پ
پ

بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏۳۶ ؛ ص۲۹۶

– يل، الفضائل لابن شاذان فض، كتاب الروضة بِالْإِسْنَادِ يَرْفَعُهُ‏ إِلَى‏ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ: قَالَ لِي أَخِي رَسُولُ اللَّهِ ص مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ مُقْبِلٌ عَلَيْهِ غَيْرُ مُعْرِضٍ عَنْهُ فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ هُوَ عَنْهُ رَاضٍ فَلْيَتَوَلَّ ابْنَكَ الْحَسَنَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ لَا خَوْفٌ عَلَيْهِ فَلْيَتَوَلَّ ابْنَكَ الْحُسَيْنَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ قَدْ مُحِّصَ عَنْهُ ذُنُوبُهُ- فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ السَّجَّادَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى قَرِيرَ الْعَيْنِ فَلْيَتَوَلَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ الْبَاقِرَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى وَ كِتَابُهُ بِيَمِينِهِ فَلْيَتَوَلَّ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ تَعَالَى طَاهِراً مُطَهَّراً فَلْيَتَوَلَّ مُوسَى الْكَاظِمَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ ضَاحِكاً مُسْتَبْشِراً فَلْيَتَوَلَّ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ قَدْ رُفِعَتْ دَرَجَاتُهُ وَ بُدِّلَتْ سَيِّئَاتُهُ حَسَنَاتٍ فَلْيَتَوَلَّ مُحَمَّدَ [مُحَمَّداً] الْجَوَادَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ يُحَاسِبَهُ حِسَاباً يَسِيراً فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً الْهَادِيَ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ هُوَ مِنَ الْفَائِزِينَ فَلْيَتَوَلَّ الْحَسَنَ الْعَسْكَرِيَّ وَ مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَلْقَى اللَّهَ وَ قَدْ كَمُلَ إِيمَانُهُ وَ حَسُنَ إِسْلَامُهُ فَلْيَتَوَلَّ الْحُجَّةَ صَاحِبَ الزَّمَانِ الْمُنْتَظَرَ فَهَؤُلَاءِ مَصَابِيحُ الدُّجَى وَ أَئِمَّةُ الْهُدَى وَ أَعْلَامُ التُّقَى مَنْ أَحَبَّهُمْ وَ تَوَلَّاهُمْ كُنْتُ ضَامِناً لَهُ عَلَى اللَّهِ تَعَالَى بِالْجَنَّةِ.

كتاب صفوة الاخبار از ابراهيم بن محمّد نوفلى از پدرش كه خادم حضرت رضا عليه السّلام بود نقل مي كند كه حضرت موسى بن جعفر از آباء گرام خود از اميرالمؤمنين على بن ابى طالب صلوات اللَّه عليه نقل كرد كه فرمود: برادر و دوستم پيامبر اكرم فرمود: هر كس مايل است خدا را ملاقات نمايد در حالى كه به او توجه داشته باشد و از او روى نگرداند بايد تو  را دوست داشته باشد يا على و هر كه دوست دارد خدا را ملاقات كند در حالى كه از او راضى باشد بايد دوست‏ بدارد فرزندت حسن را هر كه مي خواهد خدا را ملاقات نمايد در حالى كه ترسى نداشته باشد بايد دوست داشته باشد فرزندت حسين را و هر كه بخواهد خدا را ملاقات نمايد در حالى كه گناهانش از بين رفته باشد بايد على بن الحسين را دوست بدارد زيرا او از كسانى است كه خداوند در باره ی آنها فرموده‏ سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ. (فتح ۲۹) و هر كه دوست دارد خدا را ملاقات كند با چشم روشن، بايد دوست داشته باشد محمّد بن علي حضرت باقر عليه السّلام را و هر كه مايل است خدا را ملاقات نمايد در حالى كه نامه عملش را به دست راستش بدهند، دوست‏ بدارد جعفر بن‏ محمّد عليه السّلام را و هر كه دوست دارد خدا را ملاقات نمايد پاك و پاكيزه، بايد دوست بدارد موسى بن جعفر عليه السّلام را و هر كه مايل است خدا را شاد و خندان، دوست بدارد على بن موسى الرضا عليه السّلام را و هر كه دوست دارد خدا را ملاقات كند با درجات بلند و گناهانش تبديل به حسنه شده باشد، بايد دوست بدارد محمّد بن علي حضرت جواد عليه السّلام را. و هر كه مايل است خدا را ملاقات نمايد و از او به سادگى حساب بكشند و داخل بهشت عدنى شود كه عرض آن به اندازه  ی آسمانها و زمين است كه آماده ی پذيرائى براى پرهيزگاران است بايد دوست بدارد على بن محمّد حضرت هادى عليه السّلام را. و هر كه مي خواهد خدا را ملاقات كند در حالى كه از رستگاران باشد، بايد دوست بدارد حسن بن على حضرت عسكرى را و هر كه مايل است خدا را ملاقات كند با ايمان كامل و اسلام نيكو، بايد دوست بدارد حجة بن حسن امام منتظر صلوات اللَّه عليه را. اينهايند پيشوايان هدايت و راهنماى تقوى. هر كه آنها را دوست بدارد من بهشت را ضامن مي شوم براى او از جانب خدا.

