پ
پ

سم اللّه الرّحمن الرّحیم
    
پيش درآمدي بر بحث قرآن و مبیّن آن 

در واپسين روزهاي عمر شريف پيامبر اکرم(ص) رويدادي به وقوع پيوست که مسير جامعه ي اسلامي را دچار انحراف نمود. آنگاه که پيامبر گرامي اسلام(ص) به منظور جلوگيري از ضلالت و گمراهي امت خويش تقاضاي قلم و دوات نمود تا چيزي را بنگارد که هدايت مردمان را تضمين نمايد، سخني شيطاني راه را بر کلام رحماني بست و رشته ي هدايت الهي را گسست: “او هذيان مي گويد کتاب خدا ما را بس است و هدايت را از آن خواهيم جست “!

گوينده ي اين سخن به ياد داشت که در روز غدير خم نيز پيامبر اکرم (ص) همين مهم را به مسلمانان سفارش کرده بود و رهايي از گمراهي را در تمسک به دو يادگار گران بهاي خويش، قرآن و عترت (ع) ، منحصر نموده بود .

هنوز سخنان پيامبر (ص) را در چند روز پيش از اين از ياد نبرده بود، آنگاه که با تکيه بر دوش امير مومنان (ع) و ابن عباس به مسجد آمده، آخرين توصيه هاي خود را نسبت به اين دو وديعه پر ارج به مردم گوشزد مي نمود .

اما اين بار پيامبر خدا (ص) در صدد نگاشتن اين وصيت بود و اگر چنين مي شد، سندي محکم از خود به جاي گذارده بود و آرزوهاي ديرينه شيطاني را بر باد مي داد. دگر جاي درنگ نبود و به هر نحو بايد از صدور چنين سندي جلوگيري مي شد …

به راستي مگر رسول خدا (ص) فقط آورنده ي کتاب الهي بود و تمام مسئوليتش در ابلاغ آيات قرآني منحصر مي شد؟ مگر به ياد نداشتند که چگونه پيامبر(ص) پس از نزول آيات و رساندن آن به مردم ، به شرح و توضيح آن مي پرداخت؟ مگر بارها و بارها خود به خدمت ايشان نرسيده بودند و در مورد آيات الهي از اين بزرگوار پرس و جو نمي کردند و مگر همين قرآن، همگان را موظف به مراجعه به نبي اکرم(ص) و اطاعت محض از او نکرده بود که چنين بي پروا پيام آور خدا را کنار زده به دروغ خود را متمسک به قرآن مي ناميدند؟

آري در آن روز شعار “حسبنا کتاب الله” نمود بارز مخالفت با پيامبر(ص) بود و در طول تاريخ پس از رحلت، مخالفان اهل بيت(ع) نيز خود را پشت آن مخفي نمودند تا به بهانه ي تعظيم قرآن دشمني خويش با عترت پيامبر اکرم (ص) را پوشيده نگاهدارند .

اما آنان که خود را پيرو راستين رسول خدا (ص) دانسته، اطاعت از اهل بيت (ع) او را بر خود فرض مي دانند، به تبعيت از فرمان الهي و سفارش نبوي هماره به دو يادگار گران بهاي او تمسک جسته، هدايت را در پرتو اين دو نور جستجو مي نمايند .

تبيين موضوع

از جمله معتقدات اصيل اسلامي و آموزه هاي پيامبر گرامي اسلام(ص) اعتقاد به مقام امامت اهل بيت (ع) مي باشد که از جانب خداي متعال و پس از وجود مقدس رسول اکرم (ص) هدايت کنندگان بشر به سوي خدا مي باشند.در اين راستا ويژگي شيعه رابطه ي اين بزرگواران و کتاب آسماني قرآن مي باشد که معتقد است تنها راه صحيح مراجعه و دستيابي به معارف بلند آيات الهي، رجوع و تمسک به معلمان واقعي و دارندگان علم قرآن، اهل بيت (ع) مي باشد.
اين امر هم در برخورد با آيات قرآن و معرفي پيامبر (ص) و اهل بيت (ع) به عنوان آگاهان به حقايق قرآني قابل مشاهده است و هم در ادعاي معصومين مبني بر دارا بودن اين ويژگي قابل دريافت مي باشد .

مراجعه ي به سخنان اين بزرگواران و در کنار آن، اعتراف ديگران به عجز و ناداني خود در برابر بلنداي علم و آگاهي اهل بيت (ع) پرده از اين حقيقت بر مي دارد که براي پيگيري مقاصد الهي در آيات قرآني و کسب هدايت از انوار آن چاره اي جز در آويختن به عدل آن وجود ندارد و تا زماني که بيان اين بزرگواران به آيات قرآن ضميمه نشود، اطميناني بر حصول آنچه که خداوند از نزول آيات اراده نموده است، حاصل نخواهد شد .

نکته ي بسيار مهمي که در اينجا بايد به آن توجه نمود، اين است که اعتقاد شيعه مبني بر لزوم همراهي قرآن و مبيّن به معناي نامفهوم بودن آيات قرآن، رمز و معما و گنگ و مبهم بودن کلام خدا، عدم پيروي از قواعد زبان عربي، فصيح و بليغ نبودن آيات و امثال آن نيست و ايراد چنين شبهاتي به شيعه، در واقع نشان دهنده ي نفهميدن مدعاي شيعه مي باشد.
شيعه نمي گويد قرآن قابل فهم نيست بلکه مي گويد استناد آنچه از ظواهر آيات قرآني فهميده مي شود به خداي متعال، محتاج قرينه ي قطعي است و برترين و اساسي ترين قرينه، بيان معلمان قرآن در کنار آيات آن مي باشد .

