام استعمال شود مانند این که دوستان اهل بیت علیهم السّلام را در اشعار و مرثیه ها و ذکرهای سینه زنی، دیوانه  و یا سگ و مانند این ها خطاب کنند که این عمل بر خلاف سیره ی مُتشرّعه ی شیعه می باشد که اهل بیت علیهم السّلام راضی نیستند و دوست ندارند دوستانشان با بی احترامی و سخیف مورد خطاب قرار بگیرند و یا خطاباتی مانند اینکه ماها دیوانه ی حسین هستیم به ما می گویند دیوانه! این طور الفاظ و خطابات هیچ گونه رجحانی ندارد. بلکه ما پیروان اهل بیت علیهم السّلام تمام اعتقاداتمان بر اساس عقل و عقلمندی است. این چنین معارف حَقه ی ما براساس عقل استوار شده است . پس در اشعار و مرثیه ها باید آن شیفتگی و علاقمندی خاصّمان را نسبت به ساحت مقدّس اهل بیت علیهم السّلام با کلماتی که حاکی از عقل و عقل مداری است، عجین نماییم، بگوییم ما عاقلهایی هستیم که شیفته حسینیم. ما عاقلان حسینی هستیم که ما آیات و روایات بسیار در این باب داریم باید به آن توجّه شود.

۱۱- در مجالس عزا و سینه زنی ها و ذکرهای آن  نباید به گونه ای باشد که صدای سینه زنی شبیه صداهای مجالس لهو و لعب بشود. نباید ریتم خاصّی داشته باشد. لذا بسیاری از این سینه زنی ها که جدیداً به وجود آمده است صداهای طرب انگیز دارد و مورد اشکال است .

