پ
پ

 درس پنجم عدل                                                                                    

در درس گذشته با بررسی آیات فراوانی از قرآن کریم به نتیجه رسیدیم که کلیه ی اعمال نفسی ما امرو نهی دارد ذمّ و مدح دارد و این دلیل بر این است که افعال ما اختیاری می باشد در ادامه ی بحث به ابواب روائی وسائل الشیعه شیخ حر عاملی رضوان الله علیه استناد می کنیم که به اسناد معتبر آمده است ابوابی که در ذیل آنها این احادیث آمده است .مثلاً از این افعال قلبی که متعلّق تکلیف شده است.

_ «تفکّرو تذکّر و اعتبار » است : تفکّری که موجب اعتبار شود مستحب است ، فکر و اندیشه در عواقب وخیمه یا حسن کارها ، استحباب دارد حضرت امیرالمؤمنین (ع) در خطبۀ ۱۸۲ نهج البلاغه می فرماید:

 « أَيْنَ الْعَمَالِقَةُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَةِ أَيْنَ الْفَرَاعِنَةُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَةِ أَيْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِينَ قَتَلُوا النَّبِيِّينَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِينَ وَ أَحْيَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِين [۱] …»

«کجایند عمالقه و فرزندانشان (منظور فرزندان سام بن نوح بودند که بر یمن و حجاز و اطراف آن حکومت می کردند یکی از حاکمان این خاندان عملاق نام داشت) کجایند فرعون ها و فرزندانشان ؟ کجایند مردم شهر رس (منظور درخت پرستانی که طولانی حکومت کردند ) آنها که پیامبران خدارا کشتند و چراغ نورانی سنّت آنها را خاموش کردند وراه و رسم ستمگران و جبّاران را زنده ساختند ؟…»

تفکّر و تذکّر و اعتبار از افعال اشرف نفس است اگر این موارد که در آیات قرآن در درس چهارم ودر ادامۀ این درس در روایات ذکر می شود غیر اختیاری باشد پس امر به استحباب غلط است .

ابواب دیگر که در روایات شیعه در کتب معتبر آمده عبارتند از :

« اسْتِحْبَابِ‏ ذِكْرِ اللَّهِ‏ فِي النَّفْس‏ »

مستحب بودن یاد خدا در نفس یعنی اینکه ما در دلمان به یاد خدا باشیم « أُذْكُرُو اللَّه‏ ذِكْراً » و حال آنکه به یاد خدا بودن یک نحوه فعل نفسی است :

– « بَابُ اسْتِحْبَابِ الِاعْتِبَارِ عِنْدَ حَمْلِ‏ الْجَنَازَة » مستحب است هنگام حمل جنازه عبرت بگیریم

– « وُجُوبِ‏ تَدَبُّرِ الْعَاقِبَةِ قَبْلَ الْعَمَل»

واجب است قبل از هر کاری برعاقبت کاری که انجام می دهیم بیندیشیم

– «اسْتِحْبَابِ‏ تَذَكُّرِ الذَّنْب‏ » (وسائل الشيعة، ج‏۱۶، ص: ۸۱ )

مستحب است به یاد آوردن گناهانی که انجام دادیم ، تذکّر گناه و به یاد آوردن گناه که همان تصوّر است

_ «وُجُوبِ‏ مُحَاسَبَةِ النَّفْس‏» (حَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ‏ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا) (بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏۶۷ ؛ ص۷۳)

به نقل از امالی شیخ مفید؛ نص؛ ص ۳۳۷ و امالی شیخ طوسی؛ نص؛ ص ۳۶، واجب بودن محاسبه ی نفس که اعمالتان را محاسبه کنید و از اعمالتان توبه کنید قبل از این که به اعمالتان رسیدگی کنند.

– « كَرَاهَةِ حَدِيثِ‏ النَّفْسِ‏ بِالزِّنَا و هو عین التَّفَکُرِ فیه » وسائل الشيعة ؛ ج‏۲۰ ؛ ص ۳۱۸

کراهت داشتن بازگو کردن زنا که بازگو کردن آن گناه همانند انجام دادن آن و تفکّر در آن است. درآیه ی ۱۵۱ سوره ی انعام آمده است :« وَلَا تَقْرَ‌بُوا الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ‌ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ» (و دیگر به کارهای زشت آشکار و نهان نزدیک نشوید) (مَا بَطَنَ) آن است که فکرش را نکن، تصوّرش را هم نکن.

