آیه ی ۱۵ سوره ی احقاف راجع به امام حسین ع
19 مرداد 1400 - 0:21
بازدید 25
پ
پ

الكافي (ط – الإسلامية)، ج‏۱، ص: ۴۶۴

– مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرٍو الزَّيَّاتِ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّ جَبْرَئِيلَ ع نَزَلَ عَلَى مُحَمَّدٍ ص فَقَالَ لَهُ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِمَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ السَّلَامُ لَا حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ يُولَدُ مِنْ فَاطِمَةَ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَجَ ثُمَّ هَبَطَ ع فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ فَقَالَ يَا جَبْرَئِيلُ وَ عَلَى رَبِّيَ السَّلَامُ لَا حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَعَرَج‏جَبْرَئِيلُ ع إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ هَبَطَ فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ رَبَّكَ يُقْرِئُكَ السَّلَامَ وَ يُبَشِّرُكَ بِأَنَّهُ جَاعِلٌ فِي ذُرِّيَّتِهِ الْإِمَامَةَ وَ الْوَلَايَةَ وَ الْوَصِيَّةَ فَقَالَ قَدْ رَضِيتُ ثُمَّ أَرْسَلَ إِلَى فَاطِمَةَ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُنِي بِمَوْلُودٍ يُولَدُ لَكِ تَقْتُلُهُ أُمَّتِي مِنْ بَعْدِي فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ لَا حَاجَةَ لِي فِي مَوْلُودٍ مِنِّي تَقْتُلُهُ أُمَّتُكَ مِنْ بَعْدِكَ فَأَرْسَلَ إِلَيْهَا أَنَّ اللَّهَ قَدْ جَعَلَ فِي ذُرِّيَّتِهِ الْإِمَامَةَ وَ الْوَلَايَةَ وَ الْوَصِيَّةَ فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ أَنِّي قَدْ رَضِيتُ فَ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ‏ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي‏ أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ‏ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي‏ فَلَوْ لَا أَنَّهُ قَالَ‏ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي‏ لَكَانَتْ ذُرِّيَّتُهُ كُلُّهُمْ أَئِمَّةً- وَ لَمْ يَرْضَعِ الْحُسَيْنُ مِنْ فَاطِمَةَ ع وَ لَا مِنْ أُنْثَى كَانَ يُؤْتَى بِهِ النَّبِيَّ فَيَضَعُ إِبْهَامَهُ فِي فِيهِ فَيَمَصُّ مِنْهَا مَا يَكْفِيهَا الْيَوْمَيْنِ وَ الثَّلَاثَ فَنَبَتَ لَحْمُ الْحُسَيْنِ ع مِنْ لَحْمِ رَسُولِ اللَّهِ وَ دَمِهِ‏ وَ لَمْ يُولَدْ لِسِتَّةِ أَشْهُرٍ إِلَّا عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع وَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ ع.

. محمد بن يحيى، از على بن اسماعيل، از محمد بن عمرو زيّات، از مردى از اصحاب ما، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود: «جبرئيل عليه السلام بر محمد صلى الله عليه و آله فرود آمد و به آن حضرت عرض كرد كه: يا محمد، خدا تو را بشارت مى‏دهد به فرزندى كه متولّد مى‏شود از حضرت فاطمه كه امّت تو بعد از تو، او را می كشند. فرمود كه: اى جبرئيل، و سلام بر پروردگار من، مرا حاجتى نيست در فرزندى كه متولّد شود از فاطمه، كه امّت من بعد از من او را بكشند. پس جبرئيل عليه السلام به آسمان بالا رفت، بعد از آن فرود آمد و مثل آنچه به آن حضرت عرض كرده بود، عرض نمود.

پيغمبر به جبرئيل فرمود كه: اى جبرئيل، و سلام بر پروردگار من، مرا حاجتى نيست در فرزندى كه متولّد شود از فاطمه، كه امّت من بعد از من او را بكشند. پس جبرئيل عليه السلام به سوى آسمان بالا رفت، بعد از آن فرود آمد و عرض كرد كه: يا محمد، پروردگارت تو را سلام مى‏رساند و تو را بشارت مى‏دهد به اين ‏كه امامت و ولايت و وصايت را در فرزندان او قرار خواهد داد.

پيغمبر فرمود كه: من راضى شدم. بعد از آن، حضرت به نزد فاطمه فرستاد و به او پيغام داد كه خدا مرا بشارت مى‏دهد به فرزندى كه از براى تو متولّد شود كه امّت من بعد از من او را می كشند.

حضرت فاطمه به نزد پيغمبر فرستاد كه: مرا حاجتى نيست در مولودى كه امّت تو بعد از تو او را بكشند. پس به نزد فاطمه فرستاد كه: خدا امامت و ولايت و وصايت در فرزندان او قرار داده است. حضرت فاطمه به نزد پيغمبر فرستاد كه: من راضى شدم. بعد از آن، به آن حضرت حامله شد از روى كراهت، و او را زاييد از روى كراهت، و مدّت حمل آن حضرت و زمان شير باز گرفتنش سى ماه بود. «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ‏ شَهْراً حَتَّى إِذا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ بَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلى‏ والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَ أَصْلِحْ لِي فِي ذُرِّيَّتِي»، يعنى: تا وقتى كه رسيد آن آدمى به نهايت قوّت و استحكام عقل خود و رسيد به چهل سالگى، گفت كه: پروردگارا، الهام كن مرا كه شكر گويم نعمت تو را كه انعام كرده ‏اى بر من و بر پدر و مادر من، و ديگر آن‏كه عمل كنم عملى كه شايسته باشد كه بپسندى تو آن را و از آن خشنود شوى، و به صلاح آور براى من و آن را جارى گردان در فرزندان من» و حضرت فرمود: «اگر نه اين بود كه آن حضرت گفت كه: به صلاح آور براى من در فرزندان من، هر آينه همه فرزندان آن حضرت، امام بودند.

و حضرت امام حسين عليه السلام، از پستان فاطمه عليها السلام و زنى ديگر شير نخورد، و امر چنان بود كه او را به نزد حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله مى‏آوردند، پس انگشت بزرگ خود را در دهانش مى‏گذاشت و از آن انگشت مى‏مكيد، آنچه را كه دو روز و سه روز او را كفايت مى‏كرد، و در آن مدّت، احتياج به شير نداشت، پس گوشت امام حسين عليه السلام از گوشت رسول خدا صلى الله عليه و آله و خون آن حضرت روييده، و هيچ فرزندى شش ماهه متولّد نشد، مگر عيسى بن مريم و حسين بن على عليهما السلام».

ثبت دیدگاه

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.