پ
پ

بسم الله الرحمن الرحیم

طبق مباحث گذشته به این نتیجه رسیدیم كه بر اساس معارف قرآن و پیغمبر و ائمّه علیهم السّلام، ما قبل از این دنیا عوالمی داشته‌ ایم كه خداوند خودش را در آن عوالم به ما شناسانده است و خداوند این معرفت را در فطرت ما قرار داده است كه اگر این معرفی در عوالم قبل نبود، كسی در این دنیا نمی ‌توانست خدا را بیابد. در این مسئله  آیات و روایات فراوان است، كه در این مجال به تعدادی از آن ها می‌ پردازیم:

۱-      بحارالأنوار ج  5 ، ص  223 ، باب ۹- أنَّ المَعرِفَةَ مِنهُ تَعالی ….. 

 [المحاسن‏] أَبِی عَنْ فَضَالَةَ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ  فِی قَوْلِ اللَّهِ « وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ» قَالَ كَانَ ذَلِكَ مُعَایَنَةَ اللَّهِ فَأَنْسَاهُمُ الْمُعَایَنَةَ وَأَثْبَتَ الْإِقْرَارَ فِی صُدُورِهِمْ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ مَا عَرَفَ أَحَدٌ خَالِقَهُ وَ لَا رَازِقَهُ وَ هُوَ قَوْلُ اللَّهِ وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ‏ («و لئن سئلتهم من خلقهم لیقولن الله فانی یوفكون » قران مجید سوره زخرف آیه ۸۷ و نیز: زخرف /۹و زمر ۳۸ و لقمان /۲۵ و عنكبوت /۶۱ )

راجع به سخن خداوند متعال  كه می فرماید و (به خاطر بیاور) زمانی را كه پروردگارت از صلب فرزندان آدم ،ذریّه ی آنها را برگرفت، و آنها را گواه بر خویشتن ساخت، (وفرمود:) آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا گواهی می دهیم. (چنین كرد مبادا) روز رستاخیز بگویید: ما از غافلان بودیم (اعراف/۱۷۲) 
امام صادق فرمودند: این معاینه خدا بود ( كه با چشمِ توحیدی كه خدا عطا فرموده بود، مردم خدا را بدون تصویر ذهنی یافتند) پس در این دنیا  آن معاینه را بر  ایشان فراموشاند و اقرار را در سینه هایشان ثابت كرد، و اگر این معرّفی و معاینه نبود هیچ كسی خالق و رازقش را نمی شناخت و این است فرموده ی خداوند كه می فرماید هر آینه از ایشان پرسیده شود چه كسی آنها را آفریده است؟ قطعاً گویند خدا ( خدایی كه تمام ذرّات عالم او را می شناسند)

۲-      التوحید (للصدوق) /ص  329 / باب ۵۳ / باب فِطرَةَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ الخَلق عَلَی التَّوحید

عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ قال: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» قال: «التَّوْحیدُ»؛

 از حضرت امام صادق علیه‏ السّلام درباره ی قول خداوند «ملازم شوید آفرینش خدا را كه مردم را در اوّلِ امر بر آن آفریده است» سؤال كردم: حضرت فرمودند: فطرت خدا، توحید است .


۳-     
التوحید (للصدوق) /ص  329 /باب ۵۳ /باب فِطرَةَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ الخَلق عَلَی التَّوحید

عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» مَا تلْكَ الْفِطْرَةُ؟ قَالَ: «هِی الاْءِسْلَامُ فَطَرَهُمُ اللَّهُ حِینَ أَخَذَ مِیثَاقَهُمْ عَلَی التَّوْحِیدِ، فَقَالَ: «أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ» وَ فِیهِ الْمُؤْمِنُ وَ الْكَافِرُ»؛

 حضرت امام صادق علیه ‏السّلام در پاسخ به چیستی فطرت فرمودند: آن اسلام است كه خداوند مردم را بر آن آفرید، هنگامی كه بر توحید و یگانگی خود از ایشان پیمان می‏ گرفت و زمانی كه پرسید: پروردگار شما چه كسی است، در این پیمان مؤمن و كافر داخل بودند .


۴-     
التوحید (للصدوق) / ص ۳۲۹ /باب ۵۳ / باب فطرة الله عز و جل الخلق علی التوحید

عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَاعَبْدِاللَّهِ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» قَالَ: «فَطَرَهُمُ جَمِیعا عَلَی التَّوْحِیدِ»؛

 امام صادق علیه‏ السلام در پاسخ به پرسش زراره درباره آیه «فطرت» فرمودند: خداوند همه ی مردم را بر توحید خلق كرده است .


۵-     
التوحید (للصدوق) /ص  329 /باب ۵۳ /باب فطرة الله عز و جل الخلق علی التوحید

عَنْ أَبِی‏عَبْدِاللَّهِ فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» قَالَ: «التَّوْحِیدُ وَ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ عَلِی أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ»؛

 امام صادق علیه ‏السّلام درباره ی آیه فطرت فرمودند: «فطرت» خلق كردن خداوند است به معرفت‏ توحیدی ‏و اقرار به ‏این كه‏ حضرت‏ محمّد صلی الله علیه و آله فرستاده‏ ی خداوند و حضرت ‏علی علیه ‏السّلام امیرمؤمنان است .