– « اسْتِحْبَابِ‏ التَّفَكُّرِ فِي مَعَانِي الْقُرْآنِ وَ أَمْثَالِهِ وَ وَعْدِهِ وَ وَعِيدِهِ » مستحب است انسان به معانی قرآن و امثال و وعده و وعید آن فکر و اندیشه کند، امیرالمؤمنین (ع) در صفات متّقین در خطبۀ ۱۹۳ نهج البلاغه می فرماید : « أَمَّا اللَّيْلَ فَصَافُّونَ‏ أَقْدَامَهُمْ تَالِينَ لِأَجْزَاءِ الْقُرْآنِ يُرَتِّلُونَهَا تَرْتِيلًا يُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ يَسْتَثِيرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ فَإِذَا مَرُّوا بِآيَةٍ فِيهَا تَشْوِيقٌ رَكَنُوا إِلَيْهَا طَمَعاً[۲] »

«پرهیزکاران درشب بر پا ایستاده مشغول نمازند. قرآن را جزء جزء و با تفکّر و اندیشه می خوانند، با قرآن، جان خود را محزون و داروی درد خود را می یابند. وقتی به آیه ای برسند که تشویقی در آن است با شوق و طمع بهشت به آن روی آورند.»

– « اسْتِحْبَابِ تَذَكُّرِ الْمُصَابِ‏ مُصِيبَةَ النَّبِيِّ ص وَ اسْتِصْغَارِ مُصِيبَةِ نَفْسِهِ بِالنِّسْبَة  » مستحب است مصیبت دیده، یاد مصیبت پیامبر بیفتد و مصیبت خود را کوچک بشمارد. مصیبتی به تو وارد شده، فرزندت از دستت رفته به فکر مصیبت فرزند پیغمبر باش. بگو بچّه ی من کیست؟ مصیبت پیامبر مهم است. به فکر این باش که دل پیغمبر (ص) متألّم شده است.

– باب دیگر : « اسْتِحْبَابِ كَثْرَةِ ذِكْرِ الْمَوْتِ‏ وَ مَا بَعْدَهُ وَ الِاسْتِعْدَادِ لِذَلِك‏ »

 ستوده بودن یاد مرگ و مدح اینکه زیاد یاد مرگ باشیم، صورت علمی دادن به مرگ به یاد مرگ بودن، این تذکّرات همه از باب فکر است و مستحب است. همه ی اینها امر به فکر است و فکر حداکثر تصوّر و تصدیق است و اختیاری می باشد و اگر اختیاری نیست، امر به استحباب غلط است.

پس بنابر توضیحاتی که بر اساس آیات قرآن در درس چهارم و پنجم دادیم یا باید العیاذبالله روی قرآن و روایات قلم بکشیم یا روی حرفهای کسانی که می گویند مبادی اختیاری، اختیاری نیست، این همه در قرآن امر به تفکّر شده « أَفَلَا تَتَفَكَّرُ‌ونَ » «أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُ‌وا فِي أَنفُسِهِم ۗ مَّا خَلَقَ اللَّـهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضَ» ،«وَيَتَفَكَّرُ‌ونَ فِي خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ» «أَفَلَا يَعْقِلُونَ» ، «أَفَلَا تَعْقِلُونَ » در روایت داریم : « تَفَكُّرُ سَاعَةٍ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَبعینَ سَنَة » یک لحظه تفکر از هفتاد سال عبادت بهتر است.

و روایات انبوهی در این زمینه داریم .

– ازمسائل دیگری که خداوند متعال مدح و ذم کرده و در روایات آمده مدح اقبال و روی آوردن قلب به اعمال صالح و نیک و حالت دعا می باشد و ذم و مدح کردن قسوت و سنگی دل و نیّت و فکر پلید و بد می باشد لذا بابی می باشد به نام : «اِقبالُ القَلب ِ و قَسوَتُهُ و الإنکارُ بِهِ و اِضمارُ السّوء»

– در دنباله ی این باب بابی می باشد به نام «إِقبالُ القَلب ِو حالةُ الدُّعاء» در روایت داریم موقع دعا دلت را متوجّه کن. توجّه قلبی بده هوش و فکر و ذکرت به سمت دعا باشد، اگر این افعال قلبی اختیاری نیست، استحبابش غلط است .

