ویژگی های حضرت ابالفضل (ع)
03 آذر 1399 - 10:29
بازدید 19
پ
پ

ویژگیهای حضرت اباالفضل

۱-       بطّال بودن حضرت ابالفضل : کسی که وقتی به سپاه دشمن یورش می برد در آن موج ایجاد می کند میمنه و میسره ی سپاه دشمن را به هم می ریزد. حضرت قبل از روز عاشورا چند بار این حرکت را انجام داده بودند حتّی شب عاشورا.

۲-  اَخ المواسی بودن حضرت اباالفضل: کسی که غم و  غصِه را از صورتهای دیگران هم به ظاهر و هم به باطن برطرف می کردند. در زیارتنامه ی ایشان می خوانیم:  اَشهَدُ انَّکَ لَقَد نَصَحتَ الله و لِرَسُوله و لِاَخیکَ فَنِعمَ الاخ المواسی (لاخیه) (گواهی می دهم که تو در راه خدا و رسولش و برادرت حضرت حسین (ع) خیر خواه بودی و امّت را نصیحت و اندرز می کردی و در وفاداری کوتاهی نکردی ، نیکو برادر بودی و با حضرت حسین (ع)  در تحمّل مصائب و شدائد مواسات نمودی) ایشان اگر فرد غمگینی را می دیدند می نشستند و غم زدایی می کردند. همیشه تبسّم بر لب داشتند. تنها سری روی نیزه بودند که هر وقت به ایشان نگاه می کردند تبّسم را در صورتشان می دیدند. پناهگاه و ملجأ و آرامش بخش تمام اهل بیت و یاران امام حسین (ع) بودند. در کربلا یک پای ایشان در خیمه ها و پای دیگرشان در میان اصحاب و یاران امام(ع) بود در کربلا هیچ کس به اندازه  ی حضرت اباالفضل (ع) تشنگی را احساس نکرد و ایشان وقتی در کنار شطّ فرات دستشان را از آب پر می کنند و به نزدیک صورتشان می آورند به نفس خودشان می فرمایند:

                          یا نفس من بعد الحسین هونی                     من بعده لا کنت أن تکوینی

                                   هذا حسین شارب المنونی                          وتشربین بارد المعنی

                                هیهات ما هذا فعال دینی                           و لا فعال صادق الیقینی

ترجمه شعر: هان ای جان عباس! می دانی که پس از شهادت پیشوای آزادی حسین(ع) چقدر زندگی بر تو گران است، می دانی چقدر دردناک است که تو بخواهی پس از او در این فضای تیره و تار نفس بکشی و زندگی کنی. این حسین(ع) تشنه باشد و تو سیراب .(ایشان آب را روی آب ریختند و فرمودند «تا الله» به خدا قسم من آب نمی خورم. نه هرگز این کار و این سبک با دین و آیین من که دین وفا و همکاری شجاعانه و عادلانه است سازگار نیست. فقط امام حسین (ع) شدّت تشنگی حضرت اباالفضل را در کنار شطّ فرات احساس کردند و فهمیدند.

ایشان نه تنها غم زدا بودند بلکه با دیگران غم خواری هم کردند: موقعی که به غم کسی گوش می دادند به اندازه ی خود آن طرف غم خواری می کردند و مسئله و مشکل او را مسئله و مشکل خودشان می دانستند و تا آن جایی با او همکاری می کردند که طرف احساس می کرد که با او هم غم است و نگاهشان را از صورت آن کسی که صاحب غم بود بر نمی داشتند و با تأیید سر و خوب گوش دادن و اشک ریختن هنگام گریه طرف با او غم خواری می کردند گذشته از اینها بعد از شنیدن غم طرف ، پی گیری غم و غصّه ی او را می کردند که آیا برطرف شده یا نه، و اگر برطرف نشده برای حلّ مشکل او کمک می کردند. (ایشان در روز عاشورا همه خوبیها را یک جا جمع کردند.) من باب مثال وقتی که حضرت صدایی از خیمه ها شنیدند حرکت کردند و رفتند و دیدند صدا از خیمه حضرت امّ کلثوم (س) است. از خواهر جویای حال شدند حضرت امّ کلثوم سلام الله علیها به ایشان فرمودند:شما با برادرانتان آمدید. خواهرم زینب(س) با دو فرزندش آمده و هرکس یک کسی را برای یاری امام (ع) آورده ولی من کسی را ندارم. حضرت بازویشان را دراز کردند و فرمودند: خواهرم دست من را بگیر و ببر پیش مولایمان حسین (ع) و بگو این هم هدیه ی من است.

