پ
پ

درس اول

تعیین امام

هر پیامبری که از سوی خداوند برای بیان معارف دین مبعوث می شود باید وصیّ ای برای خود تعیین نماید تا در غیاب او مردم را هدایت و راهنمائی نماید و مردم را از سرگردانی نجات دهد، و این وصی حتماً باید از سوی خداوند تعیین شده باشد و رأی و نظر مردم در تعیین آن تاثیری ندارد، برای مثال در سوره ی طه حضرت موسی از خداوند می­خواهد که هارون را وصیّ ایشان قرار بدهد تا کمک کار او باشد و وقتی این امر از سوی خداوند پذیرفته می ­شود، هاررون وصیّ حضرت موسی می ­شود، در سوره ی بقره نیز وقتی حضرت ابراهیم به مقام امامت می رسد از خداوند می خواهد که این مقام را در ذرّیه او نیز قرار دهد ولی خداوند می فرماید این امر (امامت) به ظالمان نمی رسد و تنها افرادی از نسل حضرت ابراهیم به امامت می رسند که مورد تایید خداوند واقع می ­شوند. در این خصوص در کتاب اصول کافی حدیثی از امام صادق (ع) بیان می­دارد: (( امامت عهدی است سفارش شده از خدای بزرگ برای اشخاص نامبرده شده، وامام حق ندارد آن را از امام بعد از خود دریغ دارد، خدای تبارک و تعالی به داوود (ع) وحی کرد که از خاندان خود وصیّی برگزین ، زیرا در علم من گذشته است که پیامبری را مبعوث نکنم مگر آنکه وصیّی از خاندان خود داشته باشد. داوود (ع) فرزندان بسیاری داشت و در میان آنها نوجوانی بود که مادرش در همسری داود (ع) بود و داوود آن زن را دوست می­داشت . هنگامی که این وحی به داود رسید، نزد آن زن آمد و فرمود: خدای بزرگ به من وحی کرده و دستور فرموده است که وصیّی از خاندان خود برگزینم. همسرش گفت باید آن شخص پسر من باشد. داوود گفت من نیز همین را می خواهم . ولی در علم حتمی خداوند گذشته بود که سلیمان باشد، پس خداوند عزوجل به داوود وحی کرد تا فرمان من به تو نرسیده شتاب مکن…)) در ادامه حضرت صادق (ع) مشخص می نمایند که پذیرش حضرت سلیمان (ع) به عنوان وصی بی علت نبوده و خداوند بنا برحکمت خود می دانسته که حضرت سلیمان بر دیگر پسران داوود (ع) برتر و عالم تر است . و خداوند در ادامه ی حدیث به حضرت داوود (ع) می  فرماید : ((تو چیزی را خواستی و ما چیز دیگری را ،داوود نزد همسر خود رفت و فرمود : ما چیزی را خواستیم و خداوند چیز دیگری را خواست و جز آنچه خدای بزرگ خواست انجام نگرفت، ما هم به خواست خدا راضی هستیم و تسلیم فرمان اوییم . سپس امام صادق (ع) فرمود : اوصیاء نیز چنین ­اند آنان حق ندارند که این امر را تجاوز دهند و آن را از صاحبش گذرانده و به دیگری بسپارند. (اصول کافی . ج۲، باب امامت عهدی است از سوی خدای بزرگ که از یک امام به امام دیگر سپرده می شود.)

در حدیث دیگر امام صادق (ع) بیان می فرمایند: ” آیا شما می پندارید که وصیت کننده ی ما به هر که بخواهد وصیت می­کند؟ به خدا سوگند چنین نیست : بلکه امامت عهدی است از رسول خدا (ص) به هر یک از امامان و حضرت یکایک ائمه پیش از خود را شمرد تا به نام خود رسید.” (اصول کافی ج۲- همان باب)

ابو بصير گويد: خدمت امام باقر عليه السّلام نشسته بودم كه مردى با آن حضرت عرض كرد:  مرا از ولايت على خبر ده، كه آن از جانب خداست يا از جانب پيغمبر؟ حضرت خشمگين شد و فرمود: واى بر تو! پيغمبر از خدا بيمناك تر از آن است كه چيزى را كه خدا دستورش را نداده بگويد، بلكه ولايت على را خدا واجب ساخت ، چنان كه نماز و زكات و روزه و حج را واجب ساخت. (اصول کافی ج ۲- باب مواردى كه خداى عزّوجلّ و رسولش بر ائمه عليهم السّلام يكى پس از ديگرى تصريح كرده اند ح ۵)

نوشته های مشابه

معاد(درس اول)
1 هفته قبل
معاد(درس دوم)
1 هفته قبل

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.