– « تَحْرِيمِ قَسْوَةِ الْقَلْب ِ و وُجُوبِ‏ الْأَمْرِ وَ النَّهْيِ‏ بِالْقَلْب و وُجُوبِ إِنْكَارِ الْمُنْكَرِ بِالْقَلْبِ عَلَى‏ كُلِ‏ حَالٍ‏ وَ تَحْرِيمِ‏ الرِّضَا بِهِ » حرام بودن قسوت و سنگی دل و واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر و واجب بودن اینکه با قلبت در هر حالی منکر و معصیت را انکار کنی و بَدَت بیاید و اینکه حرام است به فعل گناه خشنود باشی در باب امر به معروف و نهی از منکر که از واجباتی است که به انجام آنها دین بر پا می شود. یک مرحله اش بد آمدن قلبی است از منکر، اگر این مبادی اختیاری نیست امر به انکار منکر غلط است «اَلرّاضی بِعَمَلِ قَومٍ فَهُوَ مِنهُم هر کس راضی به عمل گروهی شود از آنها می شود »

-« تَحریمُ اِضمارِالسّوءِ لِلمومِن و تَحْرِيمِ إِنْكَارِ الحَقّ بِالْقَلْبِ » حرام دانستن نیّت بد نسبت به مومن و حرام بودن انکار کردن حق با قلبت « که در بعضی از روایات گناه کبیره محسوب شده است »

– دیگر: پشیمانی و عزم « النَّدَم وَ الْعَزْم‏» مستحبّ است که انسان از گناهی که کرده پشیمان باشد، انسان دارای نفس لوّامه است «وُجُوبِ‏ النَّدَمِ‏ عَلَى‏ الذُّنُوب‏ » واجب بودن پشیمانی برگناهان، « بَابُ وُجُوبِ التَّوْبَةِ مِنْ جَمِيعِ الذُّنُوبِ وَ الْعَزْمِ عَلَى تَرْكِ الْعَوْدِ أَبَدا » واجب بودن توبه از تمامی گناهان و عزم برترک گناهان و اینکه بهیچ عنوان به گناهان رجوع نشود.

– دیگر: «طُولَ‏ الْأَمَلِ‏، وَ قَصِّرْه‏ » آرزوهای طولانی داشتن کراهت دارد و کوتاه کردن آرزوها جزء کارهای ممدوح شمرده شده است. حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرمایند :«إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمُ اثْنَيْنِ اتِّبَاعَ‏ الْهَوَى‏ وَ طُولَ‏ الْأَمَل‏[۳] » من از دو چیز برشما می ترسم : پیروی کردن از هوی و هوس و آرزوهای طولانی داشتن، آیا آرزو از افعال قلبی نیست؟

– دیگر: «تَحْرِيمُ‏ُُ الْيَأْسِ وَ الْقُنُوطَ مِنْ رَحْمَةِ اللَّه» حرام بودن مأیوس شدن از رحمت خدا و «إِسْتِحْبَاب الْيَأْسُ مِمَّا فِي أَيْدِي النَّاس ‏ » مستحب است که از مردم و آن چیزی که دست مردم است، مأیوس باشید.

– دیگر شوق است که در روایت داریم که کسی که شوق به زنا دارد، نشانه ی زنازادگی اوست. البته لازم به ذکر است که توضیح داده شود که حالا هر کسی پناه بر خدا زنا کرد، زنازاده است. هرگردی گردو نیست ولی هر گردویی گرد است، شوق به عبادت متعلق امر شده است و شوق به گناه متعلق نهی شده است.

– دیگر: « خوف و رجاء» می باشد یعنی هیچ وقت مطمئن نباشیم که خدا گناهانم را بخشیده یا نبخشیده این معنای خوف و رجاء می باشد، وجوب خوف از خدا و امید به او و وجوب اینکه مؤمن باید بین خوف و رجاء باشد.

