پ
پ

درس سوّم

کسی که به ناحق ادّعای امامت نماید

۲- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ أَبَانٍ عَنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: مَنِ ادَّعَى الْإِمَامَةَ وَ لَيْسَ مِنْ أَهْلِهَا فَهُوَ كَافِرٌ. [۱]

امام صادق (ع) فرمودند: هرکه ادّعای امامت کند در حالی که شایستگی آن را ندارد، کافر است ( اصول کافی ج۲- باب کسی که ادّعای امامت کند و شایستگی آن را نداشته باشد – ح۲)

۱- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي سَلَّامٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ‏ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ[۲] قَالَ مَنْ قَالَ إِنِّي إِمَامٌ وَ لَيْسَ بِإِمَامٍ قَالَ قُلْتُ وَ إِنْ كَانَ عَلَوِيّاً قَالَ وَ إِنْ كَانَ عَلَوِيّاً قُلْتُ وَ إِنْ كَانَ مِنْ وُلْدِ عَلِيِّ ابْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ وَ إِنْ كَانَ.[۳]

در حدیث دیگری از امام باقر (ع) دربارة آیه ۶۰ سوره زمر سوال شد : ” وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ تَرَ‌ى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّـهِ وُجُوهُهُم مُّسْوَدَّةٌ  ” یعنی :در روز قیامت کسانی را که بر خدا دروغ بستند خواهی دید که چهره­ هاشان سیاه است .” فرمود منظور کسی است که بگوید من امامم در حالی که امام نباشد، گفتم اگر چه علوی باشد؟ فرمود اگر چه علوی باشد. گفتم اگر چه از اولاد شخص علی بن ابی طالب (ع) باشد؟ فرمود اگر چه چنین باشد. (اصول کافی­- همان جلد  ح۱)

و به راستی چنین است که اگر کسی ادعای امامت نماید، کافر و مشرک شده است، چرا که خداوند ائمّه را در عالم “ذر” پس از طی مراحل و امتحان ­های سنگین بدین مقام رسانده و به علّت علوّ مقام ایشان بسیاری از توانایی ها و نعمت ها را به ایشان ارزانی داشته تا بتوانند راهنمای خلق به سوی سعادت باشند. پس اگر کسی خود را مدّعی مقام امامت بداند نه تنها باعث گمراهی خود شده بلکه پیروان خود را نیز به هلاکت سپرده است. چگونه ممکن است که شخصی دارای مقامات عالیه ی ائمّه علیهم السّلام نباشد و از سوی خداوند انتخاب و تایید نشده باشد، آنگاه قصد رهبری و پیشوایی جماعتی را بنماید، معلوم است که چنین کسی راه را از بیراهه تشخیص نمی دهد و در نهایت، گمراه خواهد شد.

بگذارید مطلب را با ذکر مثالی روشن نمایم، وقتی که شما در شهر دنبال جایی می گردید، می روید سراغ کسی که آدرس آنجا را بلد است و بعد از پرسیدن از افراد آگاه خود را به آنجا می رسانید، حال چگونه است که آدمی برای یافتن راه های زمینی نیاز به راهنما و هدایت گر دارد ولی برای رسیدن به مقصود معنوی خود نیازمند به امامی آگاه نباشد؟ حال آن که راه های زمینی بسیار ملموس تر و روشن تر از راه­ های آسمانی هستند و بشر اساساً  قادر به درک راه های معنوی نیست مگر آنکه برای وی تبیین و آشکار گردد.

۴- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ دَاوُدَ الْحَمَّارِ عَنِ ابْنِ أَبِي يَعْفُورٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ‏ ثَلَاثَةٌ لا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ- يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ‏ مَنِ ادَّعَى إِمَامَةً مِنَ اللَّهِ لَيْسَتْ لَهُ وَ مَنْ جَحَدَ إِمَاماً مِنَ اللَّهِ وَ مَنْ زَعَمَ أَنَّ لَهُمَا فِي الْإِسْلَامِ نَصِيباً.[۴]

امام صادق (ع) می فرمایند: سه کس اند که خداوند در روز قیامت با آنها سخن نگوید و آنان را پاکیزه نسازد و عذابی دردناک دارند: کسی که ادّعای امامت از سوی خدا کند در حالی که آن را ندارد، و کسی که امامی را که از سوی خداست، انکار کند، و کسی که پندارد این دو کس از اسلام بهره ای دارند. (اصول کافی –ج۲ همان باب-حدیث۴)

