پ
پ

اسرار، کیفیّت و نکات مربوط به ولادت :

در مورد تاریخ تولّد حضرت فاطمه (س) اندکی اختلاف وجود دارد؛ امّا از نظر دوست‌ داران و پیروان حقیقی آن حضرت، تمسّک به نقل ائمّه ی اطهار (ع)، صحیح‌ ترین و قطعی‌ ترین تاریخ، پنج سال بعد از بعثت، در بیستم جمادی‌الآخر هجری قمری است. در مورد سال‌ های ازدواج و شهادت ایشان، چندان مورد اختلاف وجود ندارد؛ یعنی ازدواج در سال اوّل یا دوم هجرت و شهادت در تاریخ یازدهم هجرت؛ امّا در اینکه حضرت در این وقایع چه سنّی داشته‌ اند، مورد اختلاف است و آن به تعیین زمان ولادت ایشان بستگی دارد.

آنچه که مسلّم است، ولادت آن حضرت بنا بر روایات بعد از بعثت اتّفاق افتاده است:

أَنَّ فَاطِمَۀَ(س) وُلِدَتْ بَعْدَ مَا أَظْهَرَ اللهُ نُبُوَّۀَ أَبِیهَا ‏بِخَمْسِ سِنِینَ وَ قُرَیْشٌ تَبْنِی الْبَیْتَ وَ رُوِیَ أَنَّهَا وُلِدَتْ فِی جُمَادَی الْآخِرَۀِ یَوْمَ الْعِشْرِینَ مِنْهُ سَنَۀَ خَمْسٍ وَ أَرْبَعِینَ مِنْ مَوْلِدِ النَّبِیِّ(ص)؛

همانا فاطمه (س) بعد از اینکه خداوند نبوّت پدرش را آشکار کرد، متولّد شد. حضرت فاطمه(س) در سال پنجم، در حالی که قریش «خانه ی کعبه» را بنا یا تعمیر می‌ کرد، در روز ۲۰ جمادی الآخر در سنّ ۴۵ سالگی پیامبر (ص) متولّد شد.

همچنین آمده است: 

رُوِیَ أَنَّ فَاطِمَۀَ(س) وُلِدَتْ بِمَکَّۀَ بَعْدَ الْمَبْعَثِ بِخَمْسِ سِنِینَ وَ بَعْدَ الْأَسْرَی [الْإِسْرَاءِ] بِثَلَاثِ سِنِینَ فِی الْعِشْرِینَ مِنْ جُمَادَی الْآخِرَۀِ؛
روایت شده که فاطمه (س) در «مکّه»، پنج سال بعد از بعثت ـ سه سال بعد از معراج ـ در روز بیستم جمادی ‌الآخر متولّد شده است.
به نظر قوی، این بازسازی کعبه برای بار دوم بوده است.

تاریخ ولادت حضرت فاطمه (س) مسئله ی بسیار مهمّی است؛ زیرا ثبت دقیق این وقایع، مستندات تاریخی را قوی‌ تر می‌ کند و مسئله ی ازدواج و به خصوص شهادت آن حضرت را نیز دقیق‌ تر و آشکارتر می‌ سازد و شاید همین اختلاف در ولادت ایشان، همانند مخفی ‌بودن قبرش از اسرار الهی باشد. البتّه ما در این نوشتار در پی اثبات زمان و سال تولّد ایشان نمی‌ باشیم. درباره حوادث، رویدادها و نکات زمان تولّد ایشان می‌توان به نکات زیر اشاره نمود:


۱ ـ ۱٫ تکلّم حضرت فاطمه(س) با مادر خویش در زمان بارداری

هنگامی که حضرت خدیجه (س)، با پیامبر (ص) که فردی یتیم و فقیر بود، ازدواج نمود، زنان مکّه از او دوری می‌ گزیدند، به او وارد نمی‌ شدند و سلام نمی‌ کردند. از این‌ رو، حضرت خدیجه (س) احساس تنهایی می‌ نمود.