مرحوم شیخ القهاء حضرت آیةالله نائینی رضوان الله علیه سینه زنی «واحد و نصف » که یک سینه زنی خاص در قدیم (ظاهراً بار اول یک دست و بار دوم دو دست زده می شده که شاید یک صدای موزون خاصی از آن ایجاد می شد اشکال می فرمود و باید بدانیم که اصل سینه زنی صحیح که در سیره ی اهل بیت علیهم السلام بوده و در زیارت ناحیه ی مقدسه به آن اشاره شده است سینه زنی در شور و هوسه است و در زیارت ناحیه ی مقدّسه می خوانیم، … بَرَزْنَ‏ مِنَ‏ الْخُدُورِ نَاشِرَاتِ‏ الشُّعُورِ عَلَى الْخُدُودِ لَاطِمَاتٍ لِلْوُجُوهِ سَافِرات …، اهل بیت و زنان از خیمه ها بیرون ریختند در حالی که با موهای پریشان بر صورت ها و چهره سیلی می زدند …. ملاحظه می کنید اصل سینه زنی یعنی همین شدّت عزا در هم و بر هم به خود لطمه و سیلی می زنند که سیره ی اهل البیت و نیز تقریر و حدیث معصوم علیه السّلام می باشد. چون این سینه زنی در حضور معصوم یعنی امام سجاد علیه السّلام انجام شده و هم از ناحیه مقدّس حضرت ولی عصر ارواحنا له الفداء به صورت حدیث نقل شده است و در قضّیه ی موکب طوپریچ که مرحوم سیّد بحرالعلوم رضوان الله علیه حضرت حجة سلام الله علیه را به همین حالت دیده اند و مرحوم سیّد هم همین طور عمل کرد. این است که مداحان عزیز بدانند اصل سینه زنی همین است. اوّل بزن و دوّم بزن ندارد، چطور بزن ندارد برسینه یا بر سر یا بر صورت بزن نداردّ هیچ گونه قیدی ندارد، در اثر شدّت عزا و مصیبت عدّه ای از شیعیان درهم پیچیده اند. دست ها گاهی به صورت گاهی به سینه گاهی بر سر، ناله و فغانها بلند استّ میانداری ندارد، در آن مجال خودنمایی کسی ندارد، شیطان هم کمتر می تواند در این حالت عزا وارد شود ، هم خودمی گریند و هم میگریانند. این اصل صحیح سینه زنی است که هم فعل و هم تقریر و هم قول معصوم علیه السّلام را در بر دارد و اغلب خلوص سینه زنی در همین نوع اصیل آن است که نام آن در فارسی زبانان شور گرفتن است و عرب زبانان آن را «هوسه» می نامند. اما همان طور که کسی می خواهد در مصیبت بگرید، ولی اشکش جاری نمی شود، مستحب است خود را به تباکی بزند، یعنی حالت حزن به خود بگیرد که در روایات هم وارد شده است. در طول زمان قدمای شیعی برای کسانی هم که این حالت اصلی سینه زنی یعنی شور و هوسه دست نمی دهد، این سبک ها را به آن نوحه گری ها و دم ها و اذکار مخصوص را ساخته اند که شیعیان جمع شوند با آن حالت سینه زنی کنند تا آن حال شور و هوسه برایشان ایجاد گردد . این ها هم خوب است ولی باید توجه داشت همان طورکه اصل بکاء است و تباکی فرع بر بکاست. اصل سینه زنی همان طور که بیان گردید شور و هوسه است ، و این نوع سینه زنی فرع بر شور و هوسه می باشد. امّا این نوع سینه زنی آفات زیادی دارد که بسیاری اوقات در این سینه زنی بستر برای ریاکاری و خودنمایی آماده تر است و باید جداً از آن حذر کرد و دوم اینکه مسائل اخلاقی بسیار وجود دارد که باید در آن دقت شود. متأسّفانه مشاهده می شود اشخاص به نام میاندار جمعیّت را جلو و عقب می کنند. عدّه ای را مقدّم و عدّه ای را مؤخّر می کنند. کوچه باز می کنند، وسط را خالی نگه می دارند ، به عنوان اینکه بتوانند راحت تر سینه بزنند در صورتی که بستر برای ورود شیطان و ریاکاری آماده تر شده است و اساساً احتیاجی به این کوچه باز کردن ها نیست. به طور طبیعی جمعیّت سینه زن جای خود را برای حرکات دست ها جهت سینه زنی پیدا می کند همان طور که در تجربه ی ۵۰ ساله در پر ازدحام ترین جمعیّت سینه زن، این را به عینه مشاهده کرده ام که بدون کوچه باز کردن پرشورترین سینه زنی ها را انجام داده اند. فراموش نمی کنم حدود ۴۵ سال قبل اولین گروه های معاودین اهالی نجف و کربلا و کاظمین که از عراق رانده شده بودند در مسجد آقا محمود کوچه مروی تهران اولین مجالس عزاداری سیّدالشّهداء علیه السّلام را بر پا کرده بودند و چقدر خالصانه و حزین و با سینه زنی در هم و بر هم هرکس در یک زاویه ی مسجد ایستاده با حال خوشی با آن لحن های عربی زیبا و سبک های اصیل خود سینه زنی می کردند و سال ها به همین منوال در هیئت های نجفی و کربلایی و کاظمینی ادامه داشت، اما همانطور که فرمودند المجالسة مؤثرة پس از۴۰ سال عدّه ای از آقایان کربلایی را دیدم چقدر حالت های اصیل خود را از دست داده اند. همین کارهایی را که اینجا مرسوم کرده اند از قبیل کوچه باز کنید سبک های غیر اصیل و ذکرهای سخیف و غیره را انجام دادند و حقیقتاً مشاهده کردم نمی شود سینه زنی های آن روز ۴۵سال قبل آن ها را کنونی شان مقایسه کرد ، چقدر در اثر دخول این امور باطله معنویت خودش را از دست داده است و این میانداران گاهی به کسانی در مقابل جمع اعتراض می کنند. چرا اوّل بر سینه زدی گاهی به حالت جسارت در می آید و یک باره این عظیم را به نوعی خودمانی و حالت تصنّعی تبدیل می کنند. کانّه عدّه ای جمع شده اند و می خواهند نستجیربالله نمایش اجرا کنند. با این جهل کاری ها حقیقت سینه زنی را خدشه دار می کنند و بقیّه ی مؤمنین نظاره گر سینه زنی را هم از حالت خوش معنوی خارج می کنند و اسم تمام این ندانم کاری ها را نظم در امور می گذارند و در طول زمان هم جوانان عزیز شیعه تصوّر می کنند نوع صحیح سینه زنی حقیقتاً این طور است و خود را بدین امور تصنّعی عادت می دهند. آن وقت است که پس از یکی دو نسل بعد سینه زنی به کل حقیقت خود را ازدست می دهد. آنها نمی دانند که انسان در اثر شدّت مصیبت خصوصاً برای اهل بیت علیه السّلام با نظم مخصوص که خود را نمی زند! اگر کسانی عزیز خود را از دست داده اند بی اختیار خود را می زنند، عُقلا به آن ها نمی گویند شما باید با هم به سر و سینه با نظم مخصوصی بزنید. عرض شد این سینه زنی مانند تباکی فرع بر هوسه و شوراست . همان طور که تباکی باید حقیقی باشد، این هم باید حقیقی باشد این هم باید حقیقی باشد و تصنّعی نباشد. باید توجه داشت هر کار و موضوعی نظم خاص خود را دارد. مثلاًدر طواف کعبه نظم این نیست که بیایند برای طائفین خط کشی کنند و همه را بگویند در خط های معیّن حرکت کنند که این طور نظم دادن نزد اشخاص مجّرب معلوم است که چقدر باعث زحمت و معایب دیگری خواهد شد. نظم طواف همان است که شرع معیّن کرده در حالی که همه درهم و برهم زن و مرد، پیرو جوان از یک سو حرکت می کنند و همه مسیر و سمت و سو  معیّن که کعبه باشد، دارند. نظم سینه زنی برای امام حسین علیه السّلام هم همین طور است. در حالی که همه درهم و برهم هوسه کنان و سینه زنان یک سمت و سو دارند. اذکار مخصوص دارند نظم آنها در همین درهم و برهمی است، چون نظم حال انسان های مصیبت زده چنین است. البته اشکالی ندارد اشخاصی که پیشکسوت هستند و مجرب تر در این امور بوده و خود ساخته تر و با تقوی تر بوده، اشخاص مبتدی را به نوعی هدایت و رهبری کنند که مجلس عزا را حزین تر کنند. اما نباید این امر و نهی ها آشکار شود و یا نعوذ و بالله به کسی بی حرمتی و هتک حرمت مؤمن بشود. اشخاص مجرّب و متدیّن که خود آگاه به مسائل حقیقی سینه زنی هستندّ می توانند به نوعی لطیف و کارشناسانه رهبری سینه زنی ها را انجام دهند که هم تمام مسائل اخلاقی در آن رعایت شود و هم اشخاص جوان و مبتدی آموزش های حقیقی و نه تصنّعی را دریافت کنند و هم مجلس سینه زنی برای اهل بیت علیهم السّلام حالت حزن و معنوی حقیقی خود را حفظ کند، خوب هر چند در این قسمت مقداری اطاله ی کلام شد، ولی مسائلی بود که ناگزیر به ذکر آن بودیم .