حضرت ابا الفضل فرزند امیر المؤمنین (ع) و مادری از قبیله ی بنی کلب که شهره به شجاعت بود .القابی داشت : اباالفضل؛ به خاطر فرزندش فضل، ابو قَربه (پدر مشک) به جهت حمل آب برای برادرش امام حسین (ع) . عباس؛ چون چهره ای در هم کشیده داشت البته برای دشمنان. کاشف الکرب؛ بر طرف کننده گرفتاری ها و غم . در زیارت نامه اش می خوانیم :اَشهَدُلَقَد نَصَحتَ الله ولِرَسُوله و لِاَخیکَ فَنِعمَ الاخ المواسی (لاخیه) گواهی می دهم تو در راه خدا و رسولش و برادرت حسین خیر خواه بودی و اندرزگوی امّتش بودی و در تحمّل مصا ئب و شدائد با حضرتش مواسات نمودی . همه او را به پاسداری، وفاداری، رشادت و شجاعتش در کربلا می شناسند امّا او فقط این نبود. درست است که در کربلا یک پایش در خیمه ها میان اهل بیت بود و پای دیگرش در میان اصحاب و یاران برای دفاع از امام. درست است که با وجود عطش فراوان در کنار شط فرات آب را شرمنده خود کرد و فرمود :  

                        یانفس من بعد الحسین هونی                       من بعده لا کنت ان تکونی

                        هذا حسین شارب المنونی                             و تشربین بارد المعینی

                        هیهات ما هذا فعا ل دینی                                و لا فعال صادق الیقینی

ترجمه 🙁 ای نفس عباس، چه گران خواهد بود برای تو زندگی پس از مولایت حسین (ع) . و چه دردناک باشد زندگی درفضای تیره ای که حسین نباشد . حسین تو عطش آب دارد و تو قصدخوردن آب ؟ هیهات که این رسم دین و آیینم نیست . )

درست است که خط امانی از ملعون ترین آدمیان برایش آمد و او شرم در چهره اش نقش بست ، سر به زیر انداخت تا نگاهش در چشم مولایش گره نخورد و با افتخار سیاست ننگینی را که فرماندهان امام حسن (ع) از پای انداخت در هم شکست . آب را بهانه کرد تا خود را از تعلق دست راست دست چپ، چشم و… رها کند . رجزی خواند که نشانه ی کمال امام شناسی اش بود :

                       و َالله اِن قَطَعتُم یَمینی                             اِنّی اُحامی اَبَداً عن دینی

                       وَ عَن امام صادق الیقینی                         نَجلِ النبی الطاهر الامینی

ترجمه : ( به خدا سوگند اگر دو دستم را بگیرید باز هم تا ابد دست از حمایت مظهر دینم بر نخواهم داشت امامی که به یقین درست است . فرزند پاک رسول الله است )

غیرتش مثال زدنی بود . حتی در زمان شهادتش هم فقط به فکر سر افرازی امامش بود و به حضرتش عرض کرد مرا به خیمه نبر زیرا ریشخند و هلهله دشمن از این که سردارت از پا افتاده و دیگر یاوری نداری برایم گران است .

امّا شخصیت حضرت عباس (ع) را نباید فقط در کربلا خلاصه کرد . ایشان لسانی حیدری، زبانی علوی داشت معارفی صحیح را از سر چشمه در یافت کرده بود و خود معلّم دین بود. در طول زندگیشان مخصوصاً از مدینه تا کربلا خطبه های فراوانی خواندند، که نشان از اعتقادات درست ایشان بود . عقیده ای که از عباس ، سردار و علمدار سپاه امام حسین (ع) ساخت همین اشرف نفس بود . توحید ، عدل ، معاد ،نبوّت و امامتی که او را شایسته ی چنین فرمایشی از امام زین العابدین (ع) کرد .

َ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع‏ رَحِمَ اللَّهُ الْعَبَّاسَ يَعْنِي ابْنَ عَلِيٍّ فَلَقَدْ آثَرَ وَ أَبْلَى وَ فَدَى أَخَاهُ بِنَفْسِهِ حَتَّى قُطِعَتْ يَدَاهُ فَأَبْدَلَهُ اللَّهُ بِهِمَا جَنَاحَيْنِ يَطِيرُ بِهِمَا مَعَ‏ الْمَلَائِكَةِ فِي الْجَنَّةِ كَمَا جَعَلَ لِجَعْفَرِ بْنِ أَبِي طَالِبٍ وَ إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَمَنْزِلَةً يَغْبِطُهُ بِهَا جَمِيعُ الشُّهَدَاءِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ.  الخصال ؛ ج‏۱ ؛ ص۶۸  امام سجاد (ع) فرمود: خداوند عمويم عباس بن على (ع) را رحمت كند، همانا (برادرش حسين را) بر خود مقدم داشت و امتحان داد و جان خود را فداى برادرش كرد، تا اين كه دستانش جدا شدند و خداوند به جاى آنها به او دو بال داد كه در بهشت با فرشتگان پرواز كند، همان گونه كه به جعفر بن ابى طالب داد، همانا براى عباس نزد خداوند مقامى است كه در روز قيامت همه شهيدان آن را آرزو خواهند كرد.

ذکر:“یا کاشف الکَرب عَن وَجه الحسین اِکشف کَربی بِحَقِّ اَخیکَ الحُسین (ع) ” ای بر طرف کننده ی غم و اندوه از صورت حسین گرفتاری من را برطرف کن به حقّ برادرت حسین . (۱۳۳ مرتبه برای رفع گرفتاری و متوسّل شدن به حضرت ابو الفضل )

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.