فَلَمَّا حَمَلَتْ بِفَاطِمَۀَ(س) صَارَتْ تُحَدِّثُهَا فِی بَطْنِهَا وَ تُصَبِّرُهَا وَ کَانَتْ خَدِیجَۀُ تَکْتُمُ ذَلِکَ عَنْ رسول ‌الله(ص) فَدَخَلَ یَوْماً وَ سَمِعَ خَدِیجَۀَ تُحَدِّثُ فَاطِمَۀَ فَقَالَ لَهَا یَا خَدِیجَۀُ مَنْ یُحَدِّثُکِ قَالَتِ الْجَنِینُ الَّذِی فِی بَطْنِی یُحَدِّثُنِی وَ یُؤْنِسُنِی؛ 

زمانی که به فاطمه باردار شد، حضرت فاطمه (س) در بطن حضرت خدیجه با او حرف می‌ زدند و او را به صبر و شکیبایی دعوت می‌ نمودند. حضرت خدیجه حرف زدن فاطمه (س) با خود را از پیامبر (ص) مخفی می‌ کرد تا اینکه روزی رسول خدا شنید که حضرت با فاطمه (س) صحبت می‌ کنند. فرمودند: «با چه کسی سخن می‌ گویی؟» عرض کرد: جنینی که در شکم من است، پیوسته با من حرف می‌ زند و موجب آرامش من می‌ شود. 

حضرت فاطمه (س) علاوه بر لقب امّ ابیها، مادر خود را نیز در حالت جنینی، به صبر و شکیبایی دعوت می‌ نمود.

۲ ـ ۱٫ بشارت به دختر بودن جنین و ادامه نسل با برکت پیامبر (ص) توسط آن جنین

پیامبر (ص) به حضرت خدیجه (س) فرمودند: 

«هَذَا جَبْرَئِیلُ یُبَشِّرُنِی أَنَّهَا أُنْثَی وَ أَنَّهَا النَّسَمَۀُ الطَّاهِرَۀُ الْمَیْمُونَۀُ وَ أَنَّ اللهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی سَیَجْعَلُ نَسْلِی مِنْهَا وَ سَیَجْعَلُ مِنْ نَسْلِهَا أَئِمَّۀً فِی الْأُمَّۀِ یَجْعَلُهُمْ خُلَفَاءَهُ فِی أَرْضِهِ بَعْدَ انْقِضَاءِ وَحْیِهِ؛

جبرئیل به من خبر داد که آن جنین دختر است و نسلی پاک و مطهّر دارد و خداوند متعال نسل مرا از ذریّه او قرار خواهد داد و از نسل او امامانی خواهند آمد که پس از من و بعد از اتمام وحی، خلیفه‌های الهی بر روی زمین خواهند بود.»

نکته ی مهمّ این قسمت، آن است که معمولاً نسل هر فردی از طریق فرزند ذکور وی ادامه می‌ یابد و اصطلاحاً به کسی که فرزند پسر ندارد، ابتر می‌ گویند؛ ولی از رازهای دیگر وجود مقدّس حضرت زهرا(س) این است که در آن جامعه ی جاهلی و دیدگاهی که نسبت به دختر داشتند، نسل برترین انسان جهان هستی از طریق او ادامه می‌ یابد و خلیفه‌ های الهی از دامن او رشد یافته و زمینه‌ساز سعادت انسانی می‌ گردند.


۳ ـ ۱٫ حضور چهار زن برتر جهان هنگام تولّد

هنگامی که زمان فارغ شدن و وضع حمل زنی می‌ رسد، معمولاً زن‌ ها برای کمک به او می‌ شتابند؛ ولی هنگامی که حضرت خدیجه (س) به زنان قریش و بنی‌ هاشم پیغام کمک فرستاد، آنها با کینه‌ ای که از ازدواج ایشان با پیامبر (ص) به دل داشتند، از کمک به او سر باز زدند و به یاری او نیامدند. در این هنگام، خدایی که تمام مقدّمات و برنامه‌ ریزی خود را برای تولّد این بانو، آماده و مهیّا ساخته بود، رسولان خود را برای یاری فرستاد: 

