پ
پ

مطلبی راجع به بداء و امامت امام حسن عسکری علیه السّلام

از ابى هاشم جعفرى روايت كرده كه گفت: پس از آن كه محمّد بن علىٍ التقی الجواد (ع) از دنيا رفت من در خدمت حضرت هادى عليه السّلام بودم و پيش خود فكر مي كردم كه به آن حضرت بگويم: گويا داستان أبو جعفر(محمّد) و ابو محمّد (امام عسكرى) عليه السّلام در اين زمان مانند داستان اسماعيل و موسى عليه السّلام فرزندان حضرت صادق عليه السّلام است، و اين دو (در جريان امامت) مانند آن دو هستند (كه تا اسماعيل زنده بود برخى گمان مي كردند او پس از امام صادق عليه السّلام امام خواهد بود، و با مردن او امامت در باره حضرت موسى تعيين شد).

پس ديدم امام هادى عليه السّلام پيش از آنكه من چيزى به زبان آورم رو به من كرده فرمود: آرى اى ابا هاشم خدا را درباره أبى محمّد پس از أبى جعفر بداء حاصل شد نسبت به چيزى كه براى او روشن نبود (يعنى در باره امامت او) چنانچه در باره موسى پس از رفتن اسماعيل بدائى حاصل شد كه پرده از كار او برداشت، و اين جريان همان طور است كه در دل تو گذشت و گر چه اهل باطل بدشان آيد، ابو محمّد (امام حسن عسگرى) عليه السّلام فرزند من جانشين پس از من است و پيش او است هر علمى كه بدان نيازمند باشى و اسباب و ابزار كار امامت با او است.

(مترجم گويد: ظاهر اين حديث منافات با احاديث بسيارى دارد كه اسامى دوازده امام پيش از به دنيا آمدنشان ذكر شده و پيغمبر اكرم (ص) يك يك آنان را به نام و خصوصيات ذكر فرموده مانند حديث لوح و امثال اينها كه مرحوم سيد هاشم بحرانى (ره) كتابى جداگانه به نام «الانصاف في النص على الائمة الاثنى عشر من الاشراف» در اين باره تأليف كرده و اين حقير آن را به فارسى ترجمه كرده و اخيرا به طبع رسيد، و در آن كتاب متجاوز از سيصد و چهل حديث از شيعه و سنى نقل كرده كه نام دوازده امام در بسيارى از آنها ذكر شده، و اين حديث و يكى دو حديث ديگر نظير آن در ظاهر منافات با آن احاديث بسيار دارد، و براى رفع اختلاف و منافاتى كه ميان آنها به چشم ميخورد مجلسى (ره) و برخى ديگر توجيهاتى ذكر كرده‏ اند كه برگشت همه آنها با مختصر اضافه از مترجم به اين است كه مقصود از بداء در امثال اين حديث براى خداوند اين است كه مردم گمان نمي كردند با بودن اسماعيل و ابو جعفر محمّد بن على امامت پس از امام صادق و امام هادى عليهما السّلام به فرزندانشان حضرت موسى و حضرت عسكرى عليهما السّلام برسد، و اين يا به خاطر بزرگتر بودن ايشان يا ساير فضيلتهائى بوده كه در ايشان وجود داشته و با مردن ايشان پرده از روى كار برداشته شد و آنچه حقيقت امر بود بر مردم ظاهر گشت، و اين معنائى است كه از جمله «ما لم يكن يعرف له» و جمله «ما كشف به عن حاله» ظاهر گردد، و معنى بداء آن نيست كه قلم در اين باره تغيير كرد، و اللَّه العالم).

الإرشاد للمفيد / ترجمه رسولى محلاتى، ج‏۲، ص: ۳۰۵

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.