– « وَ عَدَمُ جَوازِ الرَّجاءِ إلَی النّاسِ » عدم جائز بودن امید به مردم داشتن

– و «اسْتِحْبَابِ الِاسْتِغْنَاءِ عَنِ النَّاسِ وَ تَرْكِ طَلَبِ الْحَوَائِجِ مِنْهُمْ وَ الْيَأْسِ مِمَّا فِي أَيْدِيهِم‏ » مستحب است که از مردم غنی باشیم و مأیوس از آنها باشیم

– همچنین «عَدَمُ جَواز الرَّجاء وَ الاَمَلِ بَغَیرِ اللهِ » عدم جواز امید و آرزو داشتن به غیر خدا

– و «مَدحُ الخَشْيَةِ َمِنْه » مدح کردن خشیت و ترس از خدا

– دیگر: سُرور و حزن و فرح است در کتاب نجم الثاقب باب هفتم حکایت نوزدهم ص ۲۵۴ در روایتی از امام زمان علیه السّلام فرمایشی داریم که حضرت می فرمایند: « الَّلهُمَّ إنَّ شِيعَتَنا مِنََّا خُلِقُوا مِن فاضِلِ طِينَتِنا يَفْرَحُونَ‏ لِفَرَحِنَا وَ يَحْزَنُونَ لِحُزْنِنَا » پروردگارا شیعیان ما از اضافۀ طینت ما خلق شده اند در شادی ما فرحناکند و در حزن ما محزونند.

مستحب است که مادر شادمانی آل محمّد (ص) فرحناک باشیم و در حزن ایشان محزون گردیم .

– دیگر: «ورع و عفاف و حیاء و حلم و صبر و توکّل و عفو و حسد و بُخل شدید و عُجب و تکبّر و حرص و طمع » است که هیچ کدام به اعضا و جوارح احتیاج ندارد، مگر در هنگام بروز آثارشان. در حالی که «ورع و عفاف » مدح شده حیاء و حلم مستحب شمرده و بخل و عُجب و حسد و تفاخر » تحریم و «بخل شدید و هوی و حرص بر دنیا و طمع » مکروه شمرده شده است که انسان باید با ریاضتها و مجاهدتها به آن صفات نیک خودش را مزیّن سازد و آن صفات بد را از خود ازاله و دور کند.

-دیگر: حبّ و بغض است : « وجوبُ حبِّ المُومِن و وجوبُ الحبِّ فی الله و وجوبُ حبِّ النبّی وَ اَوصیائه و تَحریمُ حُبِّ الرّیاسَةِ و تَحریمُ حبِّ الکافر و تَحریمُ حبِّ العاصی و تحریمُ حبِّ النِّساءِ المُحَرَّمات و عَدَم ُ جوازِ حبِّ شیوعِ الفَواحِشِ و اِستِحبابُ حُبِّ النِّساءِ المُجَلَلات (و اِنَّهُ مِن اخلاق الأنبیاءِ) حبِّ العِبادَةِ و کِراهَةِ الاِفراطِ فی حبِّ النّساءِ و کِراهَةِ حبِّ المالِ و الشَّرَفِ و َ وُجوبَ بُغضِ الدُّنیا و وجوبُ البُغضِ فی سَبیلَ اللهِ و وُجوبُ بغضِ الکافر و وجوبُ بُغضِ العاصی و وُجوبُ بُغضِ اَعداءَ اللهِ و حُرمَةِ بُغضِ المُؤمِن و المطیع و حُرمَةُ بغضِ النَّبی و اَوصیائهِ عَلَیهُم السَّلام »که همه ی اینها سر فصل کتاب وسائل الشیعه می باشد و ذیل آن روایات بسیاری در این زمینه می باشد .

– دیگر: «رضا» است : وجوب رضا به قضا و قدر الهی،« وُجوبُ الرّضا بالمَعروف وُجوبُ الرضّا بَالیَمینِ الشَّرعیَّه وَ تَحریمُ الرّضا بالمنکرات و تَحریمُ الرّضا بِالظُّلمِ و قَد تکَرَّرَ الَّعنَ علی الراضی بَعَمَلِ قَتلِ الأئِمَّةِ عَلَیهِمُ السَّلام (فَلَعَن َاللّهَ اُمَّةً سَمِعَت بَذلِکَ فَرَضییَت بِهِ) (اِنَّ الرّاضی بِهِ فَعَلَ قَومٍ کَداخِلِ فیهِ مَعَهُم) واجب بودن راضی شدن و خشنود شدن به کارهای خوب واجب بودن راضی شدن به قسم شرعی، و حرام بودن خشنودشدن و راهی گشتن به منکرات و معاصی در جامعه، حرام بودن راضی بودن به ظلم و تکرار لعن بر کسی که راضی به عمل قتل و کشته شدن ائمّه شده است (لعنت خدا بر گروهی که صدای یاری امام حسین علیه السّلام را شنیدند ولی راضی به کشته شدن وی بودند)