۶-     
بحارالأنوارج ۳ ص ۲۷۸    باب ۱۱- الدین الحنیف و الفطرة و صبغ

عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ أَصْلَحَكَ اللَّهُ، قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی كِتَابِهِ «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها» قَالَ: «فَطَرَهُمْ عَلَی التَّوْحِیدِ عِنْدَ الْمِیثَاقِ عَلَی مَعْرِفَتِهِ أَنَّهُ رَبُهُمْ.» قُلْتُ: وَ خَاطَبُوهُ؟ قَالَ: فَطَأْطَأَ رَأْسَهُ، ثُمَّ قَالَ: «لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ یَعْلَمُوا مَنْ رَبُهُمْ وَ لَا مَنْ رَازِقُهُمْ»؛

زراره می‏ گوید: به حضرت امام باقر علیه‏ السّلام عرض كردم كه خداوند کار تو را به اصلاح آورد. قول خداوند كه در كتابش می‏ فرماید: «فطرت اللّه…» به چه معناست؟. ایشان فرمودند: مردم را در هنگام پیمان بر معرفت پروردگارشان بر توحید آفرید. عرض كردم: آیا مردم با خدا گفت‏ و گو كردند؟ حضرت سر خود را به زیر افكندند و سپس فرمودند: اگر این‏گونه ـ مكالمه ـ نبود، مردم نمی ‏دانستند كه چه كسی پروردگارشان و چه كسی روزی‏ دهنده ی ایشان است .


۷-    
التوحید (للصدوق) /ص ۳۳۱ /باب ۵۳ / باب فطرة الله عز و جل الخلق علی التوحید

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ «لَا تَضْرِبُوا أَطْفَالَكُمْ عَلَی بُكَائِهِمْ؛ فَإِنَّ بُكَاءَهُمْ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلاَّ اللَّهُ وَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ الصَّلَاةُ عَلَی النَّبِی وَ آلِهِ وَ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ الدُّعَاءُ لِوَالِدَیْه»؛

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اطفال خود را به خاطر گریه كردنشان نزنید؛ زیرا گریه ی بچه‏ ها در چهار ماهِ اول، شهادت است بر این كه خدایی جز اللّه نیست و در چهار ماهِ ـ بعد ـ درود بر پیامبر و آل ایشان علیهم‏ السّلام است و در چهار ماه ـ دیگر ـ دعا برای پدر و مادر است.

” با توجه اجمالی به احادیث نورانی فوق به دو مطلب كلیدی پی می‌بریم: یكی این كه خداوند متعال، انسان را بر طبق فطرت توحیدی آفریده و دیگر این كه در عوالم قبل از این توحید اخذ میثاق نموده است. “


۸ –  بحار الأنوار (ط – بیروت) / ج‏۲۶ / ۲۹۴ / باب ۶ تفضیلهم ( ع ) علی الأنبیاء و علی جمیع الخلق و أخذ میثاقهم عنهم و عن الملائكة و عن سائر الخلق و أن أولی العزم إنما صاروا أولی العزم بحبهم صلوات الله علیهم ….. ص : ۲۶۷
، تفسیر فرات بن إبراهیم ابْنُ الْقَاسِمِ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع‏ قَوْلُهُ تَعَالَی‏ وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِی آدَمَ‏ إِلَی آخِرِ الْآیَةِ قَالَ أَخْرَجَ اللَّهُ مِنْ ظَهْرِ آدَمَ ذُرِّیَّتَهُ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَخَرَجُوا كَالذَّرِّ فَعَرَّفَهُمْ‏ نَفْسَهُ‏ وَ أَرَاهُمْ‏ نَفْسَهُ‏ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَمْ یَعْرِفْ أَحَدٌ رَبَّهُ قَالَ‏ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلی‏ قَالَ فَإِنَّ مُحَمَّداً ص عَبْدِی وَ رَسُولِی وَ إِنَّ عَلِیّاً أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ خَلِیفَتِی وَ أَمِینِی.

در حدیث فوق وجود مقدّس امام معصوم می‌ فرمایند: خداوند از پشت حضرت آدم، ذرّیه‌ی ایشان تا روز قیامت را به صورت ذرّه خارج كردند و ذرّات مذكور (بدون تصویر ذهنی) خدا را شناختند و خدا را دیدند و خداوند از آن ها پرسیدند: كه آیا من ربِّ شما نیستم ؟ و همه‌ی ذرّات عرض كردند: بله و سپس خداوند فرمودند: محمّد بنده و رسول من می‌‌ باشد و علی،  امیر المؤمنین و خلیفه‌ و امین من می‌ باشد.

 لذا این عالم را عالم ذر نامیده‌اند و پیمان را پیمان الست.

چون چنین است ما خدا شناس هستیم و شناسایی ما از خداوند شناسایی كُنهِ اوست و معرفتی است كه خودِ خداوند فاعل آن بوده و اداراكی و عقلی و مفهومی نیست بلكه وجدانی و فطری است لذا ما در این دنیا از وصف خداوند عاجز هستیم (معرفت در عینِ احتجاب).  عجز ما از وصف او به دلیل این است كه او از عقل و فهم و ادارك ما فراتر است. با این بیان وصف خداوند از دایره ی معرفت خارج می‌ شود و معرفت به وِجدان و یافتنِ خدا می باشد ، آن هم یافتنی كه از جانب خود خداوند متعال باشد.

مباحث مطرح شده در این درس عبارتند از :
۱٫ معرفت در عوالم قبل
۲٫ اگر معرّفی و معاینه نبود، چه اتّفاقی برای ما می افتاد؟
۳٫ معرفت و اقرار به توحید، نبوّت و امامت
۴٫ خداوند انسان را بر فطرت توحیدی آفریده است .
۵٫ از توحید و نبوّت و امامت اخذ میثاق شده است .
۶٫ شناخت خدا فعل کیست؟
۷٫ آیا ما کُنه خدا را یافتیم یا مخلوقش را؟
  8. معرفت در عین احتجاب
  و …

نوشته های مشابه

معاد(درس اول)
1 هفته قبل
معاد(درس دوم)
1 هفته قبل

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.