۱۲- در مجالس عزا و شادی حرکات بدن مدّاح و ذاکر و مستعمین در مجالس شادی و سینه زنی ها در مجالس عزا نباید از حدّ عرفی خارج شود و شبیه به حرکات بدنی اهل مجالس لهو و لعب صوفیه بشود که دیده شده عدّه ای از مداحان و سینه زنان مرتکب این حرکات خلاف این گروه باطل شده اند. مخصوصاً مانند حرکات مجالس صوفیّه و دراویش که سرها را به راست و چپ می چرخانند و بدن را حرکت می دهند و همچنین سینه زن ها باید هنگام شور گرفتن دقّت بیشتری به این موضوع بکنند. هنگام شور و هوسه در سینه زنی طبیعتاً پرش هایی از زمین در اثر شدّت سینه زنی انجام می گیرد. باید مواظب باشند و تعلیم دیده باشند که دمها و ذکرهای مخصوص را بگویند که این پرش ها به طور سنگین و سنتی همان طور که از قدیم به ما منتقل شده است، انجام بگیرد نه مانند عدّه ای جدید که در این هنگام مانند ریتم رقصیدن با تناسب خواندن ذکر و دم مخصوص از زمین پرش می کنند که در بعضی مواقع دقیقاً مجالس رقص را تداعی می کند. عزیزان جوان باید بسیار به این نکات ظریف و مهّم توجّه و دقّت کنند تا شور سینه زنی بسیار حزین و موجب بکاء دیگران و مطابق با موازن شرع باشد .

