پ
پ

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

عدل( درس چهارم)

در دروس گذشته اجمالاً یافتید که در افعال نفسی تان کمال آزادی را دارید. در آن بحث ما شما را به یک امر وِجدانی تذکّر دادیم: از شما خواستیم که حرف ابجدی را تصوّر کنید شما با تصوّر آن حرف، یافتید که در این تصوّر زمام امر به دست خودتان است و در کمال آزادی آن را در مقام اشرف نفس ایجاد کردید. در این درس به سراغ کتاب و سنّت می رویم. و نتیجتاً بر ما روشن خواهد شد که قرآن و روایات، تمام بر طبق وجدان و فطرت بشر است. در شروع ناچار از ذکر یک مقدمه هستیم:
اتّفاق تمام ملّت های دنیا این است و جزء مستقلّات عقلیّه است که تکلیف کردن به غیرِ مقدور قبیح است. تکلیف کردن که « پاشو پرواز کن» تکلیف به غیر مقدور است و لغو می باشد، زیرا انسان نمی تواند بپّرد و پرواز کند. اگر کسی را از بالای بام انداخته اند و در حال سقوط است، اگر من به او بگویم «نَیُفت» مورد اعتراض واقع خواهد شد که مگر دیوانه شده اید، این فرد از خودش قدرت بلکه اراده ای ندارد تا نیفتد، پس تکلیف به غیر مقدور است و مدح و قدح، امر و نهی به چنین اموری معنا ندارد.

حالا ما در کتاب و سنّت می بینیم که بر کلّیه ی اعمال نفسی ما امر و نهی دارد، ذمّ و مدح دارد و این دلیل بر این است که افعال نفسی ما اختیاری باشد چون اگر غیر اختیاری باشد، امر و نهی و مدح و قدح (ذم) نسبت به آن غلط است،
قرآن بر خودِ اراده، امر و نهی کرده، قدح و مدح نموده است. « تِلْكَ الدَّارُ‌ الْآخِرَ‌ةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِ‌يدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْ‌ضِ وَلَا فَسَادًا » (قصص/۸۳) { (آری)این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرار می دهیم که اراده ی برتریدر زمین و فساد را ندارند }  در آین آیه عُلُو (قدح شده نه خود علو) خود علو که استکبار است. قرآن می فرماید بهشت را برای کسی قرار داده ام که اراده ی علو نکند، خداوند این کار (اراده ی علو) را قبیح می داند. پس این نشان می دهد که اراده امری اختیاری است.

آیه ی دیگر می فرماید: « إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّـهِ لَا نُرِ‌يدُ مِنكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورً‌ا » (انسان/۹) { (و می گویند:) ما شما را بخاطر خدااطعام می کنیم،و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم} صحبت از این است که اراده ی پاداش نمی کنیم، جزاء نمی خواهیم. صحبت از اراده و اختیاری بودن است.
آیه ی دیگر: « وَمَا آتَيْتُم مِّن رِّ‌بًا لِّيَرْ‌بُوَا فِي أَمْوَالِ النَّاسِ فَلَا يَرْ‌بُوا عِندَ اللَّـهِ وَمَا آتَيْتُم مِّن زَكَواةٍ تُرِ‌يدُونَ وَجْهَ اللَّـهِ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْمُضْعِفُونَ » (روم/ ۳۹) { آن چه به عنوان ربا می پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت ، و آن چه را به عنوان زکات می پردازید و تنها رضای خدا رامی طلبید (مایه ی برکت است، و ) کسانی که چنین می کنند دارای پاداش مضاعفند }

« وَاللَّـهُ يُرِ‌يدُ أَن يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِ‌يدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَن تَمِيلُوا مَيْلًا عَظِيمًا » (نساء/۲۷) { خدا می خواهد شما را ببخشد (و از آلودگی پاک نماید) ، امّا آن ها که پیرو شهواتند، می خواهند شما به کلّی منحرف شوید}

« بَلْ يُرِ‌يدُ الْإِنسَانُ لِيَفْجُرَ‌ أَمَامَهُ » (قیامت/۵) { بلکه او می خواهد آزاد باشدو در تمام عمر گناه کند } 

« وَاصْبِرْ‌ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَ‌بَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِ‌يدُونَ وَجْهَهُ » (کهف/۲۸) {با کسانی باش که پروردگار خود را صبح وعصر می خوانند، و تنها رضای او را می طلبند }

