شعائر حسینی(۲)
03 آذر 1399 - 10:15
بازدید 30
پ
پ

و امّا قسمت دوم  الفاظ مستهجن صوفیه                                   

به کاربردن الفاظ مستهجن فرقه ضالّه مضلّه ی صوفیه خذلهم الله از قبیل کلمات می و شراب و مطرب و خم مستی و میکده و غیره که این الفاظ در شرع مقدس اسلام به بدی و اجتناب از مسمّاهای آنها یاد شده، چگونه یک شیعه آگاه و متمسّک به قرآن و عترت قبول می کند این الفاظ را که قرآن و پیامبر و اهل بیت علیهم السّلام آنها را مربوط به افعال و اشیا ء حرام و شیطانی نسبت داده اند عدّه ای بیایند آن اسماء قبیحه را بر مقدّسات اسلام و معارف دین نام گذاری کنند و حتی بعضی از رجال دینی هم متابعت کرده و از این نوع الفاظ در معارف استفاده کرده اند که ابداً برای ما ملاک نخواهد بود. به جهت اینکه وجود مقدس اوّل مظلوم عالم علیه صلواة الله و صلواةالمصلّین فرمودند :« إِنَّ دِينَ‏ اللَّهِ‏ لَا يُعْرَفُ‏ بِالرِّجَالِ‏ بَلْ بِآيَةِ الْحَقِ‏ فَاعْرِفِ الْحَقَّ تَعْرِفْ أَهْلَه‏[۱]» همانا دین خدا به وسیله رجال شناخته نمی شود، بلکه به نشانه ی حق است، حق را بشناس تا اهل آن را بشناسی .

نشانه ی حق قرآن و اهل بیت علیهم السّلام هستند. ملاک ما برای گمراه نشدن همان قرآن و عترت است که پیامبر صلی الله علیه و آله در حدیث ثقلین فرموده اند. لذا دلیل بسیار کوتاه ما برای رّد عمل این آقایان در استفاده از این کلمات مستهجن دو جمله است. اول از ایشان سؤال می کنیم آیا برای شناساندن و نشر معارف دین اسلام حضرات معصومین  علیهم السّلام از این کلمات استفاده کرده اند یا نه ؟

 اگر جواب این است که آنها استفاده نکرده اند که بلا شک چنین است و بلکه در بالعکس آن استفاده کرده اند. پس چه مجوزی دارد که کسی از جانب خود ضد قرآن و پیامبر و اهل بیت علیهم السّلام این الفاظ قبیحه را که مربوط به اشیاء و اعمال ناشایست و حرام است برای معارف و مقدسات دین اسلام نام گذاری کند. سپس بگوید ما از آنها چنین و چنان معنای خوب را قصد کرده ایم. لذا این اعمال ار زلّات این آقایان است و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در حدیث مبارکشان فرمودند: از زلّات علماء تبعیت نکنید و ما در این امر تبعیت از آنان نمی کنیم و مورد قبولمان نمی باشد و حتی در به کار بردن کلمه «عشق» که لفظی است عربی و در لغت به معنای محبت زیاد و افراطی معنا گردیده است به ایشان متذّکر می شویم . اولاً این کلمه حتی یک بار در قرآن از آن استفاده نشده است و خداوند در قرآن نفرموده است ای پیامبر به ایشان بگو” قل لا اسئلکم علیه اجراً الا العشق فی القرب”  نگفته مردم من از شما مزد رسالت نمی خواهم جز عشق ورزیدن به اهل بیت من . بلکه خداوند راجع به اهل بیت علیهم السّلام از ما مودّت و دوستی خواسته نه عشق به آن ذوات مقدسه علیهم السّلام ، پیامبر ما و اهل بیت علیهم السّلام همگی عرب زبان هستند و افصح الفصحاء می باشند و اکثر اصحابشان هم عرب زبان هستند. هنگامی که آنان از این کلمه عشق و عاشقی که عربی است ابداً راجع به محبّت آنان و خداوند متعال استفاده نکرده اند، چگونه ما که باید مطیع محض آنان باشیم به خود اجازه دهیم که از این کلمات استفاده کنیم. بلکه موضوعٌ له کلمه عشق را در مواردی نکوهش نموده اند. همچنان که مفضّل می گوید از حضرت صادق علیه السّلام راجع به عشق سؤال کردم حضرت فرمودند: ” لي، الأمالي للصدوق عَنِ ابْنِ الْوَلِيدِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَتِّيلٍ عَنِ ابْنِ أَبِي الْخَطَّابِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنِ الْمُفَضَّلِ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْعِشْقِ قَالَ قُلُوبٌ خَلَتْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ‏ حُبَ‏ غَيْرِهِ‏[۲]“. قلبهایی که از یاد خداوند خالی شده است، پس خداوند دوستی غیر خودش را به آنان چشانده است” ملاحظه می کند چطور مذمّت بالاست و در قسمتی از خطبه ۱۰۸ نهج البلاغه وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه أفضل الصلوة و و السّلام می فرمایند ” وَ مَنْ عَشِقَ‏ شَيْئاً أَعْشَى بَصَرَهُ وَ أَمْرَضَ قَلْبَهُ فَهُوَ يَنْظُرُ بِعَيْنٍ غَيْرِ صَحِيحَةٍ وَ يَسْمَعُ بِأُذُنٍ غَيْرِ سَمِيعَةٍ قَدْ خَرَقَتِ الشَّهَوَاتُ عَقْلَهُ وَ أَمَاتَتِ الدُّنْيَا قَلْبَهُ وَ …”[۳] “کسی که به چیزی عشق ورزید و عاشق شد چشمش را کور ساخته و قلبش را مریض کرده است پس او به چشم غیر صحیح می نگرد و به گوش غیر شنوا می شنود، براستی که شهوات عقل او را دریده است و دنیا قلب او را میرانده است … “و مذمّت های بسار دیگر که در ادامه ی خطبه مقدسه وجود دارد ملاحظه می کنید که در عبارت عشق (شیئاً) مطلق آمده است. حضرت فرموده اند هر کس به هر چیزی که عشق ورزد و عاشق شود که خود این کلام بسیار جای تأمل است و فرصت به پرداختن آن نیست .