۱۳- هنگام شور و شدّت در عزاداری ها و یا احساسات برتر در جشن ها و اعیاد ذاکر و مدّاح و حتّی مستمعین باید از نعره کشیدن و فریاد زدن و سریع ادا کردن کلمات به طور خاص توسّط ذاکرین و مدّاحان هنگام مرثیه خوانی، جداً باید از این موارد پرهیز شود. چون این انواع مذکور را عدّه ای جدیداً مرسوم کرده اند و اغلب بر گرفته از ترانه ها می باشد. به طوری که این نوع مرثیه خواندن ها هیچ حالت حزنی ندارد و محزون بودن از اصول مرثیه خوانی است و نیز توجّه داشته باشیم که نعره زدن نه در عزا و نه در شادی هیچ گونه جاذبه ای ندارد. بلکه در بسیاری از مواقع باعث خارج شدن مستمع از آن حال خوبی که به دست آورده می شود و در خیلی از موارد برای مستمعین و مشاهدین مشمئز کننده می باشد و مضافاً این که این گونه نعره زدن ها بسار شبیه مجالس صوفیه خذلهم الله می باشد که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در قسمتی از حدیث مبارکشان راجع به صوفیه فرمودند “…و يحلقون للذّكر رؤوسهم، و يرفعون أصواتهم بالذّكر يظنون أنّهم على طريق إبراهيم عليه السّلام، بل هم أضلّ من الكفّار، لهم شهقة كشهقة الحمار، …” ایشان (صوفیه )حلقه های ذکر تشکیل می دهند و صداهایشان را بلند می کنند آن ها گمان می کنند بر روش من هستند بلکه آنها گمراه تر از کفّار و اهل جهنّم و آتش می باشند، برای ایشان صدای الاغ است یعنی آنها اصواتی مانند صدای الاغ دارند و خلاصه همه عزیزان توجه کافی داشته باشند و حالات و عادات صوفیّه را مطالعه کنند و مراتب آن را بدانند و بسیار مواظب بوده و بر حذر باشند نسبت بر مطالبی که قبلا ً متذکّر آن ها شدیم و این مورد و مواردی دیگر از قبیل اینکه صوفیّه غنا کرده را سماع و تقرب الی الله می دانند و موارد دیگر که مبادا نا آگاهانه اذکار و حرکات و سَکَنات و الفاظ آن ها در مجالس شیعیان نفوذ پیدا کند و طبق شواهد و قرائنی آن ها آگاهانه این امور باطله را مرموزانه در شعائر حسینی وارد می کنند تا شعائر حسینی را از محتوی خالی کنند (معنای نعره زدن این است که شخصی به حالت بکاء در نیامده است و شیونی به بکاء بلند نشده است اما می خواهد خود را مثل کسانی که صرخه می زنند در آورد و یا در مجالس شادی و غیره در حالت به وجد آمدن شخص مدّاح و یا مستمع می خواهد ابراز احساسات خود را ترفیع دهد، لذا با صدای عادی خود که جوهره دارد از ته گلو فریا می کشد و در اکثر مواقع با این نوع فریاد زدن طبیعتاً صدا دورگه می شود)

البته این موضوع نعره زدن که مذکور شد با صرخه زدن و شیون کردن اشتباه نشود که بسیار ممدوح است شیون کردن یعنی صدا را به ناله و گریه بلند کردن، صرخه صدای شیون بلند است که در اکثر مواقع در مردان به طور طبیعی هنگام صرخه، جوهره صدای خود را از دست می دهند و بسیار سوزناک و حزین است که به هنگام شدت و شور عزا در محبیّن اهل بیت علیهم السّلام ایجاد می شود و موجب بکاء و گریستن دیگران نیز می شود و در مجلس عید و جشن هم ذاکر و مدّاح هنگام شور و احساسات باید صدایش با شور و حرارت بلند گردد نه نعره زدن ، و مستمعین و مشاهدین هم هنگام شور و احساسات در مجلس شادی باید صداهایشان به صلوات بر محمّد و آل محمّد بلند شود نه دست زدن و کف زدن و سوت کشیدن که گفته شد از عادات جاهلیت و فرقه ی ضالّه ی صوفیه است .