این گونه است که وقتی بعد از شهادت پیامبر (ص) مردم در سقیفه جمع شدند و برای خود حاکم و خلیفه ای معیّن کردند، خود را مورد غضب پروردگار قرار دادند؛ چرا که از یک طرف امام واجب الإطاعه یعنی امیرالمؤمنین (ع) را ترک کردند و او را که سرشار از علوم خداوند و فضایل فوق بشری بود، رها نمودند و از سوی دیگر کسانی را برای خود انتخاب کردند که نه هیچ بهره­ ای از علم و دیانت داشتند و نه از سوی خداوند تأیید شده بودند و دین حق آن قدر از مسیر اصلی خود منحرف شد تا آن جا که کار به جایی رسید که اهل سقیفه به کشتار فرزندان پیامبر و امامان منصوب از جانب خداوند پرداخته و اوامر و نواهی خداوند را زیر پا نهادند، این چنین است که امام صادق (ع) می فرمایند :«ناصبی فرقی نمی کند، نماز بخواند یا زنا کند جای او در آتش دوزخ است » ۱۶۲- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ حَنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: لَا يُبَالِي النَّاصِبُ‏ صَلَّى أَمْ زَنَى‏ وَ هَذِهِ الْآيَةُ نَزَلَتْ فِيهِمْ- عامِلَةٌ ناصِبَةٌ تَصْلى‏ ناراً حامِيَةً[۵]. [۶]

چرا؟ چون صِرف نماز خواندن و عبادت کردن، کسی را به سر منزل مقصود و سعادت نمی رساند. وقتی کسی از مسیری که خداوند تعیین نموده خارج شود و به دنبال آنچه خود صلاح می داند برود، دیگر عبادت او بندگی خدا نیست، بلکه بندگی نفس است . اگر با عبادت تنها، کسی عاقبت به خیر می­ شد که ابلیس پس از چند هزار سال عبادت خدا باید از مقرّب ترین بندگان محسوب می ­شد، ولی سرپیچی از امر پروردگار و تبعیّت از هوای نفس، عاقبت او را رانده ی درگاه خداوند کرد و عباداتش را حبط و باطل نمود .

در این خصوص امام رضا (ع) دربارۀ آیه « وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ‌ هُدًى مِّنَ اللَّـهِ » (و کیست گمراه تر از آن کس که بدون هدایتی از سوی خداوند از هوای نفس خود پیروی کند؟) می فرماید : منظور کسی است که بدون راهنمایی امامی از امامان هدایت ، رأی خود را دین خود قرار داده است.  (اصول کافی ج۲ باب درباره کسی که خدا را بدون راهنمایی امامی از سوی او پرستش نماید-ح۱ )

۱- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِي نَصْرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع‏ فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ‏[۷] قَالَ يَعْنِي مَنِ اتَّخَذَ دِينَهُ رَأْيَهُ بِغَيْرِ إِمَامٍ مِنْ أَئِمَّةِ الْهُدَى.[۸]

محمد بن مسلم گويد: شنيدم امام باقر عليه السّلام مى فرمود: هر كه ديندارى خدا كند با عبادتى كه خود را در آن به زحمت افكند، ولى پيشوائى از جانب خدا براى خود نگرفته باشد، كوشش او پذيرفته نيست و او گمراهست و سرگردان، و خدا كردار او را ناپسند دارد و حكايت او حكايت گوسفندى است كه از چوپان و گلّه ی خويش گم شود و تمام روز را با تلاش در رفت و آمد باشد و چون شب بر او پرده افكند، گلّه اى را كه از چوپان خودش نيست ببيند، به سوى آن گرايد و به آن فريب خورد و در خوابگاه آن گلّه بخوابد .هنگامي كه چوپان گلّه خود را حركت دهد، آن چوپان و گلّه را ناشناس بيند، باز با شتاب و سرگردانى در جستجوى چوپان و گلّه خود برآيد، گوسفندانى را با چوپانش ببيند، به سوى آن گرايد و بدان فريفته شود، چوپان هم او را فرياد زند كه بيا و به چوپان و گلّه ی خود بپيوند كه تو از چوپان و گلّه ی خود گم گشته و سرگردانى، آن گوسفند هراسان و سرگردان و تنها به اين سو و آن سو زند و چوپانى هم ندارد كه به چرا گاهش رهبرى كند يا به منزلش رساند .در همين هنگام گرگ گمشدن او را مغتنم شمارد و او را بخورد.