۳- آبروداری حضرت ابالفضل: ایشان تا جایی که می توانستند حفظ آبرو می کردند و پاسداری از عزت و حیثیت دیگران مخصوصاً امام حسین(ع) می کردند. در کربلا وقتی از اسب بر زمین افتادند و امام حسین(ع) بر بالین ایشان آمدند ، فرمودند: حسین جان من را به خیمه ها نبر، نمی خواهم دشمن به تو بخندد و ببیند سردارت از پا افتاده و دیگر یاوری ندارد و به تو هلهله کنند. در کربلا هر کسی می خواست خدمت امام (ع) برسد باید از حضرت اباالفضل عبور می کرد و از ایشان اجازه می گرفت. حتّی حرّ بن یزید ریاحی وقتی توبه کرد و خواست خدمت امام برسد با حضرت اباالفضل خدمت امام حسین (ع) آمد.

حضرت ابالفضل همیشه پشت سر امام هستند حتّی در ولادتشان ولی در کربلا همیشه مقابل امام حسین(ع) می ایستادند تا از در برابر تیر های دشمن ایشان محافظت کنند. اما وقتی شمر ( لعنةالله علیه) برای حضرت ابالفضل و برادرانشان امان نامه آورد حضرت پشت سر ابا عبدالله (ع) رفتند تا چشمشمان به چشم امام زمانشان نیافتند و شرمساری حضرت را نبینند. ( چون دشمن می خواست همان سیاستی که فرماندهان امام حسن(ع) را خریدند و به پهلوی حضرت خنجر زدند حتّی زیر اندازشان را از زیرشان کشیدند و به غنیمت بردند از این سیاست برای امام حسین(ع) هم استفاده کند. امّا حضرت اباالفضل آنها را در این کار ناکام گذاشتند و با زیرکیشان فهمیدند که پشت هر سخنی چه چیزی پنهان است)

 غیرت حضرت ابالفضل مثال زدنی است ایشان در کربلا درس زندگی دادند. به احتمال بسیار زیاد دست راست حضرت از بالا ولی دست چپ ایشان از حدود مچ قطع شده است. وقتی دستان ایشان قطع می شود و دیگر دستی برای دفاع از دین و امام زمانشان ندارند این رجز را می خواندند.

                                     وَالله اِن قَطَعتُم یَمینی                           اِنّی اُحامی اَبَداً عَن دینی

                                     وَعن امام صادقِ الیقینی                        نجل النّبی الطاهر الامینی

ترجمه: به خدا سوگند اگر چه دست راست مرا از پیکرم جدا سازید باز هم برای همیشه و تا آخرین نفس از دین و آیین خویش دفاع خواهم کرد و نیز از پیشوای راستین خویش حسین (ع) برای همیشه دفاع خواهم نمود . چرا که او در ایمان و راه رسم خویش به راه درست است و فرزند سرافراز پیامبر پاک و پاکیزه و امین و امانت پیشه است.

کلمه «ابداً» که در  رجز حضرت آمده یعنی دست ابالفضل همیشه زنده و باقی است و هر کسی دستی بر می دارد تا از حقّی دفاع کند آن دست دست ابالفضل است. مطمئن باشید اگر خواستید به نفع دین کاری انجام دهید. دست اباالفضل کمک دست شماست. ایشان در کربلا با عمامه  ی پیغمبر(ص) به نیابت پیامبر و با شمشیر امیر المؤمنین به نیابت امیر المؤمنین (ع) و با اسب امام حسین(ع) به نیابت امام حسن (ع) (چون وقتی در مدائن اسب امام حسن(ع) را به غنیمت گرفتند. حضرت ابالفضل در کربلا اسب را در میان سپاه دشمن دیدند. حمله کردند و به سپاه دشمن و آن ظالم را کشتند و اسب برادرشان را سوار شدند) و با زره امام حسین (ع) جنگیدند.