۱۴- امّا جان مطلب و اصل کلام در مصیبت خوانی و مرثیه سرائی و اشعار در جشن ها و اعیاد این است که باید مطالب صحیح و مستند باشد و از مطالب غیر حقیقی و غیر مستند جدّاً احتراز شود چه در غالب شعر و مرثیه و چه در غالب عبارات و نثر و البته زبان حال موضوعی دیگر است آن هم باید دقت و مطالعه در آن حال مخصوص شده باشد تا زبان حال واقعی استنباط گردد نه هر کسی به سلیقه ی خود زبان حالی بسازد و هنگام خواندن زبان حال باید با صراحت و یا با قرائن بیان گردد تا معلوم گردد این مطلب زبان حال است و نه نصّ تاریخ و حدیث که موجب اشتباه برای مستمعین ومشاهدین نشود که در طول زمان عدّه ای این زبان حال ها را تصوّر کنند جزو وقایعی و یا گفتاری است که نقل شده است متأسّفانه قدیماً کمتر و جدیداً بیشتر مشاهده می شود که مرتکب این اعمال می شوند مِن باب مثال در قضیه خطبه خواندن حضرت زینب علیها السّلام هنگام که سر مقدس ابا عبدالله علیه السلام با سرهای شهداء را از مقابل آن حضرت عبور دادند بی بی مظلومه با یک سوز و گدازی اشاره به آن سر مقدس ابیاتی را قرائت فرمودند که یک بیت آن این است «یا اَخی فَطُم الصَّغیر کَلِّمها فَقَد کادَقَلبها اَن یَذوباً » یعنی برادر جان با این طفل کوچکت حرف بزن که نزدیک است دل او آب شود ملاحظه می کنید ابداً عباراتی در مقاتل نوشته نشده که برادر جان اگر «بامن حرف نمی زنی نزن » با این طفل کوچکت فاطمه حرف بزن آن قدر این قسمت اضافی را خوانده اند که همه تصوّر می کنند حضرت زینب سلام الله علیها این کلام را فرموده اند ، اگرکسی هم می خواهد به عنوان زبان حال نقل کند لااقل باید متذکّر شود که این زبان حال حضرت زینب است که اساساً تصوّر این زبان حال هم جالب به نظر نمی رسد و شرایط استنباط چنین زبان حالی برا آن حضرت تصوّر نمی شود ویا مثلاً عبارت یکی از علمای اعلام که زبان حالی را در روز عاشورا در میدان حرب برای حضرت سیّد الشّهداء علیه السّلام بیان می کند « اِن کانَ دینُ مُحَمَّدٍ َلم یَستَقم اِلا بِقَتلی فَیاسُیوف خُذینی » یعنی اگر دین جدّم جز با کشتن من پایدار نمی ماند ای شمشیرها مرا در گیرید آن قدر این زبان حال را بدون اینکه متذکّر زبان حال بشوند نقل کرده اند که اکثراً فکر می کنند این بیان و حدیث آن حضرت است تا جائی که دیده ام در مکان های مختلف بر لوحات و پوستر ها این زبان حال را به عنوان کلام و حدیث آن حضرت نوشته اند .

ب- نکات و مطالبی که باید به آن توجه ویژه نمود تا هر چه بهتر و کامل تر مجالس عزا و شادی اقامه گردد .

۱- مرثیه ها در عزاداری ها و اشعار در جشن ها ی مذهبی باید دارای معانی بالا و پرمحتوا باشند و بعضاً دارای معانی آیات و حدیث و تاریخ صحیح باشند و یا حتی الامکان قسمت هایی از حدیث و قرآن و نصوص مقتل ها و عباراتی از زیارت ناحیه مقدسه در مراثی و اشعار گنجانده شود و به مناسبت های مختلف درمجالس عزاو شادی قرائت شود .

۲- سعی شود از اشعار و مرثیه های قدیم و سنّتی که اکنون هم دارای جاذبه هستند استفاده گردد که با ترکیب قدیم و جدید به مراتب و جدید به مراتب کامل تری خواهد رسید .

۳- سبک خواندن اشعار و مرثیه ها هم باید به مناسبت جشن و عزا سنگین و مطابق با شئونات اهل بیت علیهم السّلام باشد و از سبک های قدیمی که جاذبه دارند حتماً باید استفاده شود که این موضوع در بین شیعیان عرب زبان بسار معمول است مانند خواندن اشعار مصیبت به سبک های عاشوری و بحرانی و غیره که از سبک های قدیم عربی هستند ولی برای جامعه امروز عرب زبانان هم بسیار جذّاب و مورد استفاده است و حتی سبک های جدید هم نتوانسته جایگزین آن ها بشوند .

۴- یکی از اصول لازمه در عزاداری ها این است که مرثیه ها و اشعار و سبک ها و اذکار سینه زنی همه باید حزین باشد و یا حزن هم قرائت شوند. این اصل در تمام مراتب عزاداری ها جاری و ساری است و اگر این اصل رعایت نشود نقص غرض است و عزاداری با اصول صحیح انجام نشده است که متاسفانه جدیداً بسیار مشاهده می شود ابیات و اشعاری به عنوان مرثیه می خوانند که نه گاهی مطالب محزون دارد و نه نوع خواندن محزون است .