 چنين است به خدا اى محمّد! حال كسي كه از جمله ی اين امّت باشد و او را امامى آشكار و عادل از طرف خداى عزّوجلّ نباشد، او گمشده و گمراهست و اگر بر اين حال بميرد، با كفر و نفاق مرده است.

بدان اى محمّد! كه پيشوايان ستمگر و پيروانشان از دين خدا بركنارند، خود گمراه گشته و مردم را گمراه كرده اند، اعمالي كه به جا مى آورند، مانند خاكسترى باشد كه تند بادى در روز طوفانى به دو زند چيزى از آنچه كسب كرده اند بدستشان نيايد، اينست همان گمراهى دور.)) (اصول کافی ج۲ همان باب ح ۲)

۲- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيَى عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ‏ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ‏ كُلُّ مَنْ دَانَ اللَّهَ بِعِبَادَةٍ يُجْهِدُ فِيهَا نَفْسَهُ وَ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ فَسَعْيُهُ غَيْرُ مَقْبُولٍ وَ هُوَ ضَالٌّ مُتَحَيِّرٌ وَ اللَّهُ شَانِئٌ لِأَعْمَالِهِ وَ مَثَلُهُ كَمَثَلِ شَاةٍ ضَلَّتْ عَنْ رَاعِيهَا وَ قَطِيعِهَا فَهَجَمَتْ‏ ذَاهِبَةً وَ جَائِيَةً يَوْمَهَا فَلَمَّا جَنَّهَا اللَّيْلُ بَصُرَتْ بِقَطِيعٍ مَعَ غَيْرِ رَاعِيهَا فَحَنَّتْ إِلَيْهَا وَ اغْتَرَّتْ بِهَا فَبَاتَتْ مَعَهَا فِي رَبْضَتِهَا فَلَمَّا أَنْ سَاقَ الرَّاعِي قَطِيعَهُ أَنْكَرَتْ رَاعِيَهَا وَ قَطِيعَهَا فَهَجَمَتْ مُتَحَيِّرَةً تَطْلُبُ رَاعِيَهَا وَ قَطِيعَهَا فَبَصُرَتْ بِغَنَمٍ مَعَ رَاعِيهَا فَحَنَّتْ إِلَيْهَا وَ اغْتَرَّتْ بِهَا فَصَاحَ بِهَا الرَّاعِي الْحَقِي بِرَاعِيكِ وَ قَطِيعِكِ فَإِنَّكِ تَائِهَةٌ مُتَحَيِّرَةٌ عَنْ رَاعِيكِ وَ قَطِيعِكِ فَهَجَمَتْ ذَعِرَةً مُتَحَيِّرَةً نَادَّةً لَا رَاعِيَ لَهَا يُرْشِدُهَا إِلَى مَرْعَاهَا أَوْ يَرُدُّهَا فَبَيْنَا هِيَ كَذَلِكَ إِذَا اغْتَنَمَ الذِّئْبُ ضَيْعَتَهَا فَأَكَلَهَا وَ كَذَلِكَ وَ اللَّهِ يَا مُحَمَّدُ مَنْ أَصْبَحَ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ لَا إِمَامَ لَهُ مِنَ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ ظَاهِراً عَادِلًا أَصْبَحَ ضَالًّا تَائِهاً وَ إِنْ مَاتَ عَلَى هَذِهِ الْحَالِ مَاتَ مِيتَةَ كُفْرٍ وَ نِفَاقٍ وَ اعْلَمْ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ أَئِمَّةَ الْجَوْرِ وَ أَتْبَاعَهُمْ لَمَعْزُولُونَ عَنْ دِينِ اللَّهِ قَدْ ضَلُّوا وَ أَضَلُّوا فَأَعْمَالُهُمُ الَّتِي يَعْمَلُونَهَا كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عاصِفٍ‏ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى‏ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعِيدُ[۹].[۱۰]


[۱] الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۱، ص: ۳۷۲، ح ۲

[۲] الزمر: ۶۱٫

[۳] الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۱، ص: ۳۷۲، ح ۱

[۴] الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۱، ص: ۳۷۲، ح ۴

[۵] غاشیه ۴-۳

[۶] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏۸ ؛ ص۱۶۰

 [7]  القصص: ۵۰

[۸] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۷۴

[۹] ابراهیم ۱۸

[۱۰] الكافي (ط – الإسلامية) ؛ ج‏۱ ؛ ص۳۷۴، ح ۲

نوشته های مشابه

معاد(درس اول)
1 هفته قبل
معاد(درس دوم)
1 هفته قبل

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.