لسان ایشان لسان حیدری است وزبان ایشان زبان علوی است. ایشان معلّم دین بودند و در طول زندگیشان مخصوصاً از مدینه تا کربلا خطبه های فراوانی خواندند. و شعار ایشان در آخرین لحظه زندگیشان در کربلا این بودکه: اولاً تا آخر راه باشید ثانیاً چشمتان را از امام زمانتان برندارید.

پدر ایشان امیر المؤمنین مولای متّقیان است که همه می شناسند و مادرشان فاطمه دختر حزام بن خالد بن دارم از قبیله ی بنی کلاب بود. بعد از شهادت حضرت زهرا (س) امیر المؤمنین(ع) برادرشان عقیل را که نسّاب عرب بود و همه را می شناخت صدا کردند و به ایشان فرمودند: می خواهم از قبیله ای که شجاع و پهلوان باشند برای من یک همسری انتخاب کنی. و عقیل قبیله ی بنی کلاب را انتخاب می کند. و وقتی به خواستگاری می رود پدر حضرت امّ البنین بسیار خوشحال می شوند و می گویند مولایمان به ما افتخار دادند و به ما منّت گذاشته اند. قضیه ی خواستگاری را به دخترشان می گویند دخترشان سکوت می کنند و خوشحال می شوند وسکوت هم علامت رضایت است. و همان جا خطبه عقد را می خوانند . وقتی به خانه امیرالمؤمنین (ع)می آیند به بچّه های حضرت زهرا (س) می گویند: من کنیز شما هستم و به امیر المؤمنین عرضه می دارند: من را فاطمه صدا نزنید چون هر وقت مرا صدا می زنید بچه های حضرت زهرا (س) رنگشان دگرگون می شود. امیرالمؤمنین به ایشان می فرمایند: من شما را امّ البنین می خوانم ایشان می گویند من فرزندی ندارم؟ می فرمایند به زودی صاحب پسرانی خواهی شد. مدّت زمانی گذشت تا حضرت اباالفضل را به دنیا آمدند. نوزاد را پیش امیرالمؤمنین (ع) بردند حضرت بغل کرد و به دستان و بازوهای حضرت نگاه می کردند و بوسه می زدند و گریه می کردند. امّ البنین تا این حالت امام (ع) را دیدند،گفتند آقای من، آیا فرزندم عیبی دارد؟ فرمودند: نه. و چیزی دیگر نگفتند. (چون امیرالمؤمنین(ع) وقایع آینده را می دانست.)

                         آن که را اسرار حق آموختند                                 مهر کردند و دهانش دوختند.

حضرت اباالفضل در کربلا ۳۴ یا ۳۵ سال داشتند و دختر عبد الله بن عباس را به نام «لبابه» را به همسری گرفته بودند و دارای دو فرزند پسر به نام های فضل و عبیدالله بودند.

القاب حضرت عبّاس (س)

۱-                   اباالفضل: که کنیه ی ایشان است یعنی پدر فضل، به خاطر فرزندشان فضل است.

۲-                   ابو قِربَه: پدر مشک. به جهت این که وی برای برادرش امام حسین (ع) آب حمل می کردند. لذا به آن جناب سقّا هم گفته می شد.

۳-                    عبّاس: عبوس: چهره ی در هم کشیده چون ایشان با دشمنان به حالت چهره ی در هم کشیده و با شدّت برخورد می کردند، این لقب را به او داده بودند. ولی با دوستان بسیار بسیار مهربان بودند.

۴-                  کاشِف الکَرب: بر طرف کننده ی گرفتاریها و غم و اندوه. که در این ذکر می خوانیم: یا کاشفَ الکَرب عَن وَجهِ الحُسین اِکشِف کَربی بِحَقِ اَخیکَ الحُسین(ع): ای بر طرف کننده گرفتاری و غم و اندوه از صورت حسین(ع) بر طرف کن گرفتاری و غم و اندوه مرا به حقّ برادرت حسین (ع) (اگر ۱۳۳ مرتبه هر صاحب غمی این ذکر را بگوید ان شاء لله خداوند حاجتشان را برآورده می کند.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.