– دیگر: « نیّت و اخلاص در نیّت » است و اجتناب از ریا و سُمعه که ضد اخلاص هستند .

– دیگر کراهت است که ضد اراده است (کراهت نداشتن از مؤمن و کراهت داشتن نسبت به آنکه از دختران خود کراهت دارند و آنان را زنده به گور می کردند و یا دشمن می دارند) و خود اراده که از آن صحبت شد.

– دیگر : « اعتقاد و باور داشت قلبی است در آیه ی ۳۶ سوره اِسراء خداوند متعال می فرماید : « إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ‌ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَـٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا» در پیشگاه خدا چشم و گوش و دل همه مسئولند « فی تفسير العياشي عَنِ الْحَسَنِ بْنِ هَارُونَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ‏ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا قَالَ يُسْأَلُ السَّمْعُ عَمَّا يَسْمَعُ وَ الْبَصَرُ عَمَّا يَطْرِفُ وَ الْفُؤَادُ عَمَّا عَقَدَ عَلَيْهِ.[۴]» از امام صادق راجع به آیه ی ۳۶ سوره اسراء سؤال شد حضرت فرمود هر چه بشنوی به آن دل می بندی، هرچه ببینی به آن دل می بندی و راجع به دل سؤال شد حضرت فرمود : به هرچه که دل ببندی با او محشور می شوی.

– و در روایت دیگر آمده است « بُطْلَانِ‏ الْعِبَادَةِ بِدُونِ‏ وَلَايَةِ الْأَئِمَّةِ ع وَ اعْتِقَادِ إِمَامَتِهِم وَ وِلایَتِهِم » عبادت خداوند بدون اعتقاد داشتن به ولایت و امامت ائمّه علیهم السّلام باطل است

– دیگر : « عرفان خدا و رسول (ص) و ائمه (ع) است یعنی وسوسه نکردن در معرّفی که خدا کرده و اقرار قلبی و رضا و تسلیم به توحید و نبّوت و عدم انکار خداو خلفای او

– دیگر: «ظنّ» و «شک و جحود» «نیت» (در همه ی عبادات) که به طور تفصیل در ابواب کتاب و سائل الشّیعه آمده و ما به همین مقدار اکتفا می کنیم.

همه ی این آیات و روایات بر مذاق کسانی که مبادی فعل اختیاری را اختیاری نمی دانند خوش نمی آید. حال آنکه شما وجداناً می یابید که اختیاری هستند و باید روی تمام کتاب های بشری و افکار بشری که متمسّک به قرآن و حضرات محمّد و آل محمّد علیهم السّلام نشده اند، خط قرمز کشید.و باید دو زانو درِ باب مدینه ی علم که امروز امام زمان علیه السّلام هستند، نشست و معارف را از سرچشمه ی حقیقی اش گرفت.

یکی از نشانه های شناخت امام زمان علیه السّلام، دانستن این معارف است و وقتی که حضرت سلام اللّه علیه ظاهر شود دهانش را که باز کند می بینید که پرده ی بالای همین معارف را می گوید . برای عدّه ای همین معارف راه شناسائی خود امام زمان عجل الله فرجه خواهد بود ان شاءَالله

«اَلّلهُم َعَجِّل فَرَجَه وسَهِّل مَخرَجَه …»


[۱] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص۲۶۳

[۲] نهج البلاغة (للصبحي صالح) ؛ ؛ ص۳۰۴

[۳] المحاسن ؛ ج‏۱ ؛ ص۲۱۱

[۴] بحار الأنوار (ط – بيروت) ؛ ج‏۷ ؛ ص۲۶۷

نوشته های مشابه

معاد(درس اول)
1 هفته قبل
معاد(درس دوم)
1 هفته قبل

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.