« تُرِ‌يدُونَ عَرَ‌ضَ الدُّنْيَا وَاللَّـهُ يُرِ‌يدُ الْآخِرَ‌ةَ » (انفال/۶۷) { شما متاع دنیا را می خواهید، ولی خداوند، سرای دیگر را (برای شما) می خواهد

« فَأَعْرِ‌ضْ عَن مَّن تَوَلَّىٰ عَن ذِكْرِ‌نَا وَلَمْ يُرِ‌دْ إِلَّا الْحَيَاةَ الدُّنْيَا » (نجم/۲۹) { حال که چنین است از کسی که از یاد ما روی می گرداند و جز زندگی مادّی دنیا را نمی طلبد، اعراض کن }

« وَمَن يُرِ‌دْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُّذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ » (حج/۲۵) { و هر کس بخواهد در این سرزمین از راه حق منحرف گردد و دست به ستم زند، ما از عذابی دردناک به او می چشانیم }

 آیات در مورد اراده که متعلّق قدح و مدح شده است، بیشتر از آن است که در این جا ذکر کردیم و لذا به همین مقدار کفایت می کنیم، طالبین خود به قرآن مراجعه کنند.
از موارد دیگر که فعل اشرف نفس است، عِلم می باشد. (یک مطلب علمی اگر طوری باشد که احتمال خلافش قطعاً محال باشد، اسمش را «یقین» می گذارند. اگر احتمال خلافش مرجوع باشد، اسمش را «ظنّ» می گذارند و اگر احتمال خلافش مساوی با احتمال صحّتش شد، آن را «شکّ» می گویند. پس شکّ و ظنّ و یقین هر سه از مراتب علم هستند و علم از مبادی افعال اختیاری است. حالا در قرآن بر ظنّ که یکی از مراتب علم است، در موارد زیادی مدح و قدح و ذم را امر و نهی شده است که برخی از آنها را ذکر می کنیم:

« إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ » (حجرات/۱۲) { قطعا بعضی از گمان ها گناه است }

« يَظُنُّونَ بِاللَّـهِ غَيْرَ‌ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ »(آل عمران/۱۵۴) { آن ها  گمان نادرستی همچون گمان های دوران جاهلیت درباره ی خدا داشتند } 

« ذَٰلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُ‌وا فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ كَفَرُ‌وا مِنَ النَّارِ‌ » (ص/۲۷) { این گمان کافران است ،وای بر کافران از آتش (دوزخ) }

 « الظَّانِّينَ بِاللَّـهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَ‌ةُ السَّوْءِ » (فتح/۶) { کسانی که به خدا گمان بد می برند مجازات می شوند }
توجه می کنید که در همه ی این ها بر «گمان» که از حالات نفسی است، مدح و ذم شده است.
عین همین مطلب در مورد شکّ مطرح است « أَفِي اللَّـهِ شَكٌّ فَاطِرِ‌ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ » (ابراهیم/۱۰) { آیا در خدا شکّ است؟ خدائی آسمان ها و زمین را آفریده }
« بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمُونَ » (نمل/۶۶) { بلکه در اصل آن شک دارند،بلکه نسبت به آن نابینایند }

یکی دیگر از افعال اشرف نفس «محبّت» است و در مرتبه ی اراده می باشد. چون محبّت خواستن است و در قرآن آیات فراوانی نسبت به آن توبیخ و تشویق داریم. برای نمونه چند آیه را ذکر می کنیم:

« كَلَّا بَلْ تُحِبُّونَ الْعَاجِلَةَ وَتَذَرُ‌ونَ الْآخِرَ‌ةَ »(قیامت/۲۰ و ۲۱) {چنین نیست (که شما می پندارید) بلکه شما دنیای زودگذر را دوست دارید و آخرت را رها می کنید }

« وَتُحِبُّونَ الْمَالَ حُبًّا جَمًّا » (فجر/۲۰) { و مال و ثروت بسیار دوست دارید }

 « فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّـهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَهُ » (مائده/۵۴) { خداوند جمعیّتی را می آورد که آن ها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند } 
محبّت به دنیا مذموم است نه دنبال آن رفتن. حبّ خدا ممدوح است. محبّت شدید به مال قدح شده است. اگر حبّ اختیاری نیست، دیگر مدح و قدحش چه معنا دارد؟

« إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَ‌ةِ  » (نور/۱۹) { کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد،عذاب دردناکی برای آنان در دنیا و آخرت است }

« وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّـهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّـهِ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّـهِ » (بقره/۱۶۵) { بعضی از مردم ،معبودهایی غیر از خداوند برای خود انتخاب می کنند، و آن ها را همچون خدا دوست می دارند. محبتشان  به خدا (از مشرکان نسبت به معبود هاشان) شدید تر است }

«  زُیِّنَ لِلناسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النُّساءِ وَالبَنینَ  وَالْقَنَاطِيرِ‌ الْمُقَنطَرَ‌ةِ… »(آل عمران/۱۴) { محبّت امور مادّی،از زنان و فرزندان اموال هنگفت … در نطر مردم جلوه داده شده است } 

علاوه بر این امر شده که بغض اعداء الله را داشته باشیم و دشمن خدا را دشمن بداریم « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِم بِالْمَوَدَّةِ » (ممتحنه/۱) { ای کسانی که ایمان آورده اید دشمن من و دشمن خودتان رادوست نگیرید، شما نشبت به آنان اظهار محبّت می کنید }
 اصلاً دوست داشتن دشمن خدا مذموم است نه این که همراهی کردن مطرح باشد. ما در باب امر به معروف و نهی از منکر، درجات داریم که آخرین درجه اش این است که من نمی توانم شخص را نه عملاً و نه قولاً نهی کنم، باید در قلب خود با عمل او مخالف باشم، یعنی انکار به قلب کنم که یکی از شئون نهی از منکر و واجب است. لذا اگر محبّت و عداوت قلبی، اموری غیر اختیاری باشد، بر امر غیر اختیاری امر و نهی کردن قدح و مدح کردن غلط است.

یکی دیگر از افعال اشرف نفس «رضا» و «خشنودی» است قرآن می فرماید:

« رَّ‌ضِيَ اللَّـهُ عَنْهُمْ وَرَ‌ضُوا عَنْهُ ذَٰلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ » (مائده/۱۱۹) { هم خداوند از آن ها خشنود است ، و آن ها خدا خشنودند، این رستگاری بزرگ است

« إِنَّكُمْ رَ‌ضِيتُم بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّ‌ةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخَالِفِينَ » (توبه/۸۳) { شما نخستین بار به کناره گیری راضی شدید، اکنون نیز با متخلّفان بمانید }

« إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْ‌جُونَ لِقَاءَنَا وَرَ‌ضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ أُولَـٰئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ‌ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ » (یونس/۷و۸) { آن ها که ایمان به ملاقات ما ندارند، و به زندگی دنیا خشنود شدند و بر آن تکّیه کردند، و آن هااز آیات ما غافلند، (همه ی) آن ها جایگاهشان آتش است، بخاطر کارهایی که انجام می دادند }

« أَرَ‌ضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا مِنَ الْآخِرَ‌ةِ » (توبه/۳۸) { آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید؟ }

« رَ‌ضُوا بِأَن يَكُونُوا مَعَ الْخَوَالِفِ وَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُم لا یَفقَهونَ »(توبه ۸۷) { (آری) آن ها راضی شدندکه با بازماندگان باشند، و بر دل هایشان مهر نهاده شده، از این رو (چیزی) نمی فهمند }

 « وَلَا تَرْ‌كَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ‌ » (هود/۱۱۳) { و بر ظالمان تکّیه ننمایید،که موجب می شود آتش شما را فرا گیرد }
 “رکون” به معنی قلبی است، کسی که میل قلبی به ظالم پیدا می کند، عذاب به او تعلّق می گیرد. میل قلبی جزء مبادی اختیاری می باشد.

« يُرِ‌يدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ‌ اللَّـهِ بِأَفْوَاهِهِمْ »  (صف/۸) { آنان می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند }

« …يوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّـهَ وَرَ‌سُولَهُ » (مجادله/۲۲) { هیچ قومی که ایمان به خدا و روز رستاخیز دارند نمی یابی  که با دشمنان خدا و رسولش دوستی کنند }
 کسی که دشمن خدا را دوست بدارد، مورد قدح و زجر و و توبیخ واقع می شود. اراده ی اطفاء نور الهی قدح، شده است.

« قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ » (اسراء/ ۸۴) { بگو هر کس طبق نیّت خود عمل می کند }
 در روایت داریم که «عَلی شاکِلتهِ» اَی (علی نیّته) (رجوع شود به ذیل همین آیه در تفسیر نور الثقلین،ج۳، ص۲۱۴ ارقام ۴۱۷،۴۲۱) پس عمل رنگ نیّتش را می گیرد و اگر نیّت خیر بود، عمل خیر است و اگر نیّت شرّ بود، عمل شرّ است، در حالیکه نیّت امری قلبی است. در روایات داریم (اِنّمَا الاَعمالُ بِالنّیات) بحار الانوار ج۷۰،ص۲۱۰،۲۱۲،ارقام ۳۲و ۳۸ و امالی طوسی ج۲، ص۲۳۱ و یا (نیَّتُ المُؤمنِ خَیرٌ مِن عَمَلِه) بحار الانوار ج۷۰، ص۲۰۸، رقم ۲۶ به نقل از الحاسن،ص۲۶۰ویا « وَإِن تُبْدُوا مَا فِي أَنفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُم بِهِ اللَّـهُ » ( بقره/۲۸۴) { اگر آن چه رادر دل و نیّت دارید، آشکار یا سازید یا پنهان،خداوند شما را بر طبق آن، محاسبه می کند }  این ها صراحت دارد که خداوند نیّت را مورد توجه قرار می دهد.

مثلاً می گوید زنا نکن نه خود عمل ،که نیّت و تصوّر آن هم نهی شده است. لازم به ذکر است (که اعمال خارجی معلول فرهنگ داخل است، اگر فرهنگ داخل تکرار شود، منجر می شود به اعمال خارج.
 
از دیگر اعمال اشرف نفس «خوف و رجا» می باشد:

« وَلِمَنْ خَافَ مَقَامَ رَ‌بِّهِ جَنَّتَانِ » (الرحمن/۴۶) { و برای کسی که از مقام پروردگارش بترسد،دو باغ بهشتی است }

« قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَ‌فُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّ‌حْمَةِ اللَّـهِ…  » ( زمر/ ۵۳) { بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید از رحمت خداوند نومید نشوید… }

« إِنَّ الَّذِينَ لَا يَرْ‌جُونَ لِقَاءَنَا وَرَ‌ضُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَاطْمَأَنُّوا بِهَا وَالَّذِينَ هُمْ عَنْ آيَاتِنَا غَافِلُونَ أُولَـٰئِكَ مَأْوَاهُمُ النَّارُ‌ بِمَا كَانُوا يَكْسِبُونَ » (یونس /۷و۸)

« فَقَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّـهَ وَارْ‌جُوا الْيَوْمَ الْآخِرَ‌ » (عنکبوت/۳۶) { گفت: ای قوم من خدا را بپرستید ، و به روز بازپسین امیدوار باشید }

« يَحْذَرُ‌ الْآخِرَ‌ةَ وَيَرْ‌جُوا رَ‌حْمَةَ رَ‌بِّهِ » (زمر/۹) { از عذاب آخرت می ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است }
پس کلّیّه ی افعال نفسی، مورد امر و نهی و مدح و قدح واقع می شوند. البته گاه گاهی برخی افعال نفسی، غیر اختیاری هستند و بر آن ها نه قدح است و نه مدح، نه امر است و نه نهی. مثلاً انسان فرزندش را بالفطره دوست دارد و بر آن امر و نهی نیست، ولی ممکن است بر شدّت و ضعفش امر و نهی بشود.

« وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ‌ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا » (اسراء/۳۶) { ارآنچه به آن آگاهی نداری، پیروی مکن،چرا که گوش و چشم و دل، همه مسئولند }
 از دل هم هست، یعنی اگر خیال کار نادرست کردی، خیال کلاه گذاشتن بر سر مسلمان داشتی ، خیال شهوت کردی، مورد مؤاخذه واقع می شوی.
در خاتمه ی بحث شایان ذکر است که بیش از هزار آیه و روایت در این مورد موجود می باشد که در تمامشان امر و نهی و زجر و مدح و قدح بر افعال قلبی و نفسی شده است که در این درس برخی از آیات ذکر شد و به توفیق الهی در درس آینده روایات در این زمینه را مورد بررسی قرار می دهیم ان شاء الله. 

نوشته های مشابه

عدل(درس اول)
2 هفته قبل
عدل(درس دوم)
2 هفته قبل
عدل(درس سوم)
2 هفته قبل

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.