پ
پ
عدل (درس اوّل)

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم

درس اول

در درس گذشته صحبت کردیم که عدل این نیست که خدا را عادل بدانیم و ظالم معرفی نکنیم، بلکه عدلِ خدا به توی انسان بر می گردد که خدا را متّهم  به  فعل خود نکنی و  این کاری که به واسطه ی آن سرزنش می شوی را به خدا نسبت ندهی.

 عدل خدا این شد که نظام تکوین را (که فاعلش خدای قادر متعال است) مطابق نظام تشریع (که فاعلش انسان قادر مختار است) ندانی. چون هر چه ظلم و ستم و گناه و مکروهات هست، در نظام تشریع است نه در نظام تکوین. نظام تکوین سراسر خیر محض است و خیر و نیکی از طرف خدا به سوی ماست، و بر عکس هر شر و بدی از طرف ما (نظام تشریع) است.  ” خَیرُکَ إِلَینا نازِلٌ وَ شَرُّنا إِلَیکَ صاعِدٌ “

اثبات عدلِ خدا ، حول محور این مطلب است که ثابت کنیم ما (انسان) مختاریم ،
بحث؛ “اختیار و آزادی داشتن  ما” می باشد که در نظام تشریع علت تامّه اش قدرت و اختیار تملیکی ما (انسان) می باشد و الّا در حوادث طبیعی مانند زلزله و سیل و صاعقه و طوفان و … یا در ولادت، مرگ، جوان و پیر شدن و … ما اختیار نداریم.
ما در آن چیزی که متعلق به امر و نهی است، اختیار داریم. فعل اختیاری مستند به فاعل مختار است و با دو کمال قدرت و اختیار انجام می شود. اگر فعل اختیاری را مستند به غیر فاعل مختار بدانبم، این دیگر فعل اختیاری نیست و خُلف می باشد.


در هر حال برای اثبات عدل خدا باید مختاریت انسان را ثابت کنیم و ببینیم کُنهِ اختیار چیست؟

برای اثبات این موضوع، همگی شما را به فطرت و وجدانتان رجوع می دهیم که تنها ملاک تشخیص حق و باطل ، وجدان است.
یک لحظه چشمتان را ببندید، یک حرفی را مثلاً  حرف “ب” را در فکرتان تصور کنید، بعد از ذهنتان پاک کنید و  به حرف دیگر فکر کنید. همگی شما می یابید که خودتان حرف “ب” را تصور کردید؛ کسی شمارا مجبور نکرد، القایی در ذهن شما نشد. خودتان به هر حرفی و هر چیزی می توانید فکر کنید. می یابید که شما خودتان حرف “ب” را ایجاد کردید، خودتان حرف “ب” را محو کردید و به حرف دیگری متوجّه شُدید.

بله گاهی اوقات القائات می شود، ولی می یابید که خودتان در موطن نفْستان، حرف “ب” را ایجاد کردید و بعد محو نمودید.
می یابید که با امکانات خدا، خودتان در انجام و ترک فعل، فاعل هستید. می یابید که کسی شما را مجبور به انجام و ترک فعل چه ذهنی و چه با آلات و ابزار نکرده است.
می یابید که واقعاً در ایجاد فعل، جز توجّه شما چیزی نیست. می یابید که وقتی به حرف “ب” توجه می کنید، تا به آن توجّه دارید، در موطنِ نفْستان باقی است و به محض اینکه توجّه خود را از آن بردارید، دیگر در ذهنتان نخواهد بود.
می یابید که علّت موجبه و لازمه، قدرت و اختیار شماست. می یابید که واقعاً شما با امکانات خدا مالک هستید و فعل انجام می دهید.
می یابید که وجود حرف “ب” نفْسِ توجّه شما می باشد. توجّه شما به ماهیّت “ب” وجود پیدا کردن آن در موطنِ نفْس شماست.
می یابید که شما هیچ چیزی ندارید جز توجّه؛ توجّهِ شما فعلِ شماست. می یابید که در انجامِ فعل، آزادیِ کامل دارید و هیچ اجباری در آن نیست.
می یابید که کس دیگری حتّی خداوند متعال در ایجاد حرف “ب” با شما شرکت نداشته است. از این مطلب نترسید، که نه شرک است و نه کفر ، و عین عدل و مطابق وجدان و فطرت و عقل سلیم می باشد.
می یابید که در ایجاد، اعدام و ابقاءِ توجّهتان کمالِ آزادی را دارید.
می یابید که اعمال خارجی انسان، عینِ توجّهِ نفْس است و فعلِ نفْس غیر از توجّه، چیز دیگری نیست؛ چه در ذهنتان (اشرف نفس) یا با آلات و ابزار در خارج از ذهنتان (اخسّ نفس) ایجاد کنید.

مطالب مطرح شده در این درس عبارتند از :

˗ اثبات عدل خدا به انسان برمی گردد یا به خدا؟

˗ ما در چه کارهایی اختیار داریم؟

˗ فعل اختیاری را با دو کمال قدرت و اختیار انجام می دهیم.

˗ توجه به موطن نفْس و اثبات اختیاریت انسان

˗ فعل انسان توجه به ماهیات مقدور است.

˗ آیا انسان با خدا شریکی فعل انجام می دهد؟


ادامه ی مباحث را در درس های آینده پی می گیریم.

نوشته های مشابه

عدل(درس دوم)
2 هفته قبل
عدل(درس سوم)
2 هفته قبل
عدل(درس چهارم)
2 هفته قبل

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.