۵- دیگر از مطالب مهم که مرحوم محدّث قمی رضوان الله علیه در ضمن ۲۰تذکر در پایان کتاب نفس المهموم متذکّر شده این است که هر مصیبتی در هر مکان و زمانی نباید خوانده شود بلکه تناسب مجلس و مکان و زمان باید رعایت گردد. مثلا  ًطبق سلیقه خوب، خواندن مطائب سنگین هنگام شهادت حضرت سیّدالشّهداء علیه السّلام مختصّ روز عاشورا است و در همان روز عاشورا نیز مکان و مجلس باید لحاظ شود. در یک مجلس که آمادگی دارد و آن مصیبت های عظیم تحویل گرفته می شود خوانده شود و اگر در مجلسی دیگر آن شرایط مهیّا نیست نباید خوانده شودّ چون باعث قساوت قلوب خواهد شد و همین طور به تناسب در زمان ها و مکان ها در طول سال باید لحاظ گردد و اصل بر آن است که چنان چه خواننده مصیبت ملاحظه کرد مجلس آمادگی دارد مستمعین  حقّ آن مصیبت ها را ادا می کنند، می تواند وارد مصیبت های سنگین تر شود و اگر مشاهده کرد آمادگی وجود ندارد نباید وارد مصیبت سنگین تر شود که بسیار این کار غلط است. متأسّفانه از بعضی ذاکرین اهل بیت که تجربه ندارند دیده می شود، شروع می کنند به مصیبت خواندن و ملاحظه می کنند که اهل مجلس اهل بکاء نیستند. در عوض اینکه آن مصیبت را رها کنند و یا خفیف تر بخوانند و مجلس را تمام کنند، داخل مصیبت قتلگاه روز عاشورا می شوند و این کار ناشیانه است و باعث قساوت قلوب می شود و شرح بیشتری لازم است که ان شاءالله باید در فرصت های دیگر ارائه گردد .

۶- شعرا و ذاکرین و مدّاح های اهل بیت علیهم السّلام و تمام کسانی که ذوق و سلیقه و استعداهای خوب و خلق دارند و کسانی که مخترع سبک های جدید می باشند باید در این برهه زمان احساس مسئولیت خاص کنند و وارد عمل شوند و سعی نمایند بهترین اشعار و مرثیه ها و دکلمه ها و سبک های خوب و جاذب بر اساس موازین شرعی که مقداری از شرح آن در قسمت الف بیان شده، ارئه دهند مثلاً مِن باب نمونه اخیراً در یکی از شبکه های ماهواره ای حسینه ای را در بصره دیدم که هنگام جشن تولّد امام حسن علیه السّلام به جای این سنّت جاهلیت دست زدن ، ابتکار بسار جالبی به کار برده بود که در دست تمام مستمعین شاخه گلی داده بودند که هنگام مدیحه خوانی تمام جمعیت حسینیه با حرکت متناسب با خواندن مدیحه دسته گل ها را به حرکت در می آوردند که به مراتب جالبتر و زیباتر و پرشورتر از دست زدن بود و همین طور می شود پرچم های کوچک مکتوب به اسامی اهل بیت علیهم السّلام را در مجالس جشن شادی دردست مستمعین باشد و به حرکت درآورند که بسار پر شور و از جمله تعظیم شعائر محسوب می شود. از این قبیل ابتکارات را حقیقتاً باید بر روی آن فکر شود و برنامه ریزی گردد و به کار برده شود تا مجالس عزا و شادی اهل بیت علیهم السّلام از جاذبه و استفاده بیشتری بر خوردار گردد و باعث نشر صحیح معارف تشیّع و شعائر الله در قالب اشعار و مراثی و مصیبت ها و غیره بشود که ان شاءالله خدمات همه ی دست اندرکاران در این رابطه مرضی حضرت بقیةالله الاعظم حجةبن العسکری ارواحنافداه و عجل الله تعالی فرجه الشریف واقع شود و مطالب مهم دیگر راجع به شعائر حسینی وجود دارد که ان شاءالله به فضل خداوند در ضمیمه های بعدی تقدیم خواهد شد .

                                        موفّق و مؤیّد باشید التماس دعا دارم .


[۱] الهدايا لشيعة أئمة الهدى (شرح أصول الكافي للمجذوب التبريزي) ؛ ج‏۱ ؛ ص۱۰۶

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.