«دَخَلَ عَلَیْهَا أَرْبَعُ نِسْوَۀٍ طِوَالٍ کَأَنَّهُنَّ مِنْ نِسَاءِ بَنِی‌هاشِمٍ فَفَزِعَتْ مِنْهُنَّ فَقَالَتْ لَهَا إِحْدَاهُنَّ لَا تَحْزَنِی یَا خَدِیجَۀُ فَإِنَّا رُسُلُ رَبِّکِ إِلَیْکِ وَ نَحْنُ أَخَوَاتُکِ أَنَا سَارَۀُ وَ هَذِهِ آسِیَۀُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ وَ هِیَ رَفِیقَتُکِ فِی الْجَنَّۀِ وَ هَذِهِ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ هَذِهِ صَفْرَاءُ [صَفُورَاءُ] بِنْتُ شُعَیْبٍ؛
چهار زن بلند قامت و نورانی بر او وارد شدند که بیش تر، زنان بنی‌ هاشم بودند. حضرت خدیجه چون آنها را دید، ترسید. یکی از آنان گفت: ای خدیجه! ناراحت مباش؛ چرا که ما را پروردگارت به سوی تو فرستاده است. ما خواهران تو هستیم؛ من ساره هستم و ایشان آسیه، دختر مزاحم، رفیق تو در بهشت، این مریم، دختر عمران و ایشان صفورا، دختر شعیب است.

چهار زن برتر جهان، همراه حضرت خدیجه (س) از برای چنین امر مهمّی مأمور شده و کمر به خدمت چنین وجودی بسته بودند.

۴ ـ ۱٫ نورانی‌شدن خانه‌ های مکّه و سرتاسر غرب و شرق زمین

«فَلَمَّا سَقَطَتْ إِلَی‏ الْأَرْضِ أَشْرَقَ مِنْهَا النُّورُ حَتَّی دَخَلَ بُیُوتَاتِ مَکَّۀَ وَ لَمْ یَبْقَ فِی شَرْقِ الْأَرْضِ وَ لَا غَرْبِهَا مَوْضِعٌ إِلَّا أَشْرَقَ فِیهِ ذَلِکَ النُّورُ؛
پس هنگامی که حضرت فاطمه (س) پا به عرصه ی زمین نهاد، نوری عظیم از ایشان بلند شد تا اینکه این نور به تمام خانه‌ های مکّه داخل شد و در شرق و غرب زمین، جایی از این نور خالی نماند. این همان «مثلُ نورِهِ کَمِشکاة» و «نور الله» است.»
شکوفه‌ ها، شگفت‌ زده از طراوات نوزادی شدند که عطر خدا را به همراه داشت و ستارگان، خیره در سیمای طفلی شدند که نور آفریدگار در آن باز تابیده بود و حضرت خدیجه (س) شادمان از ولادت دختری که بوی عصمت می‌ داد و طعم بهشت داشت.

۵ ـ ۱٫ خوراندن آب کوثر به حضرت فاطمه (س)، شست‌ و شو با آن و لباس‌ های بهشتی

پس از آنکه حضرت متولّد شد، زنی که در مقابل حضرت خدیجه (س) بود، آن نوزاد را گرفت، اندکی از آب کوثر که قبلاً توسط حورالعین آماده گشته بود، به او خورانید و در آب کوثر شست‌ و شو داد و با دو پارچه سفید رنگ که از شیر، سفید‌تر و از مشک و عنبر خوش‌ بوتر بودند، یکی را بر بدن نوزاد و دیگری را بر سر او بست.

این نوزاد همان کوثر، حقیقت خیر فراوان است که خداوند وعده‌ اش را به پیامبر (ص) داده بود که: «ما به تو کوثر عطا می‌ کنیم.»

۶ ـ ۱٫ شهادت بر توحید، نبوّت و امامت، اوّلین و آخرین رسالت

حضرت فاطمه (س)

نوزاد در بدو تولّد خود، لب به سخن گشود: 

«فَنَطَقَتْ فَاطِمَۀُ(س) بِشَهَادَۀِ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ وَ أَنَّ أَبِی رسول‌الله(ص) سَیِّدُ الْأَنْبِیَاءِ وَ أَنَّ بَعْلِی سَیِّدُ الْأَوْصِیَاءِ وَ أَنَّ وُلْدِی سَیِّدُ الْأَسْبَاطِ ثُمَّ سَلَّمَتْ عَلَیْهِنَّ وَ سَمَّتْ کُلَّ وَاحِدَۀٍ مِنْهُنَّ بِاسْمِهَا؛

خدایی جز الله نیست. پدرم رسول خداست و سرور تمام انبیا. همسرم علیّ مرتضی (ع)، سرور تمام اوصیا و فرزندانم حسن و حسین: سرور تمام بنی‌آدم.