و در حدیثی دیگر حضرت فرمودند ” وَ الْهِجْرَانُ‏ عُقُوبَةُ الْعِشْق‏[۴]“دوری و نرسیدن عقوبت عشق ورزیدن است . و امّا عشقی که در لسان اهل بیت علیهم السّلام به خوبی از آن یاد شده است در چند روایت بسیار محدود است بدون در نظر گرفتن اسناد آن را که البته باید بررسی گردد . اول عشق میان زن و شوهر است که در بعضی از آنها فرمودند ” وَ اعْلَمْ أَنَّ النِّسَاءَ شَتَّى‏ فَمِنْهُنَ‏ الْغَنِيمَةُ وَ الْغَرَامَةُ وَ هِيَ الْمُتَحَبِّبَةُ لِزَوْجِهَا وَ الْعَاشِقَةُ لَه‏[۵]” ” یعنی آگاه باش که زنها مختلف هستند بعضی از آنها غنیمت و سود و بعضی آنها خسارت هستند اما آن زنی که غنیمت است زنی است که دوستار شوهرش می باشد و عاشق اوست …

دوم در مواردی که غیر عشق زناشوئی است و به خوبی از آن یاد شده شاید فقط سه روایت بیشتر نیست که در هر سه مورد نکته بسیار ظریف ادبی و مشترکی حتی اشتراک با عشق زناشوئی بین آنها وجود دارد و کمتر به آن توجّه شده است و آن این است که عشق در این سه روایت فقط اشاره به معنای اظهر محبت افراطی نیست بلکه علاقه بین دو شی ء است که وصال یکدیگر را فوق العاده و بسیار طالبند و به نوعی وصال جسمی یا معنوی یا روحی یا معنوی و جسمی با جسمی لحاظ است و امکان وصول هم ممکن و حقیقی است لهذاست که کلمه عشق در این روایات استعمال خاص دارد و تعمیم ندارد که در هر محبت زیاد ممدوحی بشود آن را استعمال کرد. چون وصال حقیقی وجود ندارد متأسفانه مجال ذکر آن روایات و تفصیل آنها که لازمه ی آنست در این مختصر نیست و شاید بر اساس همین دقت بتوان فهمید که چرا پیامبر صلی الله علیه و آله با این که بالاترین محبت را نسبت به ذات مقدّس پروردگار دارد، او را معشوق و یا خود را عاشق خطاب نکرده است و هیچ کس مانند رسول الله و امیرالمؤمنین صلواة الله علیهما نسبت به خداوند تعالی محبّت ندارد و مانند خداوند نسبت به آن دو بزرگوار و همچنین دو نفری در عالم مخلوقات مانند پیامر و امیرالمؤمنین علیهما صلواة یکدیگر را دوست ندارند؛ چرا یکبار هم از کلماتی چون « یامعشوقی » و یا «أنا عاشقک » و یا مانند آنها استفاده نکرده اند بلکه کلمه حبیب و محبوب و غیره بکار رفته است. البتّه با توجه به اینکه راجع به ذات خداوند متعال اسماء الله نیز توقیفی می باشند و لذا چون ما تابع رسول الله و اهل بیت گرامی آن حضرت صلواة الله علیهم اجمعین هستیم، کلمه عشق را جز در آن موارد خاص که بکار برده اند، در محبّت نسبت به خداوند و محمّد و آل محمّد علیهم السّلام استعمال نمی کنیم. مضافاً بر این که این کلمه شاه کلید فرقه ی ضالّه ی صوفیه و اهل باطل است که به کار بردن آن در شرایطی نوعی ترویج آنان خواهد بود و بحث های فراوان دیگری دارد که امکان بیان آن ها نیست .


[۱] الأمالي (للمفيد) ؛ النص ؛ ص۵ / بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏۶۵ ؛ ص۱۲۰

[۲] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏۷۰ ؛ ص۱۵۸/ أمالي الصدوق: ۳۹۶٫

[۳] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص۱۶۰

[۴] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏۷۵ ؛ ص۱۱

[۵] الفقه المنسوب إلى الإمام الرضا عليه السلام ؛ ؛ ص۲۳۴ / بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏۱۰۰ ؛ ص۲۳۴

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.