به عبارت دقيق تر آنچه مسلم است اگر معنا و مدلولي نص قرآن باشد، استناد آن به خداوند متعال قطعي است اما صحبت بر سر ظواهر آيات قرآن مي باشد که آيا از ظواهر قرآن مي توان به مراد خداوند دست يافت يا نه؟ مدعاي شيعه در اين نقطه، تقديم نص روايي بر ظواهر قرآني است و نکته ي اصلي بحث ما در اين نوشتار ناظر به اين نقطه از نزاع مي باشد.
لذا هيچ شيعه اي مدعي نيازمندي نصوص قرآن به قرينه روايي نمي باشد. هر چند که بسياري از مراتب و باطن هاي قرآني نيز وجود دارد که جز با راهنمايي و تعليم مبيّنان قرآن قابل دسترسي نيست .

توجه به اين ادعا، بسياري از شبهات مخالفان را مندفع خواهد نمود. از آنجا که در ادامه ي اين دروس ادله ي نظريه ي لزوم همراهي قرآن و مبين ارائه خواهد شد، در اينجا از پيگيري آن صرف نظر مي کنيم .

در مقابل مخالفان نيز با ارائه ي ادله ي خود قرآن کريم را در عرضه هدايت الهي کافي دانسته، نياز به مبيّن را براي آن منتفي مي دانند. از جمله ادله ي آنان، استناد به ويژگي هاي قرآن است و مي گويند: چون قرآن خود را نور، هدايت، بلاغ، برهان، و آياتش را بيّنات مي داند، ديگر معنا ندارد که محتاج قرينه و ضميمه باشد.
نور بودن نور اقتضا دارد که روشنگر باشد و در روشنگري وابسته به منبعي ديگر نباشد و اگر قرآن به تنهايي براي هدايت بشر کافي نباشد، ديگر هدايت ناميدن آن لغو خواهد شد .

نيز مي گويند قرآن براي همه نازل شده است و مردم را به تدبّر در خود دعوت نموده و همگان را به تبعيت از خويش فراخوانده است و اين همه نشان مي دهد که قرآن در ارائه مقاصد خود محتاج ضميمه و قرينه اي نيست.
 از اين رو وابسته نمودن فهم قرآن به عده اي محدود نه تنها با خود قرآن در تعارض و تنافي است، بلکه با اصول عقلي و روش عقلايي نيز مخالفت دارد.
پاي بند شدن به نظريه ي لزوم همراهي قرآن و مبيّن، ناتوان دانستن خداوند در ارائه تمام مقاصد خود و نفي ويژگي هاي قرآن را پي خواهد داشت و مستلزم آن است که ابتدا يي ترين اصول تکلم را زير پا بگذاريم .

چنانچه ملاحظه مي شود اساسي ترين نکته اي که در اين ميان مورد نظر است، استقلال و يا عدم استقلال قرآن در ارائه ي مقاصد خود مي باشد و اينکه آيا براي پي بردن به مراد خداوند از ارائه ي مجموعه اي از پندها و اندرزها و سرگذشتها و دستورات و امثال آن، ناگزير از رجوع به ضمايمي خارج از قرآن مي باشيم و يا کافي است تا در همين کتاب تدبّر و تفکّر نماييم تا به هدايت کامل الهي دست پيدا کنيم .

در ادامه ي اين دروس سعي کرده ايم تا گام به گام همراه با دفع شبهات و ايرادات مخالفان نظريه ي لزوم همراهي قرآن و مبيّن، برخي از اصلي ترين ادله ي آن را نيز ارائه نمائيم و به تبيين بيشتر اين نظريه به منظور دفع ساير شبهات بپردازيم. از اين رو دردرس دوم تا چهارم استبعادهاي وارد شده  به اين نظريه را دفع نموده ايم و سپس از درس پنجم تا درس هفتم عمده ترين ادله ي نظريه ي لزوم همراهي قرآن و مبيّن را ارائه کرده ايم. در درس هشتم تا دهم به ارائه ادله اي عقلي و نقلي ، شأن معلمي پيامبر اکرم و اهل بيت (ع) پرداخته ايم و دروس يازدهم تا شانزدهم را به تبيين بيشتر نظريه و بررسي شبهات ديگر آن اختصاص داده ايم. در درس انتهايي نيز به نکاتي اجمالي پيرامون برداشت صحيح از ويژگي ها و اوصاف قرآن در پرتو نظريه ي لزوم همراهي قرآن و مبيّن اشاره نموده ايم .

به اميد آنکه اين نوشتار بهانه اي باشد در نزديک شدن به کتاب آسماني قرآن و روزنه اي به خورشيد پر فروغ مقدسّان درگاه خداوند سبحان و زاد و توشه اي براي روز حسرت و خسران   .


مطالب مطرح شده در این درس عبارتند از :
۱٫ آیا رسول خدا (ص) تمام مسئولیتش در ابلاغ آیات قرآنی منحصر می شد؟
۲٫ آیا قران کلی یا مبهم یا گنک است؟
۳٫ آیا قرآن نیاز به مبیّن و معلم الاهی  دارد؟
۴٫ مخالفین عقیده (نیاز قرآن به مبیّن) چه می گویند؟
۵٫ استقلال و عدم استقلال قرآن در ارائه مقاصد خود
  و …

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.