سپس نام تک‌ تک فرزندان [معصومش] را برد و بر آنها سلام کرد.»

اینکه دیگران چه می‌ اندیشیدند، مهم نیست؛ ما را همین حدیث بس است برای صراط مستقیم. آنهایی که این حدیث را باور ندارند، به سراغ آیات «قرآن کریم» بروند؛ آن هنگام که حضرت مریم (س) فرزند خود را به روی دست به میان آماج تیر تهمت‌ ها و ناسزاها آورد، حضرت عیسی(ع) لب به سخن گشود و فرمود: 

«اِنّی عَبدُالله آتانِی الکتابَ و جَعَلَنی نَبیا؛

من بنده ی خدایم. به من کتاب داده است و مرا پیامبر قرار داده است.»

حال چگونه این نوزاد سخن نگوید که خود، دختر اشرف انبیا و همسر و مادر یازده انسان برتر از حضرت عیسی(ع) است؟

۷ ـ ۱٫ بشارت اهل بهشت برای تولّد حضرت فاطمه (س)

در بخشی از حدیث آمده است که حضرت فاطمه (س) به حورالعین بهشتی لبخند زد: 

«ضَحِکْنَ إِلَیْهَا وَ تَبَاشَرَتِ الْحُورُ الْعِینُ وَ بَشَّرَ أَهْلُ الْجَنَّۀِ بَعْضُهُمْ بَعْضاً بِوِلَادَۀِ فَاطِمَۀَ(س)؛

حورالعین و اهل بهشت یکدیگر را برای تولّد فاطمه س) بشارت گفتند.»

این‌ چنین است که خداوند و بهشت به وجود او افتخار می‌ کند. 

و َإفتَخَرَ جبرئیلُ بِکَونِهِ مِنهُم؛ 

جبرئیل از اینکه از آنها (خاندان پیامبر) باشد، افتخار می‌ کند.

۸ ـ ۱٫ رشد معجزه‌ سان حضرت فاطمه (س)

کَانَتْ تَنْمِی فِی کُلِّ یَوْمٍ کَمَا یَنْمِی الصَّبِیُّ فِی شَهْرٍ وَ فِی شَهْرٍ کَمَا یَنْمِی الصَّبِیُّ فِی سَنَۀٍ؛

حضرت فاطمه(س) در هر روز به ‌اندازه‌ ای رشد می‌ کردند که بچّه‌ های دیگر در ماه به آن اندازه رشد می‌ کنند و هر ماه تا به حدّی که بچّه‌ های دیگر در یک سال.


۹ ـ ۱٫ اذان و اقامه گفتن پیامبر (ص) در گوش حضرت فاطمه (س)

از حضرت علی (ع) روایت شده:

«هنگامی که فاطمه (س) متولّد شد، پیامبر (ص) وارد شد و در گوش راست حضرت فاطمه (س) اذان و در گوش چپ او اقامه گفت و پیامبر (ص) با هر کس مانند این انجام داد، از شیطان در امان ماند.»

و این تازه آغازی بود برای رازهای پیچیده حضرت فاطمه (س) و ما فقط می‌ توانیم بگوییم:

الّلهمَّ صَلِّ علی فاطمۀَ و أبیها و بَعلِها وَ بَنیها و السِّرالمُستَودِعِ فیها بِعَدَدِ ما اَحاطَ بِهِ عِلمُکَ.

و از او بخواهیم: «یا فاطمۀُ! إشفَعی لَنا فی الجَنَّۀِ»

لا تَقسَ فَضلَهُم لِلأنبیاء أجَل فَإنَّ سَلمانَهُم بعدَ تصغیرِ سلیمانُ؛

فضل و برتری آنها را با انبیا قیاس نکن؛ همانا سلمانِ آنها را اگر (با لفظ) کوچک کنی، سلیمان می‌ شود.

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.